تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

برابر و معادل های فارسی
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۳۱   کلمات کلیدی: برابرهای فارسی ،معادل های فارسی ،جستار ،تاپیک

با درود.

  امروز چند واژه برابر در اینجا میگزارم که امیدوارم دوستان گرامی با بهره گیری از این واژه ها به زبان پارسی یاری رسانند. هم چنین چند تارنما و تارنگار سودمند را معرفی میکنم.

ما باید بکوشیم تا جایی که شدنی است و ممکن است از واژه های پارسی (کلمات فارسی) با ریشه ی پارسی در نوشته ا و گفته های روزانه ی خود بهره ببریم. یعنی اگر همزمان یک واژه ی پارسی در برابر واژه ی عربی و انگلیسی و .. در ذهن خود داریم بهتر است که از واژه ای که ریشه ی پارسی دارد بهره ببریم.

 

ایمیل = رایانامه

تایپیک, بحث = جُستار

سایت = تارنما, پایگاه

وبلاگ = تارنگار

کامپیوتر = رایانه

===============================================================

 درباره زبان پارسی

* جستاری بسیار سودمند درباره جایگزینی واژه های پارسی به جای واژگان بیگانه

* پالایش زبان پارسی

* پارسی سخن بگوییم

* نامها و زبان پارسی

===============================================================

 درباره پدیده پلید پان ترکیسم و پان عربیسم

* آتورپاتکان

* آذرگشنسپ

* آذرپادگان(تاریخ آذربایجان)

* هزاره پرشکوه

* از اسطوره تا واقعیت 

===============================================================

دیگر پایگاهها

* تارنمای تخصصی برنامه نویسی ایران

* کالبد(قالب) تارنگار فروهر

* ترزبان(مترجم) بردیا **  برگردان نوشته فارسی به پارسی سره **

---تبلیغات تصادفی---

 

 ساعت بند چرم کاسیو اصل bem 506

قیمت ساعت بند چرم کاسیو اصل: 49,000 تومان

 

خرید گردنبند مرغ آمین سریال شهرزاد

خرید گردنبند مرغ آمین سریال شهرزاد

قیمت : 27000 تومان

قیمت : 25000 تومان

 


 
نظریه های جنگی بهرام چوبین
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۳/٢٢   کلمات کلیدی: استراتژی جنگی ،نظریه جنگی بهرام چوبین ،اسب و جنگ افزار ،بهرام چوبین

نگره های شیوه جنگی بهرام چوبین:

 

بهرام چوبین سردار دوره ی ساسانیان در ایران مردی جنگی و بی مانند از نظر دلاوری بود که در استوره های ایرانی و شاهنامه نیز جا دارد. وی درباره ی جنگ و شیوه های جنگی نظریه هایی دارد که در اینجا به بخش هایی از آن اشاره می شود. این نوشتار پارسی شده است:

استراتژی های جنگی در زمان ساسانیان

  1. جنگ را یگان های زُبده می برند. در جنگ نباید به انبوه سپاه دل بست. ارتش‌بدهای روسیه ازجمله «لبد Lebed» (که بتازگی کشته شد) به همین باور رسیده اند و می خواهند ارتش روسیه را کوچکتر و ورزیده تر کنند.
  2. · همه شهروندان یک کشور که توان همراه بردن جنگ افزار را دارند باید با چندوچون و شگردهای جنگاوری آشنا باشند تا در روز مبادا بتوانند در پاس‌داشت میهن خود همراهی نمایند.
  3. ۱۲ سده پس از آن کلازاویتس، تیزاندیش ارتشی آلمان بر همین پایه، سامانه سربازی همگانی را به میان آورد که امروزه جهانی شده است.
  4. . در آفند و تازیدن به کشورهای دیگر می شود از نیروی برون‌مرزی و سرباز مزدبگیر بهره گرفت، ولی در پدافند، این تنها سرباز میهن است که باید بجنگد زیرا او می داند که اگر شکست بخورد هم، میهن او، هم گور نیاکانش و هم آزادی خواهران او و زنان دیگر آسیب پذیر گردیده و کودکان می میرند. بنابراین می‌ماند، می‌جنگد و می‌میرد و خوشا چنین مرگی.
  5. · سرباز باید بداند که چرا میجنگد [از این نگره، برداشت های گوناگون شده است برای نمونه، روا دانستن درآمیختن لشکریان با کارهای کشوری].
  6. · «آفند بهترین پدافند است و شبیخون بهترین گونه آفند».
  7. · کشوری که نتواند یک ارتش پدافندی و جنگ افزارهای نیازمند خود را فراهم کند چاره ای جز توسری خوردن، خوار شدن و بردگی ندارد.
  8. · اگر دست‌خوش دشمنی یک کشور شدید، در اندیشه یافتن هم پیمان برای خود باشید و بهترین هم‌پیمان، دشمن دشمن شماست. [این نگره همان است که می گویند: دشمن دشمن من، دوست من است]!
  9. · تنها اسب و جنگ افزار خودتان را به شمار آورید, نه خرید آنها را از کشورهای دیگر. [خودبسندگی در ابزارسازی]
  10. · سربازی که در چارچوب آیین نامه ها نهاده نشود، زود سرکش می شود.
  11. · ترسوها را نباید برای افسری برگزید.
  12. · به همان اندازه که میهن دوستی مردم یک کشور سست شود، چیرگی پذیرتر می شوند .
  13. · میهن پرست کسی را گویند که بر سر میهن‌اش به داد و ستد نپردازد. [سود خود را بر سود میهن برتری ندهد].

پس نوشت:

  •  (افسر را در دفتر واژه گزینی ارتش در زمان شاه همچون برابر پارسی برای آفیسر برگزیدند!).
  •  (آفند و پدافند هر دو در ارتش و سپاه امروزی ایران واژه هایی جا افتاده‌اند که کسانی که ورزیدگیهای ارتشی را دیده اند با آن ها بخوبی آشنایند. با جستجوی واژه آفند در اینترنت به این‌گونه نوشته ها دسترسی پیدا می کنید).

 ----تبلیغات جهت پشتیبانی----

خرید شامپو ضد سفیدی مو

قیمت : 25,000 تومان

خرید پستی دستگاه لاغری ریووفلکس اکستریم


 
بهرام چوبین
ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱۸   کلمات کلیدی: بهرام چوبین ،شابه ،نفت خام ،ارتشبد

با درود
همانگونه که احتمالا خواهید دریافت این نوشته به گونه پارسی سره نگاشته شده. پس هر جا که نارسایی وجود دارد دوستان میتوانند پرسشهای خود را در بخش پیغامها بنویسند.

بهرام چوبین

***


سال ۵۸۸ ترسایی (۱۴۱۳ سال پیش)، ارتش ایران در جنگ بلخ با خاقان «شابه» از جنگ افزار تازه ای که در آن نفت خام به کار رفته بود بهره گرفت. در این جنگ فرماندهی ارتش ایران بر دوش ارتشبد «بهرام مهران»، سرشناس به «بهرام چوبین» بود که در تاریخ جنگ آوری جهان از او چونان یک اندیشمند و راهگشای ارتشی نام برده شده است. بهرام در شهر ری زاده شد و از خانواده مهران بود که در درازنای پنج سده بهترین افسران ارتش شاهنشاهی ایران از آن برخاسته بودند. وی در خراسان بزرگ در «خود ـ تبعیدی» درگذشت و سه سده پس از آن نوادگان او، سامانیان، زبان و سخنوری پارسی و فرهنگ ایرانی را زندگی تازه ای بخشیدند و بخارا و دیگر شهرهای خراسان, بویژه مرو را بسان کانون های دمیدن زیستی نو در پیکر شهریگری (تمدن)، اندیشه و هنر ایران درآوردند. بهترین نسک های (کتابهای) پارسی که نمایانگر شکوه نوآوری و آفرینشگری ایرانی است نیز در این روزگار فراهم آمدند.
بهرام چوبین نخستین فرماندهی بود که با بهره گیری از نفت خام و اندی ابزار ساده، نخستین گروه آتشبار را در تاریخ جنگاوری جهان پایه گزاری کرد.
بهرام که در پی بلندبالایی و تنومندی اش «چوبین» - همچون چوب - نام گرفته بود، در زمانی که از سوی شاهنشاه ایران فرماندار استان شمال باختری بود (از ری تا مرز شمالی گرجستان و داغستان کنونی، دربرگیرنده ارمنستان، آذرآبادگان و کردستان یعنی یک چهارم همه ایران ـ در آن زمان، ایران به چهار استان بزرگ بخش میشد)، هنگام بازدید از جایگاه بیرون زدن نفت خام از زمین در سرزمین بادکوبه (باکو) در کرانه نیمروز باختری دریای مازندران و آگاهی از آتشزا بودن این ماده، بر آن شد تا از آن گونه ای جنگ افزار تازشی بسازد و این کار را به مهندسان ارتش واگذار کرد.



آنها نیز در زمانی کوتاه تر از یک سال، پیکانی ساختند که با موشک های امروزی همانندی داشت. این پیکان گوی دوکی واری که با نفت خام آغشته بود به همراه داشت که از روی تخته ای که بر پشت استر جای داشت پرتاب می شد. شیوه پرتاب آن همانند کمان بود. دستگاه از یک زه خشک و کمانش پذیر و چوب گز ساخته شده بود که بر تخته سوار می شد و دارای یک بازدار (ضامن) بود و پنج مرد دست اندرکار آن بودند که دو تن از آنان کمانکش بودند، نفر سوم نشانه گیری می کرد و فرمانده این آتشبار بود، نفر چهارم گمارده الوگیر کردن بخش آغشته به نفت خام پیکان بود و مهمات رسانی می کرد و نفر پنجم نگهبان استر بود. از این یگان، هشت نیزه دار پدافند و پاسبانی می کردند.

هرمز، شاه آنزمان، (از دودمان ساسانیان)، هنگامی که شنید خاقان شمال باختری چین به سرزمینهای ایران در شمال خاوری خراسان (تاجیکستان کنونی و شمال افغانستان) درآمده و بلخ را پایگاه و کانون خود قرار داده و راهی گشودن کابل و بادغیس شده است، فرماندهان بلندپایه ارتش ایران را به نشستی در شهر تیسفون (نزدیک بغداد)، پایتخت آن زمان ایران فراخواند و تصمیم و آهنگ خود را در پس راندن او از ایران به آگاهی ایشان رساند و خواست که این کار را به انجام رسانند. هرمز گفت که بر پایه تازه ترین آگاهی های رسیده به «ارتشتاران سالار» (ارتشبد یکم ایران)، خاقان «شابه» دارای ۳۰۰ هزار مرد جنگی و چند یگان پیل جنگی است.

ارتشبدها پس از هم اندیشی، «بهرام چوبین» را برای انجام این کار سترگ برگزیدند و او پذیرفت. بهرام از میان ارتش پانصد هزار نفری ایران، تنها ۱۳ هزار مرد جنگدیده ۳۰ تا ۴۰ ساله (میانسال) که بیش وزنی (اضافه وزن) نداشتند، میهن دوستی آنها پیشتر آزموده شده بود، بیش از دیگران توان پذیرش سختی ها را داشتند و در جنگ سواره و پیاده ورزیده بودند، برگزید و برای هر کدام سه اسب گزینش کرد و با ساز و برگ بایسته و بسنده راهی بیرون راندن زردها از خاک میهن شد، ولی به جای راه همیشگی، از تیسفون به اهواز رفت و سپس از راه یزد و کویر خود را به خراسان رساند، به گونه ای که خاقان چین از بسیج سپاه او آگاه نشد. بهرام که در جنگ ها، به روحیه و نیروی روانی سرباز بیش از هر ابزار دیگری باور داشت هر دو روز یک بار سربازان را گرد می آورد و برایشان از ارزش میهن پرستی و خویشکاری و رسالتی که هر فرد در این زمینه دارد سخن میراند و آنان را امید ایرانیان می دانست ـ مردمی که می خواهند آسوده و در آرامش و با فرهنگ خود زیست کنند.

«خاقان» زمانی از لشکرکشی بهرام آگاه شد که وی در بازه (فاصله) چهار روز تا بلخ بود، ولی هنگامی که آگاه شد بهرام تنها با ۱۲ هزار نفر آمده است چندان نگران نشد و با همه مردان زیناور و دارای جنگ افزار خود که تاریخنگاران شمار آنها را یکصد هزار تا سیصد هزار گزارش کرده اند، به رویارویی با بهرام شتافت.
این نابغه نظامی تنها با ۱۲ هزار جنگجو ارتش۳۰۰ هزار نفره خاقان چین را در یک روز تار و مار کرد.

بهرام به یگان های آتشبار (نفت اندازان) فرمان داد تا آفند را با پرتاب پیکان های آتشین آغاز کنند و پی بگیرند تا آرایش سپاهیان خاقان برهم خورد و توان هماهنگی از ایشان گرفته شود و به سواران کماندار (اسواران) نیز دستور داد که همزمان با آتشباری نفت اندازان، با تیر چشم فیل ها را نشانه روند، اما به اسب ها آسیب نرسانند، زیرا که آریاییان، اسب (اسپ) را نکو و بزرگ میدارند و سپس خود با دو هزار سوار کارآزموده به پایگاه خاقان تاخت.
خاقان که بیوسان (منتظر) تازش به پایگاه خود نبود از جا گریخت،‌ اما کشته شد، سپاه کلان او تار و مار گشت و پسرش نیز پس از آن بندی و اسیر شد. این جنگ تنها یک روز به درازا کشید که از شگفتی های تاریخ است. هنگامی که بهرام سرگرم پس راندن خاقانیان به آن سوی کوه های پامیر و سنجان (سین کیانگ) امروز بود، شنید که در پایتخت، پسر شاه ایران بر ضد پدرش شورش کرده است، از این رو خود را رخش آسا به تیسفون در کناره اروند (دجله) رساند. پسر شاه گریخت و به شاهنشاه روم پناهنده شد و بهرام تا گزینش شاه بعدی رشته کارها را به دست گرفت. اما پس از چندی، پرویز پسر گریخته شاه با دریافت پشتیبانی از شاهنشاه روم به جنگ او آمد. بخشی از ارتش ایران هم به او پیوستند و بهرام پس از چند زد و خورد کوتاه، برونرفت از پهنه سیاست را بر ادامه برادرکشی و کشتن ایرانی به دست ایرانی، که از دید او کرداری ناپذیرفتنی بود، برتری داد و به خراسان بازگشت و تا پایان زندگانی در همان جا ماند.


 
سورنا سردار بزرگ ایرانی
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۸   کلمات کلیدی: سورنا ،کراسوس ،دولت پارت ،سپاه روم

سورنا(سردار بزرگ ایرنی)

کورش محسنی

 

سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای نخستین بار با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد و « ارد» ( اشک 13) پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را کارگزار جنگ با کراسوس و رفع رومیها کرد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از زادروز در جلگه‌های بین‌النهرین و در نزدیکی شهر «حران» ( کاره Carrhae ) روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد. همانگونه که دولت بزرگ هخامنشی در گسترش مرزهای خود در غرب برای نخستین بار با دیوار محکم یونانی برخورد و پیشرفتش در اروپا متوقف گردید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سوسرنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند. .


  *هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)

 

---تبلیغات تصادفی---

 افزایش بلندی قد

قیمت تنها : 19,900 تومان


 
آرتمیس/نخستین زن دریانورد
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۳   کلمات کلیدی: آرتمیس ،جنگ یونان ،جنگ خشایارشا ،نیروی دریایی
آرتمیس (نخستین زن دریانورد ایرانی)

***

آرتمیس Artemis نخستین زن دریانورد ایرانی است که در حدود 2480 سال پیش، فرمان دریاسالاری خویش را از سوی خشایارشاه هخامنشی دریافت کرد و اولین بانویی میباشد که در تاریخ دریانوردی جهان در جایگاه فرماندهی دریایی قرار گرفته است. در سال 484 پیش از میلاد، هنگامی که فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونان از سوی خشایارشاه صادر شد، آرتمیس یکی از فرمانروایان سرزمین کاریه (یکی از بخشهای سوریه کنونی) با 5 فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت، به نیروی دریایی ایران پیوست. در این جنگ که ایرانیان موفق به تصرف آتن شدند، نیروی زمینی ایران را 800 هزار پیاده و 80 هزار سوار تشکیل میداد و نیروی دریایی ایران شامل 1200 کشتی جنگی و 3 هزار کشتی حمل ونقل بود. آرتمیس در سال 480 پیش از میلاد در جنگ سالامین Salamine که بین نیروی دریایی ایران و یونان درگرفت، شرکت داشت و دلاوریهای بسیاری از خود نشان داد و با ستایش دوست و دشمن روبرو شد.

او در یکی از دشوارترین شرایط در جنگ سالامین، با دلیری و بیباکی کم‌مانند بخشی از نیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات داد و به همین دلیل به افتخار دریافت فرمان دریاسالاری از سوی خشایارشاه رسید.

در سالهای دهه 60 میلادی، در دوران حکومت پهلوی، نیروی دریایی ایران، برای نخستین بار ناوشکن بزرگی را به نام یک زن نامگذاری کرد و او (آرتمیس) بود.

ناوشکن آرتمیس در دوران خدمت «دریاسالار فرج‌الله رسائی» به آب انداخته شد و سالها بر روی آبهای خلیج فارس پاسدار سواحل ایران بود.