تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

جشن تیرگان1
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٢٥   کلمات کلیدی: جشن تیرگان ،آرش کمانگیر ،تیریشت ،مراسم تیرگان

جشن تیرگان ۱

 

حماسه آرش که در تیریشت از آن سخن آمده است ، در زمان منوچهرشاه نوه ایرج رخ داد . در آغاز پادشاهی منوچهر پس از جنگ میان ایران و توران ، بخشی از خاک کشور به یغما رفت تا اینکه با عقد قراردادی میان منوچهر و افراسیاب ، پیمانی مبنی بر پرتاب تیری توسط یک تیرانداز ایرانی بسته شد ، در هرجا تیر فرود آمد آنجا حریم دو کشور گردد.آرش با مهری پاک به میهن تیر از کمان کشید و با یاری اهورامزدا ، تیر در کنار رود جیحون بر بدنه درخت گردوی تناوری فرود آمد و سرحد دو کشور شد.پس از این تلاش غرورآفرین ، آرش که تمام نیرو و جان خود را در تیر کرده بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد . 


حماسه آرش یکی از بزرگترین و غرورآمیزترین حماسه های ملی ایران و نشانه ای از بزرگی روان و سرشت ایرانی است


ازجهت نجومی ، این جشن برابر است با بزرگترین روز سال خورشیدی و گرمای تابستان که همان تیر روز از ماه تیر است. برابر با سالنمای کهن ایران و سالنمای زرتشتیان این روز ، سیزدهم تیرماه است اما در سالنمای کنونی ایران به علت ماههای سی و یک روزه ، جشن ، سه روز به جلو می افتد و در روز دهم تیرماه برگزار می شود ، که با نیایش ، آب پاشیدن کودکان بر روی هم و هدیه دادن نامزدها به یکدیگر و گاه با گرفتن فال حافظ و خوردن میوه و آجیل و خواندن سرود و پایکوبی به پایان می رسد.

 

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

جشن تیرگان ۲

این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و از تیر روز از تیرماه ، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت. زرتشتیان تیرگان را “ تیر و جشن Tiru-Jashn ” می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاک نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراک های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاکیزه نموده و بامدادان شست و شو می کنند و خواندن دو نیایش “ خورشید نیایش ” و “ مهرنیایش” از اوستا را بسیار نیکو می دانند.


شاید “ تیر و جشن” یکی از شادترین جشن های کهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی که به مچ دست می بستند در کوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و کنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند .
از مهم ترین چیزهایی که در این جشن تدارک می دیدند، بندی بود از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ که با رشته ای از سیم زرین و نازک می بافتند. این بند را “ تیر و باد Tiru-Bad ” می نامیدند. در این روز کله قند را در کاغذهای سبز رنگ بسته بندی کرده و دور آن “ تیروباد” می بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پیش کش می فرستادند. از روزهای پیش از جشن “ تیروباد ” در همه خانه ها مهیا می شد. بامداد روز جشن از کوچک و بزرگ - به ویژه کودکان - این بند را به مچ دست یا به دکمه لباس و جایی از پوشاک می بستند. این بند را با خوشی و شادمانی تا روز پایان جشن یعنی باد روز با خود داشتند. آنگاه در روز مذکور به دشت یا بام خانه رفته ، بند را باز کرده و با فریاد و بانگ شادمانی به باد می سپردند. این کردار اشاره ای به عمل آرش کمانگیر دارد که تیر را رها کرد و مرز ایران زمین معین شد. جنگ و ستیزی طولانی پایان یافت و به فرمان خداوند، باد یا ایزد باد، تیر را در آن مسافت دور برد. به همین جهت بر آن تمثیل این رسم انجام می شد که باد آن بند را به یاد حادثه مذکور به دورها می برد. به همین جهت است که مبدا جشن را تیر روز و پایان آن را باد روز قرار داده اند، بر این اندیشه که تیر در روز باد، پس از ده روز از حرکت ایستاد.
دیگر از آداب این جشن میان زرتشتیان، فال کوزه می باشد. مقدمه فال کوزه در روز دوازدهم برگزار میشود، به این طریق که در مجلسی که از پیش کسانی در آن دعوت شده اند ، دختر نابالغی کوزه ای خالی یا پر از آب را دور مجلس می گرداند و هرکس به نیتی که دارد چیزی در آن می اندازد و سپس کوزه را در جایی می نهند که زیر درخت باشد و پارچه سبزی روی کوزه می کشند و آیینه ای روی آن می گذارند. آنگاه عصر روز تیر و جشن ، همان دختر مراسم تطهیر انجام داده و کشتی نو می کند و کوزه را برداشته و باج می گیرد یعنی ساکت و خاموش می ماند و سرگذر در محله می نشیند. مهمانان روز پیش، که هریک با نیت چیزی در کوزه افکنده بودند می آیند. هر کس شعری می خواند و دختر دست در کوزه کرده ، چیزی بیرون می آورد. صاحب آن شی ، نیت خود را با شعری که خوانده شده سنجیده و بدان فال گرفته و آنرا شگون می داند.


 
عکس هایی از نقش رستم فارس
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٢۱   کلمات کلیدی: نقش رستم ،عکس نقش رستم ،آرامگاه داریوش ،آرامگاه خشایارشا

ایران - استان فارس- شیراز-  نقش رستم- آرامگاه داریوش بزرگ, خشایارشا, اردشیر یکم, داریوش دوم- کعبه زرتشت

 

در این جایگاه باستانی سازه های و سنگ نبشته ها و نگاره هایی از زمان ایلامیان, هخامنیشان, ساسانیان و دوران معاصر وجود دارد.

 

برای دیدن فرتورها با اندازه ی بزرگ روی آنها کلیک کنید.


 
آیین جشن مهرگان
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱٩   کلمات کلیدی: جشن مهرگان ،آیین جشن مهرگان ،مراسم جشن مهرگان ،مهر

اگر به دنبال پرسش و پاسخ با دکتر تورج پارسی پیرامون سفره ی جشن مهرگان هستید کلیک کنید

 

مراسم جشن مهرگان


مهرگان مانند نوروز مراسمی با شکوه داشت. یکی از این مراسم، استفاده از روغن "بان" است که بر بدن می مالیدند برای تیمن و تبرک و هفت میوه شکر، ترنج، سیب بهی، انار، عناب، انگور سفید و کنار تهیه می کردند. چرا که اگر هر کسی در این روز از هفت میوه مذکور بخورد و روغن بان بر بدن بمالد و گلاب بپاشد در آن سال از آفات و بلاها مصون می ماند. در این روز زرتشتیان لباس نو به رنگ های زرد و سرخ و نارنجی پاییزی می پوشیدند و سفره الوان می گستردند و بر آن کتاب اوستا، آیینه، سرمه دان، سبویی شراب، شیشه گلاب و مخصوصا انار و همچنین گل نیلوفر می چیدند. آتش های بزرگ برپا می کردند و به رقص و پایکوبی می پرداختند و اسپند در آتش می ریختند. مراسم دید . بازدید در این روز برگزار می شد و کوچکتر ها به دیدن بزرگترها می رفتند. به کودکی که در ماه مهر به دنیا می آمد نامی می نهادند که با مهر ترکیب شده باشد، مانند مهریار، مهرشید، مهرنوش، مهرپاد، مهرداد، مهربان و ...



نام بابلی ماه مهر "تشری"، به معنای خدای آفتاب است و ماه زرتشتی آن "ماه مهر" بوده و در ماه های ارمنی هم به این ماه "مهکان" می گفتند.



ایرانیان در ماه مهر جشن بزرگی می گرفتند که 6 روز طول می کشید. شاید این 6 روز با آنچه که در کتاب مقدس به عنوان دوره های آفرینش آمده است ارتباط داشته باشد. روز 16 مهر مهرگان کوچک و روز 21 مهر مهرگان بزرگ نام داشت. عده ای از ایرانیان معتقد بودند که در روز مهرگان مشیا و مشیانه (آدم و حوا) تولد یافته اند.



جشن مهرگان در همه آسیای صغیر هم معمول بوده و از آنجا به اروپا رفته است. به طوری که جشن مهرگان در روم باستان نیز وجود داشته و به عنوان روز ولادت خورشید مغلوب ناشدنی نام گرفته است. روز پایانی جشن که بیست و پنجم اکتبر است را روز ولادت مسیح قرار دادند.



مهرگان جشنی است که در آن سپیدی بر سیاهی، خورشید بر تاریکی و جهل پیروز می شود. جشن مهرگان جشن بازیابی آزادی و رهایی از ستم ظالمان و جشن پیروزی نیکی بر بدی است.


 
جشن مهرگان2
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱٧   کلمات کلیدی: شانزدهم مهر ،روز مهر ،داریوش اول ،آتوسا دختر کورش

جشن مهرگان ۲

***

یکی از جشن های فراموش شده در وطن ما ایران جشن خرمن و یا همان جشن" مهرگان" است . در باره ان بیشتر بدانیم :

مهرگان: عید جوانان و آینده سازان

دکتر نوشیروان کیهانی زاده :

روز های ماه در ایران باستان نام های خاص داشتند و ازجمله روز شانزدهم هر ماه «مهر» بود. بنابراین «روز مهر» در ماه مهر (شانزدهم)، مهمترین روز آیین های مهرگان بود. آیین های مهر (جشن های مهرگان) پس از نوروز، مهمترین عید ملی ایرانیان بوده است. نوروز با بهار و شکوفه و نوید برکت آغاز می شد و مهرگان به خاطر پایان رسیدن کار جمع آوری محصول و آغاز شش ماهه شب های طولانی تر و سرما.

«مهرگان» ویژه آیین های سپاسگزاری به درگاه خداوند [اهورامزدا] که این همه نعمت را به انسان ارزانی داشته و نیز استفاده از این فرصت برای تحکیم دوستی ها، محبت ها و عواطف انسانی بوده است. به نظر بسیاری از مورخان، «مهرگان» آیین الزام ایرانیان به دوستی کردن و مهر ورزیدن به یکدیگر هم به شمار می آید. در گذشته، در روزهای مهرگان (4 تا 6 روز) مردم مهمانی های بزرگ برپا می کردند و پذیرایی با میوه تازه در مهرگان و میوه خشک (آجیل و خشکبار) در نوروز؛ رسم تغییرناپذیر ایرانیان از عهد باستان بوده است.

مراسم نوروز در عین حال فرصتی برای بزرگداشت سالخوردگان از سوی جوان ترها و ادای احترام به آنان به پاس خدماتشان بوده و ایام مهرگان بالعکس. در مهرگان، این جوان ترها و نوجوانان هستند که مورد تشویق و محبت بزرگترها قرار می گیرند تا جانشینان بهتری برای آنان شوند.

مهربان بودن و مهر ورزیدن خصلت ویژه ایرانیان خوانده شده است. بدان اندازه که واژه «مهربانی» از قدیم الایام در ایران به کار می رفته در بین هیچ نژاد و تمدنی مشابه آن دیده نمی شود. در ایران باستان برای پاسداری از محبت، عطوفت و مهربانی، عنوان و لقب درست شده بود و به همان گونه که عنوان «مرزبان» به کار می رفت، لقب «مهربان» هم مطرح بود. این عنوان و لقب به دلیل دلنشین بودن بعداً به صورت اسم خاص برای مردان درآمد، اما زنان هم توانستند نام «مهربانو»، «مهری» و «میترا» بر خود نهند. ایرانیان بعداً خصلت مهربان بودن را با میترائیسم در هم آمیختند تا بتوانند این خوی نیکو را در قالب یک عقیده و فرضیه به نقاط دیگر جهان صادر کنند و تا حدی هم موفق شدند. ایرانیان قدیم تابدانحد به منش مهربان بودن حساسیت داشتند که افراد ظالم را «نامهربان» خطاب می کردند. به نوشته مورخان و سیاحان غرب، در میان ایرانیان، کرمانی ها و نقاط مجاور (یزدی ها) در مهربانی کردن و مهربان بودن افراط می کرده اند.

از زمان داریوش اول بود که مدارس، پس از آیین های مهرگان آغاز به کار می کرد. این رسم از طریق یونانیان به سراسر جهان منتقل شده است. (اگرچه در بعضی کشورها به ملاحظات اقلیمی مدارس چند روز جلوتر باز می شوند). هدف اصلی مدارس در ایران عهد هخامنشی عمدتاً تدریس اخلاقیات (پرهیز از دروغگویی و خلف وعده، کردار، گفتار و پندار نیک داشتن؛ دوری از حسد و بخل و ظلم و چشمداشت به مال غیر و...، میهن دوستی، احترام به نیاکان و سالخوردگان، تندرستی، سواری و تیراندازی و سرانجام انتخاب مستعدترین کودکان برای خدمت در ارتش بود. به نوشته مورخان رومی (به نقل از یونانیان)، آموزگاران ایرانی عهد باستان در دبستان ها به کودکان می آموختند که اقتدار و عظمت وطن و آسایش و پیشرفت آنان بستگی به آن دارد که اتحاد خود را حفظ کنند و ارتشی شکست ناپذیر داشته باشند. طبق همین نوشته ها، ایرانیان [باستان] به مشورت با پیران و موی سپیدان خود برای انجام کارهای مهم و آ‎غاز هر کاری بسیار باور داشتند و این کار عادت آنان شده بود و یکی از دلایل پیشرفتشان هم که بر جهان حکومت و برتری داشتند، همین باور بود. در طول تاریخ ایران باستان، ماه مهر، زمان آغاز کارهای مهم متعددی بوده است. یکی از این «‎آغازها تاجگذاری داریوش اول» بود. با این که قلع و قمع «گئوماتا» که از جولای (1 تیر ماه) آ‎غاز شده بود و اواخر شهریور پایان یافت و بزرگان ایران داریوش را به جانشینی کامب(کامبوزیا-کمبوجیه-کامبیز) انتخاب کرده بودند، وی منتظر فرارسیدن ایام مهرگان شد تا کار خود را از چنین عید بزرگ و نیکویی رسماً آغاز کند. کامبیز در بازگشت از مصر در میان راه درگذشته بود. داریوش هخامنشی پسر ویشتاسب از بزرگان پارس، روز دوم اکتبر (دهم مهر ماه و نخستین روز از جشن های مهرگان) در سال 522 پیش از میلاد (درست 2524 سال پیش) تاجگذاری کرد و شاه ایران شد. در دوران حکومت 36 ساله وی، قلمرو ایران شامل سرزمین های وسیعی، از شرق دره سند (Indus) تا سواحل لیبی در آفریقا، و از تراکیه (Thrace) در اروپا تا کوه های پامیر در آسیا (شامل همه خاورمیانه امروز، آسیای میانه، قسمتی از آسیای جنوبی، قفقاز و همه مصر و قسمتی از سودان) می شد. داریوش این سرزمین ها را به استان های متعدد (ساتراپی) تقسیم کرده بود که مستقیماً زیر نظر حکومت مرکزی و برپایه قوانین واحد اداره می شدند و به آن قسمت که سه طایفه ایرانی (مادها از شهر ری به سمت غرب و شمال غربی ازجمله کردها و آذری ها، پارس ها از محور «ری» به جنوب و از شرق تا آن سوی هندوکش و پارت ها در شمال شرقی) در آن سکونت داشته، دارای نیاکان و فرهنگ مشترک بوده و آیین های «نوروز» را گرامی داشته و یکسان برگزار کرده اند «ایران زمین» گفته اند «مصر» ساتراپی ششم ایران بود.

کوروش بنیان گذار امپراتوری ایران بوده، ولی ناسیونالیسم ایرانی با داریوش اول به دنیا آمده است. کوروش، جهانی فکر می کرد و یک جامعه مشترک المنافع متساوی الحقوق به مرکزیت ایران زمین به وجود آورده بود و در امور «ملل متحده»ای که به وجود آورده بود دخالت نمی کرد، ولی داریوش، تنها به اهورامزدا، ایران و ایرانی می اندیشید و همه کتبیه هایش را که به سه زبان نوشته شده و باقی مانده اند با ستایش اهورامزدا (خدا) که زمین و آسمان و بشر و شادی ها را آفریده است آغاز کرده و شاهی خود بر این سرزمین پهناور که مردان خوب و اسبان خوب(مقصود ارتش خوب) دارد از عنایات او دانسته و در یکی از کتیبه هایش از اهورامزدا خواسته است که ایران زمین را از گزند آفت «دروغ» و بلای «خشکسالی» در امان دارد. از کارهای مهم دیگر داریوش ایجاد آبراهی میان دریای سرخ و رود نیل بود خلیج فارس را به دریای مدیترانه متصل سازد. کار مهم دیگر او ساختن تخت جمشید بود که شاه نشین ایران زمین باشد. پایتخت اداری ایران شهر شوش بود. ایجاد یک سپاه همیشگی که تا رسیدن سایر واحدهای ارتش از شهرستان ها، بتواند دربرابر هرگونه تهاجم ناگهانی ایستادگی کند اقدام مهم دیگر او بود. ضرب سکه زر و سیم، مخصوصاً سکه های طلای ناب به نام «دریک ـ داریک» در سال 515 پیش از میلاد ابتکار مهم داریوش اول بود. تأسیس پستخانه، دادگاه، کودکستان و دبستان و وضع قوانین و تعرفه مالیاتی و ایجاد یک نیروی دریایی در خلیج فارس چند نمونه از کارهای دیگر وی به شمار می آید. آمریکاییان دویست سال پیش، هنگام تأسیس پستخانه دولتی (فدرال) این کشور همان شعار داریوش را بر سر در آن حک کردند. شعار مزبور حاکی از این است که باد و باران مانع کار چاپارها نخواهد شد. داریوش میان شوش و ساحل مدیترانه نوعی جاده آسفالته کشیده بود که اخیراً قسمتی از آن کشف شده است. اقدام نظامی داریوش، که هنوز در تاریخ نظامی از آن با صفت «بی سابقه» یاد می شود، انتقال 24 هزار سوار و پیاده با کشتی از شرق مدیترانه به ساحل آتن (800 کیلومتر مسافت) بود. وی نخستین حکمران آسیایی بود که با لشکریان خود از بسفور گذشت و اروپا را مورد حمله قرار داد.

داریوش که با آتوسا دختر کوروش بزرگ ازدواج کرده بود در سال 486 پیش از میلاد درگذشت و پسرش «خشایارشاه نوه کوروش» بر جای او نشست. داریوش در محل معروف به «نقش رستم» در فارس مدفون شد. کوروش هم در سال 530 پیش از میلاد در جنگی جان سپرد که هدف از آن دور ساختن اقوام بی تمدن از ورود به تاجیکستان امروز بود. آن اقوام با زنان خود در ملاءعام همبستر می شدند که از دید کوروش وحشیگری تمام بود. جنازه کوروش برای تدفین به پارس آورده شد. در آن جنگ ارتش ایران پیروز شد. ناحیه ای که کوروش در آن جان خود را از دست داد (دره های آمودریا، فرغانه و پنجشیر) که زبان فارسی و رسوم ایرانی را پاسداری کرده اند، برای ایرانیان همیشه عزیز و گرامی بوده اند.



پاره ای از مورخان شاه شدن داریوش را روز 16 مهر (18 اکتبر)، آخرین روز آیین های مهرگان (روز اصلی مهرگان)، نوشته اند. در آن زمان مهرگان شش روز ادامه داشت که به تدریج در بعضی اوقات و پاره ای از جاها دو روز از آن کاستند .


 
جشن مهرگان3
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱٤   کلمات کلیدی: جشن مهرگان ،الهه مهر ،ایزد مهر ،بزرگداشت ایزد مهر

جشن مهرگان

***

 

در فرهنگ اصیل ایران باستان پنچ جشن با اهمیت وجود دارد که عبارتند از: نوروز، مهرگان، تیرگان، یلدا و سده. در تقویم ایران باستان که کوروش کبیر ایجاد کرده بود، هر روز از ماه دارای نامی است و روز شانزدهم هر ماه روز مهر نام دارد. در هر ماه مردم روزی را که نامش با نام ماه یکی می شد ، جشن می گرفتندو آن روز را گرامی می داشتند. روز مهر از ماه مهر ، روز جشن مهرگان نام دارد.



مهر در معنی لغوی، مهر، محبت و پیوستن معنا دارد و مهرگان نزد برخی اقوام کهن ایرانی از نوروز نیز مهمتر بود و دلایل این اهمیت، منسوب بودن مهرگان به الهه مهر (میترا) بود، که فرشته مهر و دوستی و عهد و پیمان و مظهر نور و روشنایی بود. و آنچنان تقدسی نزد آریایی ها داشت که کیش پرستش مهر بوجود آمد و از ایران به بابِل و سپس به اروپا رفت و آیین میترایسم شکل گرفت که منجر به شکل گیری برخی از طرق عرفانی شد. و در نهایت یکی از سرچشمه های مهم مسیحیت گردید.



به عید میترا عید "بغ" نیز می گفتند. چرا که بغ به معنای خداوند است و بعد ها به میترا تبدیل شده است. جالب است بدانید که پایتخت کشور عراق که بغداد نام دارد، یک اسم کاملا پارسی است به معنای خداداد!

مهر در اندیشه های کهن واسطه میان فروغ ازلی و فروغ پدید آمده (آفریدگار و آفریدگان) بود و چون مظهر نور بود، به مفهوم خورشید نیز به کار می رفت. مهر حامی صلح و صفا و ضامن عهد و پیمان و همچنین نگهبان کشتزارها و کاشتها و پاسدار مردم و بخشنده آرامش به سرزمین ایران بود.



در دوران تسلط آیین زرتشت با اهمیت یافتن مقام اهورامزدا و عمومیت یافتن آیین یکتا پرستی از مقام مهر به تدریج کاسته شد و از آن پس مهر تنها به عنوان فرشته ای بلند پایه ستایش می شد و به ایزد مهر مشهور شد. و مقام او بر بالای کوه تلبرز تصور می شد که بر گردونه 4 اسبه خویش از کوه خاور به باختر می شتافت. و جهان را سرشار از نور و روشنایی و برکت می ساخت.



مهرگان روز بزرگداشت ایزد مهر بود و این جشن ملی در سراسر ایران با شکوه و جلال خاصی برگزار می شد.



روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر بفزا ای نگارِ مهر چهرِ مهربان



گذشته از عقاید مذهبی قدرتمندی که در پس اینگونه جشن ها نهفته است، یک پیشینه تاریخی و پس زمینه فرهنگی نیز پشتوانه آن است.



ایرانیان در طول تاریخ خود راه درازی را پیموده اند، هم در این راه شکل گرفته اند و هم به این راه شکل داده اند. این شکل و شمایل نه چندان مایه فخر و مباهات است و نه چندان مایه سر شکستگی و خواری. هر چه هست تاریخ ملتی است که ساختار روانی و اجتماعی ویژه خود را دارد. تاریخ ملت ما با آیین مناسکی عجین شده است که به زندگی انسان ایرانی در طی قرون متمادی معنا بخشیده اند و اصولا از کارکردهای اسطوره ها هویت بخشی و معنا دادن به زندگی است. زبان اسطوره زبان راز و رمز است. ذهن انسان را از ظاهر به باطن معطوف می کند و از گذشته به حال و از حال به آینده توجه می دهد. گویی بیانگر آمال، آرزوها و آرمان های یک قوم است. اسطوره ها غایت آرزوهای اقوام را تعریف می کنند و به زندگی جهت می بخشند.



یاد آوری این جشن ها می تواند تا حدودی معرفت به خود را سبب شود، به خصوص برای ملتی که ریشه در ژرفا دارد.



در همه اعیاد و مناسک ایران باستان اندیشه و تفکری جاری و ساری است که به این جشن ها رنگ و بوی معنوی عجیبی می بخشد. آیین ها و مناسبت ها همه نمادی از حرکت هایی در تاریخ قوم ایرانی است. که در ادبیات این قوم نیز تجلی یافته است.



مثلا تیرگان سالروز حرکت تاریخی آرش کمانگیر است بر علیه ظلم و جور حاکم. حرکت او یک حرکت چند بعدی به معنای کامل است که در قالب اسطوره و شعر هم به آن پرداخته شده است.



در مورد فلسفه جشن مهرگان هم نظریه های بسیاری موجود است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنم:

1) روز مهر روزی است که خداوند زمین را بگستراند و روح را در کالبد اجساد دمید.

2) در این روز فرشتگان به کمک کاوه آهنگر رفتند تا بتواند بر ضحاک ستمگر غلبه کند و او را شکست دهد و در همین روز بود که فریدون بر تخت پادشاهی نشست.

3) در این روز فریدون ضحاک را در بابِل گرفت و به کوه دماوند فرستاد تا او را در بند کنند و به سبب اتفاق جشن گرفتند، آن را عید نام نهادند و از آن پس حکام بر رعایای خود مهر می ورزیدند و محبت می کردند.

4) پادشاهی به نام مهر در زمانهای دور می زیسته که بسیار ظالم بود. در اواسط مهر ماه به جهنم واصل می گردد و به همین دلیل نام این روز مهرگان به معنای مردن پادشاه است.

5) اردشیر بابکان در این روز تاجگذاری کرده است. تاج او به شکل چهره آفتاب است وازآن روز به بعد پادشاهان در این روز تاجگذاری می کردند.



آنچه بیش از هر چیز رخ می نماید، نقطه مشترکی است که در تمام جشن های ایرانی می توان سراغ گرفت. اگر شب دراز است به ایان می رسد (یلدا) ، زمستان دراز و تازیانه های سرما خواهد رفت (نوروز)، ظلم و بیداد ضحاک ها و افراسیاب ها نابود خواهد گشت (تیرگان و مهرگان) و سر انجام آنچه می ماند، روشنایی، زیبایی، ایثار، محبت، و نام نیک است. در واقع جشن های ایرانی بیانگر آرزوهای ملت ایران برای آزادی از ظلم و بیداد است. و پاسداشت ارزشهای متعالی انسانی و روشنگر نور امید در دلهای ستمدیدگان.


 
جشن اردیبهشتگان
ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱۱   کلمات کلیدی: جشن اردیبهشت گان ،اردیبهشتگان ،امشاسپند ،دوم اردیبهشت

جشن اردیبهشتگان

اردیبهشت آمدو عالم بهشت شد               عالم بهشت از دم اردیبهشت شد

 


جشن اردیبهشتگان که یکی از جشن های بزرگ دینی زرتشتیان است ، با برابری روز و ماه اردیبهشت، یعنی دوم اریبهشت ماه تقویم فصلی هماهنگ است.این روز بزرگ یادآور فروزهء اهورایی اردیبهشت یا اشه وهیشته و ویژگیهای آن یعنی بهترین راستی و پاکی می باشد.اردیبهشت، دومین امشاسپند، دارای انگاره ای مادی است به نام آتش یا آذر، فروغی خدا داده که گرمی بخش و فروزان و پاک کننده و در یک کلام زندگی بخش است و پرتوهای نورانی آن هستی را از نیستی جدا می گرداند وراست را از دروغ باز می شناساند. پس بجاست که آتش را نموداری از آن داده بزرگ بدانیم.

بهترین راستی برترین نعمتی است که دست یابی به آن یعنی پیروزی بزرگ و این پیروزی شایسته جشنی است بس بزرگتر با نام جشن اردیبهشتگان یا جشن اخلاق.

چه زیباست در این روزخجسته با پوششی سپید در کنار فروغ آتش به درگاه اهورامزدا نیایش بریم و پاکی درون و برون را با رشته شادی و سرور به هم پیوند دهیم

نگارش : راشین جهانگیری

* اتحادیه ای که شاید ایرانیان راستین در آینده تشکیل دهند.(ایران بزرگ)

* دوستان حتما این مقاله را بخوانید. تالشان روسپیدان تاریخ ایران

 


 
چامه ی جشن سده
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۸   کلمات کلیدی: جشن سده ،شعر سده ،جشن آتش ،جشن ایرانی

سروده ای برای جشن سده

سده گویند که صد روز است به نوروز ---------------------- چه زیبا جشنی باشد بس دل افروز

تو چون روزی شروع کردی به امید ---------------------- فرا روی تو آید بخـــــــــت پـــــــیروز

سده گویند که کشف نار و نور است ---------------------- سده گویند فرار مــــــار و مور است

تو چون گویی سده را روز آتش ---------------------- همه دلها به گرمی چون تنور است

سده گویند که هر جا آتش و نور ---------------------- به دلـــــها می دهد گرمای پر شور

چو گرمای دلت از حد فزون شد ---------------------- تمام کیـــــنه ها از تـــــو شوند دور

سده گویند که عشقی آتشین است ---------------------- نموداری ز گرمـــــای زمیــــن است

تو گر در اندرون داری محــــــبت ---------------------- به پا دارش که رسمی بس مهین است

سده گویند جشنی است و شوری ---------------------- تو کن از دشمنی هم کیـــنه دوری

ببین ایران زمین آتشفشان است ---------------------- همه مــــام وطــــــن غرق به نوری

سده گویا ز هوشنگ یادگار است ---------------------- فروغ ایـــــــزدی در این دیـــار است

چو با سنگی شدش آتش فروزان ---------------------- شرارش حکــمت و بهانه مار است


 
آیین جشن سده
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٦   کلمات کلیدی: آیین جشن سده ،مراسم جشن سده ،تاریخچه جشن سده ،پیشینه جشن سده

آیین و مراسم جشن سده

چگونگی برگزاری جشن سده


تا دوره ساسانی: فردوسی آنرا به هوشنگ نسبت می دهد و ابوریحان بیرونی و نوروزنامه آنرا از فریدون می دانند و همچنین رسمی شدن جشن سده به زمان اردشیر بابکان منسوب گردیده است، اما در هیچکدام به شیوه برگزاری آن اشاره ای نشده است.

بعد از ساسانیان: مورخان و نویسندگانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی، مسکویه و … از شیوه برگزاری جشن سده در دوران غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آل زیار و … تا دوره مغول بسیار نوشته اند. از آیین های عامه مردم سندی نداریم اما در حضور شاهان، رسم شعرخوانی بود و نیز پرندگان و جانورانی به آتش انداخته می شدند و گیاه خوشبو تبخیر می کردند تا مضرات آن را برطرف کنند.

در عصر حاضر: در مازندران، کردستان، لرستان،و سیستان و بلوچستان؛ روستاییان و کشاورزان و چوپانان و چادرنشینان نزدیک غروب یکی از روزهای زمستان (آغاز نیمه یا پایان زمستان) روی پشت بام، دامنه کوه، نزدیک زیارتگاه، کنار چراگاه و یا کشتزار آتشی افروخته و بنا بر سنتی کهن پیرامون آن گرد می آیند بدون آنکه نام جشن سده بر آن نهند.

ولی در کرمان جشن سده یا سده سوزی در بین تمامی اقشار مردم کرمان، مسلمان، زرتشتی، کلیمی … رواج دارد که همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار می شود. در بین چادرنشینان بافت و سیرجان سده سوزی چوپانی برگزار می شود که شب دهم بهمن آتش بزرگی بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده که نشان چهل روز “چله بزرگ” است در میدان ده برمی افروزند و می خوانند: سده سده دهقانی/ چهل کنده سوزانی/ هنوز گویی زمستانی.

چنانکه از کتاب ها و اسناد تاریخی برمی آید جشن سده جنبه دینی نداشته و تمام داستان های مربوط به آن غیردینی است و بیشتر جشنی کهن و ملی به شمار می آید و وارث حقیقی جشن سده نه فقط زرتشتیان، بلکه همه ایرانیان اند، میراثی که به بسیاری از کشورهای همسایه نیز راه یافت.

روح الامینی،محمود. آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز .

+ ریشه های جشن سده

* هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی مجاز است.(کورش محسنی)


 
جشن سده
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٥   کلمات کلیدی: جشن سده ،تاریخچه جشن سده ،پیدایش آتش ،بیرونی جشن سده

جشن سده

ریشه های جشن سده

واژه سده : بیشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد می دانند. ابوریحان بیرونی می نویسد: “سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفته اند که هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، میان آن و پایان سال عدد صد بدست می آید و برخی گویند علت این است که در این روز زادگان کیومرث، پدر نخستین، درست صدتن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند” و برخی برآنند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید .”

نظر دیگر اینکه سده معروف، صدمین روز زمستان از تقویم کهن است، زمستان در تقویم کهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخی گفته اند که این تسمیه به مناسبت صد روز پیش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.

زنده یاد استاد مهرداد بهار معتقد است که واژه سده از فارسی کهن به معنی پیدایش و آشکار شدن آمده و آن را برگزاری مراسمی به مناسبت چهلمین روز تولد خورشید (یلدا) دانسته و می نویسد: … جشن سده سپری شدن چهل روز از زمستان و دقیقا در پایان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشنی دیگر که در دهم دی ماه برگزار می شده و کمابیش مانند جشن سده بوده هم باید توجه کنیم که در آن نیز آتش ها می افروختند. اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا – تولد دیگری برای خورشید بدانیم، می توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین کهن و زنده ایرانی دانست. (در همه استان های کشور و سرزمین های ایرانی نشین، دهم و چهلم کودک را جشن می گیرند) و این واژه “sada”(اسم مونث) که به معنی پیدایی و آشکار شدن است ، در ایران باستان sadok و در فارسی میانه sadag بوده و واژه عربی سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده است.

پیشینه اسطوره ای پیدایش آیین و جشن سده: از اسطوره های جشن سده تنها یکی به پیدایش آتش اشاره دارد. فردوسی می گوید: هوشنگ پادشاه پیشدادی، که شیوه کشت و کار، کندن کاریز، کاشتن درخت … را به او نسبت می دهند، روزی در دامنه کوه ماری دید و سنگ برگرفت و به سوی مار انداخت و مار فرار کرد. اما از برخورد سنگها جرقه ای زد و آتش پدیدار شد. هم در کتاب “التفهیم” و هم “آثارالباقیه” ابوریحان، از پدید آمدن آتش سخنی نیست بلکه آنرا افروختن آتش بر بامها می داند که به دستور فریدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است که : “آفریدون … همان روز که ضحاک بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز، آیین آن پادشاهان نیک عهد را در ایران و دور آن به جای می آورند.”

+ شیوه ی برگزاری جشن سده

* هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی مجاز است.(کورش محسنی)


 
سوری
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۳   کلمات کلیدی: جشن سوری ،آتش نزد ایرانیان ،جایگاه آتش ،گاهنبار

جشن سوری

****

از جمله جشن های آریایی ، جشن های آتش است . امروزه تنها « جشن سوری » ، معروف به « چهارشنبه سوری » و نیز « جشن سده » برایمان به یادگار مانده است و در مورد جشن های فراموش شده ی آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهریورگان » یا « آذر جشن » می توان اشاره داشت . آتش نزد ایرانیان مظهر روشنی ، پاکی ، طراوت ، سازندگی ، زندگی ، سلامت و تندرستی و در نهایت بارزترین تجلی خداوند در روی زمین است .

( هاشم رضی ، صص 145 و 148 )



مجموعه ی آیین های نوروزی از « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) آغاز می شود و با آیین سیزده بدر نوروز به سر انجام خود می رسد .

( بهرام فره وشی ، ص 43 )

برخی را باور این است که با در نظر آوردن واژه ی « چهارشنبه » که بر آمده از فرهنگ تازی و سامی است ، پس « چهارشنبه سوری » ارمغانی از سوی تازیان است ، چرا که همانطور که می دانیم ، در ایران باستان هر روزی نامی ویژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامیاد روز و … ) و نشانی از بخش بندی امروزین چهارهفته ایی و نام های آنان به چشم نمی خورد .



اما می بینیم که در میانه سده چهارم هجری ، از این جشن و چگونگی بر پایی و هنگام آن و نیز دیرینگی اش سخن به میان است . برابر این آگاهی که در کتاب تاریخ بخارای ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان سامانی ، در میانه سده چهارم هجری ، این جشن با شکوهی تمام برقرار بوده و به نام « جشن سوری» نامیده می شده است .



چون در روز شماری تازیان ، چهارشنبه و شب آن نحس و نا مبارک به شمار می رفته شب چهارشنبه ی آخر سال را با « جشن سوری » به شادمانی پرداخته و بدین گونه می کوشیدند تا نحسی و نا خجستگی چنین شب و روزی را بر کنار کنند . همچنین جاحظ در کتاب خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به نامبارکی چهارشنبه نزد عربها اشاره می کند . منوچهری در این روز مردمان را به شادمانی می خواند تا از نا خوبی و بد یمنی آن رها شوند .

( عبدالعظیم رضایی ، صص 119 –118 )



اما بر پایه ی پژوهش های انجام شده ، زمان باستانی « جشن سوری» را می توان در این سه گاه باز جست : شب بیست و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه ی کوچک ، یا در اولین شب پنجه ی بزرگ یا پنجه ی وه که پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز « جشن همسپهمدیم» (آخرین گاهنبار سالانه) و دیدگاه سوم ، آخرین شب سال است که ارجمندترین روز « جشن همسپهمدیم» و جشن آفرینش انسان است . ( هاشم رضی ، ص 149 ) .



افزون بر این و بنا به سنتی که برای برخی رویدادهای بزرگ و جشن های باستانی ، برابر نهادی اسلامی نیز بدست داده شده است ، آتش افروزی و شادمانی شب چهارشنبه ی آخر سال را برخی به قیام مختار ثقفی که به خونخواهی حسین و فرزندانش قیام کرده بود ، نسبت می دهند : « مختار وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی کشتگان کربلا قیام کرد ، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد ، دستور داد که شیعیان بر بام خانه ی خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الامینی ، ص 50 ) .



واژه « سوری » فارسی به معنی « سرخ » می باشد و چنان که پیداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « میهمانی » هم در فارسی به کار رفته است . ( رضایی ، ص 122 ) . بر پا داشتن آتش در این روز نیز نوعی گرم کردن جهان و زودودن سرما و پژمردگی و بدی از تن بوده است . در قدیم جشن های آتش کاملا" حالت جادویی داشته و بسیار بدوی بوده است . چگونگی این جشن ، همسانی و مانندگی های فراوانی به جشن سده دارد .

( مهرداد بهار ، ص 233 )



استاد پورداود ، پس از بزرگداشت این جشن باستانی ، به موضوع ویژه ای اشاره دارد و بر این باور است که رسم پریدن از روی آتش و خواندن ترانه هایی همچون « سرخی تو از من ، زردی من از تو و … » از افزونه های پسا – اسلامی است و از دیدگاهی ، بی احترامی به جایگاه ارجمند آتش به شمار می رود . ( ابراهیم پور داود ، ص 75 )



برخی رسوم « جشن سوری » به شمار ذیل است : بوته افروزی ، آب پاشی و آب بازی ، فالگوش نشینی ، قاشق زنی ، کوزه شکنی ، فال کوزه ، آش چهارشنبه سوری ، آجیل مشگل گشا ، شال اندازی ، شیر سنگی ( توپ مروارید ) و …

(علی بلوک باشی ، صص 63 – 57 ، بهرام فره وشی ، صص 49-44)



همچنین در مناطقی همچون شیراز ، کردستان و آذربایجان ، آداب و رسوم ویژه و کهن تری وجود دارد . به طور مثال ، سفره حضرت خضر ( ع ) و یا آب پاشی در سعدیه که ویژه شیراز است و یا سفره های خوراکی رنگینی که در کردستان و آذربایجان آماده میشود و نیز مراسم آتش افروزی و شادمانی همگانی مردم . برخی را عقیده بر این است که « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نیز پیوند و بستگی دارد . ( هاشم رضی ، صص 164-156 ) البته استاد مهرداد بهار با این ایده ی فرجامین مخالفت می ورزد . ( مهرداد بهار ، ص 234 )



سرانجام سخن آنکه ، امید است این روشنی بخشی ها و آتش افروزیها ، اخگری شود بر بیشه ی اندشه های پر طراوت مردمان خردمند ایرانی تا به پشتوانه فرهنگ پر بار و ارجمند خویش و به یادمان شادباش ها و خشنودی های کهنی که همگی دارای بستری دینی ، اخلاقی و فرهنگی بوده ، خردمندانه و در روشنان پندار و گفتار وکردار نیک ، پای کوبانه و خرسند در راه راستی گام زنند .