تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

آذری ها ترک نیستند
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۳۱   کلمات کلیدی: تفاوت ترکها و آذری ها ،آذربایجان و ترک ،آذری ماد ،نظامی ایرانی

ترک و آذری را با هم یکی نکنیم

تفاوت های ترک و آذری 

 بر همگان روشن است که میان واژه و تیره ی  آذری و ترک تفاوت فراوان است. در این جستار کوشش می کنیم با زبانی ساده به شماری از این موارد اشاره کنیم.
 
 نخست اینکه
ترک‌ها از دید دانش زبان‌شناسی و البته ژنتیک هم خانواده و هم‌ریشه با تیره‌ی مغول به شمار می‌آیند. در صورتی که آذری‌ها هم از دید تاریخ‌نگاران پیشین، هم از دید زبان‌شناسانه (زبان آذری باستان) و هم از دید تبار هم‌ریشه با دیگر اقوام ایرانی هستند. اسناد فراوانی از زبان باستانی و بومی آذربایجان پیش از رخنه ی ترک ها برجای مانده است.  
 دو این‌که می‌دانیم آذری‌ها و نام سرزمین آن‌ها که آذربایجان (
آتورپاتکان) است، ریشه در سرزمین ماد کوچک دارند. نام آذربایجان به گفته‌ی استرابو برگرفته شده از نام سردار ایرانی آن یعنی آتروپات است. پیش از آن هم بارها این نام در ایران به کار گرفته شده است (بنگرید به بخش نام آذربایجان و زبان پهلوی آذری در: پان ترکیسم،ایران و آذربایجان)

 سه این‌که به سادگی می‌توان با سنجیدن چهره‌ی هم میهنان آذری‌ دریافت که آذری‌ها با اندک تفاوت طبیعی که آب و هوا به وجود می‌آورد، کاملا همانند دیگر اقوام ایرانی‌هستند و هیچ شباهتی میان قوم آذری و ترکان و تنگ چشمان آسیای میانه وجود ندارد. البته این موضوع به صورت علمی نیز پیش از این بررسی شده است و نتیجه این بوده که حتی کشور ترکیه کنونی که پیش از اشغال به دست ترکان مهاجر آسیای میانه، کشوری کُرد، یونانی، ارمنی، آذری و قفقازی نشین بوده است نیز، تنها 15% از از ژن ترکان راستین تاثیر پذیرفته است. (بنگرید به بخش ژنتیک در: پان ترکیسم،ایران و آذربایجان)

  چهار اینکه در شاهنامه بارها از نام آذرآبادگان یاد شده است. که البته اگر با ادبیات و شعر پارسی و وزن شاهنامه آشنا باشیم درمی‌یابیم که چرا نام آذربایگان به آذرآبادگان دگرگون شده است. همان‌گونه که پیش‌تر گفته شده این نام و ریشه آن آتور (آذر) در ایران و زبان ایرانی و فرهنگ ایرانی یک نام رایج بوده است. ولی از این نام در نوشته‌ها و نامه‌های کهن ترکی هیچ گاه نشانی نمی‌یابیم. نمونه‌ای از به کارگیری نام آذرآبادگان در شاهنامه فردوسی:

 همی تاز تا آذرآبادگان           دیار دلیران و آزادگان

 این بیت در بخش پادشاهی یزدگرد ساسانی آمده است. جایی که یزدگرد از همه بخش‌های ایران زمین آغاز به گردآوری سپاه می‌کند. که یکی از آن بخش‌ها آذرآبادگان است. نغز اینکه در همین بخش و چند بیت پس از آن، ترک‌ها سرراست دشمن ایران و  آذری‌ها شناخته می‌شوند.

و در پایان بخشی از چامه‌ی نظامی گنجوی که پان ترکیست ها کوشش می کنند او را شاعر کشوری جعلی به نام جمهوری آذربایجان (اران) بشناسانند در حالی که وی حتی یک چامه به زبان ترکی هم ندارد و همه‌ی سروده‌های او ریشه در فرهنگ کهن ایرانی دارد:

 تُرکی صِفَت وَفای ما نیست // تُرکانِه سُخن سِزای ما نیست
 آن کز نَسَبِ بُلَند زاید// او را سُخن بُلند باید
به نِفرین تُرکان زَبان بَرگُشاد // که بی فِتنِه تُرکی زِ مادَر نَزاد
زِ چینی بِجُز چینِ اَبروُ مَخواه //ندارند پِیمان مردم نِگاه
سُخن راست گُفتند پیشینیان // که عَهد و وَفا نیست در چینیان
 همه تَنگ چِشمی پَسندیده اند// فَراخی به چَشمِ کَسان دیده اند
خبر نی که مهر شما کین بُوَد// دل تُرکِ چین پُر خَمُ و چین بُوَد
اگر تُرکِ چینی وَفا داشتی // جهان زیرِ چین قَبا داشتی
هَمه عالم تَن است و ایران دِل // نیست گویندهِ زین سُخن خَجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد//دل ز تَن به بود یقین باشد

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است

افزایش بلندی قد

ژل افزایش بلندی قد

قیمت تنها : 19,900 تومان


 
آیا زبان عربی, پارسی را توانا کرد؟
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٢٧   کلمات کلیدی: تقویت زبان فارسی ،تفاوت زبان فارسی و عربی ،فارسی و عربی ،توانایی زبان پارسی

آیا زبان عربی زبان پارسی را تواناتر کرد؟

ناگواری زبان فارسی

کورش محسنی

  هر گونه پیوند میان تیره ها و ملل از حسن همجواری گرفته تا جنگهای خونین ، ناگزیر از داد و ستد عناصر فرهنگی خواهد بود که زبان مهمترین عنصر در این میانه است. اگر این درآمیختگیها به بالندگی و باروری زبان یاری رساند و امکانات تازه ای را فراهم نمایند بی آنکه به ساختار پایه ای زبان و فرهنگ ، آسیب برسانند ، بدیهی ست که ارزنده و سودمند هستند. چرا که زبان سره بمعنای زبانی که هیچ اثری از واژگان زبان دیگر نپذیرفته باشد ، زبانی فرو بسته و محدود خواهد بود و شاید تنها در قبایل دور افتاده و جنگل نشین آمازون و آفریقا بتوان چنین زبانهایی یافت. پس زبان سره بدان معنا که بعضی ها در نظر دارند ، هیچ مایه ی افتخاری نخواهد بود و زبان را عقیم و نازا نیز باقی خواهد نهاد.

برخی زبانها چنان توانایی و قابلیتی در خود دارند که زبانهای دیگر را در خود حل میکنند تا آنجا که چیزی از آنها برجا نمی گذارند. اما شوربختانه زبان فارسی با اینکه چنین توانایی و قابلیتی داشته ، ولی درآمیختگی با زبان عربی ، آن را سست و ناتوان ساخته است! فارسی و عربی چه از نظر دو زبان همسایه و چه از دیدگاه دو زبان در قلمرو یک فرهنگ دینی ، ناگزیر از پیوند و داد و ستد فرهنگی و زبانی بوده. این دو زبان ، واژگان بسیاری از یکدیگر گرفته اند. اما در این داد و ستد ، فاجعه ای برای زبان فارسی رقم خورده است که از آن سخن خواهیم گفت.

حقیقت این است که در آمیختگی زبان عربی با زبان فارسی موجب غنای زبان عربی گشته است اما زبان فارسی از این درآمیختگی ، به شدت آسیب دیده و ناهماهنگ و سترون شده است.

چرایی و دلیل این امر آن است که زبان عربی ، هر چه را که از زبان فارسی گرفته ، به درون دستگاه زبانی خود برده و بر طبق دستگاه صرفی خود ، مورد استفاده قرار داده است. اما بدبختانه زبان فارسی ، واژه های عربی را با همه ی ویژگیهای صرفی و زبانی عربی ، به دورن خود آورده است! ژرفای این فاجعه ، قابل توصیف نیست!

 ویژگیهای دستگاه صرفی عربی چنان بر زبان فارسی تحمیل شدند که حتی واژگان فارسی را پیرو اصول زبانی خود کردند! برای نمونه می توان دو واژه ی "فرمان" و "میدان" را نام برد که هنگام جمع بستن آنها می نویسیم: "فرامین" و "میادین"!!! همچنین در فارسی "های تانیث" را در مطابقه ی صفت و موصوف     بکار می بریم و بر سر واژه های فارسی تنوین می گذاریم!
 

این نکته را نیز بگوییم که زبان فارسی در عرصه ی فرهنگ و تمدن جهانی ، تنها از زبان عربی تاثیر نگرفته بلکه از زبانهای ترکی و هندی و سریانی و یونانی و آرامی و حتی در عصر جدید از زبانهای فرانسه و انگلیسی و روسی ، واژه های بسیاری را پذیرفته است. اما اگر کمی دقت کنیم ، آشکار میشود که بیشینه این واژه ها از مقوله ی نام هستند و برای نامیدن چیزهایی بوده اند که با درون شد(داخل شدن) در کشور ما ، نام خود را نیز آورده اند و بنابراین برای آنها واژه های جایگزینی موجود نبوده است. برای نمونه چند واژه را که از یونانی به فارسی وارد شده اند ، می گوییم: الماس ، زمرد ، مروارید ، سپر ، دیهیم ، پیاله ، فنجان ، لگن ، کلید ، لنگر ، صندل ، پسته. 

 این واژه ها نیز از سریانی وارد زبان ما شده اند: کاسه ، شیپور ، تابوت ، توت ، شاقول ، جهود.
این هم چند واژه که از زبان هندی وام گرفته ایم:
شکر ، نارگیل ، کرباس ، شغال ، کوتوال ، لاک.
چند واژه نیز که از ترکی پذیرفته ایم ، نمونه میآوریم:
اتاق ، آذوقه ، اردو ، الاغ.

 اما در میان حجم گسترده از این درآمیختگی های زبانی ، کمتر موردی یافت میشود که ما فعل و قید و صفت و حرف را از زبانی بیگانه گرفته باشیم. معمولاً ما این واژه ها را در جمله ها به کلبد فارسی و با کلبد فعل و قید و صفت فارسی بکار می بریم. برای نمونه همین واژه ی "شکر" را که گفتیم از زبان هندی گرفته ایم ، در نظر بگیرید و ببینید که ما در زبان فارسی چقدر اسم و صفت و فعل مرکب با آن ساخته ایم ، چون: شکر ریز ، شکربار ، شکرشکن ، شکر خوردن ، شکرین ، شکرساز ، شکر سازی ، شکرخیز و نیشکر. اما مصدر شکرسازی را از هندی نگرفته ایم. 

 یا برای نمونه واژه ی الماس که برگرفته از زبان یونانی ست ، آنگاه که در زبان فارسی بصورت "الماس تراشی" در می آید ، نشان از توانایی و قابلیت زبان فارسی دارد که واژه ی الماس را در خود حل کرده و از آن خویش ساخته است. همچنین می توان "کوچیدن" و "چاپیدن" را نمونه آورد  که هر دو از ریشه ی ترکی ، وارد زبان ما شده اند اما مصدر آنها فارسی ست.

 اما همانگونه که پیشتر گفتیم در مورد زبان عربی ، وضع چنین نیست. واژه های عربی با تمام ویژگیهای صرفی خود ، عیناً وارد زبان فارسی شده اند! برای نمونه نگاه کنید به این واژه ها ی عربی که در ریخت های گوناگون خود و بدون هیچ دخل و تصرفی ، زبان فارسی را عرصه ی تاخت و تاز خود قرار داده اند: صدق ، صادق ، مصدق ، صداقت ، تصدیق ، صدیق ، صدیقه. و نمونه ای دیگر: خاص ، اخص ، مخصوص ، تخصیص ، خصوص ، خصایص ، تخصص ، اختصاص. 
 

ببینید که چه بلایی بر سر زبان فارسی آمده است!!! مسئول این ناگواری زبان ، برخی از شاعران و بویژه دبیران و منشیان و ادیبان بوده اند!

---تبلیغات تصادفی---

 افزایش بلندی قد

قیمت تنها : 19,900 تومان

* هر گونه برداشت از داده های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز می باشد(کورش محسنی)


 
معنا و کاربرد واژه ی ترک در ادبیات پارسی
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱٩   کلمات کلیدی: معنای واژه ترک ،ترک در شعر فارسی ،کاربرد ترک در زبان فارسی ،ترکتازی

 معنا و کاربرد واژه‌ی ترک در ادبیات فارسی

کورش محسنی

 «در اشعـار پیشینیـان از اوایـل قرن چهـارم گرفتـه تا دوره‌ی حـافـظ و حتا تا زمـانـی نزدیک به قـرن حاضـر، واژه‌ی «ترک» به ویژه آن گاه که به تغزل سخن می‌گفتند، به وفور یافت می‌شود. 
 

اگر آشنایی شما با شعر قدما چندان گسترده و ژرف نباشد، حداقل دیوان حافظ را باید کم و بیش خوانده و لحظاتی از عمر را با غزلیات ناب خواجه بسر برده باشید. در اشعار حافظ، بارها از واژه‌ی ترک استفاده شده است. برای نمونه بیتی از حافظ را نقل می‌کنیم:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را  /// به خال هندوی‌اش بخشم سمرقند و بخارا را

 در این بیت، مراد از «ترک شیرازی»، ترکی که مقیم شیراز باشد، نیست. واژه‌ی ترک در زبان شعر فارسی به ویژه در تغزل، به معنای معشوق زیباروی است. حافظ از کلمه‌ی ترک به منظور [اشاره به] معشوق زیبا در اشعار خود بسیار بهره برده است. البته «ترک» در شعر فارسی، نماد معشوقی‌ست که افزون بر زیبا رویی، سنگ‌دل و بی‌وفا و خون‌ریز و غارتگر نیز هست. چنان که حافظ در این ابیات فرماید:

 ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز /// تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود 

 یا رب این بچه‌ی ترکان چه دلیرند به خون /// که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیـرنـد! 

 دل‌ام ز نرگس ساقی امان نخواست به جـان /// چرا که شیوه‌ی آن ترک دل سیه دانست.


ترک در این معنا، در حقیقت برگرفته از کلمه‌ی ترک به مفهوم نژاد ترک است. اما این که چگونه واژه‌ی ترک در شعر فارسی، حامل چنین معنایی‌ست، داستانی دارد که می‌گوییم:

در دوره‌ی پادشاهان ایرانی‌نژاد سامانی، ایران، مقرون به آبادانی و وسعت بلاد و فزونی جمعیت و نیز ثروت سرشار اهالی و وجود خاندانهای ثروتمند قدیم بوده است. سرزمین ایران در آن روزگار به فراوانی نعمت و کثرت جمعیت و رواج و رونق بازرگانی و کشاورزی مشهور بوده است. اما آفت این ثروت سرشار، روی آوردن ایرانیان به خرید و فروش غلامان و کنیزان و راه دادن آنان در میان خانواده‌های ایرانی و در نتیجه آلودن نژاد توسط آنان بود.


در دستگاه سامانیان، غلامان و کنیزان ترک بسیار بودند و شگفت این که ایرانیان ساکن خراسان و ماوراءالنهر در این ترکان زرخرید تنگ چشم، زیبایی و ملاحت مسحور کننده‌ای یافته بودند و به آنان دل می باختند! از سویی، بنابر بدعتی که «المعتصم بالله» در حکومت اسلامی گذاشته بود، از غلامان ترک در ایران، دسته‌های سپاهی ترتیب می‌دادند و آنان را به مرور از مرتبه‌ی «وشاق» به مرتبه‌ی «وشاق باشی» و سپس به «امارت» و بالاخره به درجه‌ی «سپه‌سالاری» ارتقاء می‌دادند!
از این روی، قیمت بردگان ترک بسیار بود و چنان که «ابن حوقل» در «صورت الارض» آورده است: گاه قیمت یک کنیزک یا یک غلام ترک به سه هزار دینار می‌رسید!
این ترکان زرخرید و فرودست پس از این که مراتب ترقی را طی می‌کردند و به قدرت می‌رسیدند، برای خالی کردن عقده‌های انباشته از دوران حقارت‌شان، داد دل از خلق می‌ستاندند. این ترکانِ به قدرت رسیده، در بغداد و بلاد ایران جنگ افروزی‌ها و ویرانگری‌های بسیار کردند. اینان که دست پرورده و مرهون الطاف ایرانیان بودند و ایرانیان برای آن‌ها مال‌های بی‌حساب پرداخته بودند، طریق ناسپاسی و پستی در پیش گرفتند و دست به غارت و یغما زدند!!!
 

قیمت : 28000 تومان


 

 پادشاهان بزرگی چون «احمد بن اسماعیل» و «مرداویج بن زیار» که از مفاخر و امیدهای ایرانیان بودند، به دست این خیانتکاران کشته شدند! چه خاندان‌های اصیل ایرانی که توسط آنان برافتاد و چه آداب و رسوم و عادات ملی که به دست آنان نابود شد!!!
کلمه‌ی «ترک‌تازی» که به معنای حمله آوردن به قصد تاراج و یغماست، برگرفته از تاخت و تاز ترکان غارتگر است.
 اکنون می‌توان پی برد که چرا کلمه‌ی ترک به معنای معشوق زیباروی، دربردارنده‌ی معانی دیگری چون خون‌ریز و بی‌وفا و یغمایی است. «دلبر ختایی» نیز در شعر فارسی به معنای ترک و معشوق زیباروی است چرا که «ختا»، به ناحیه‌ی چین شمالی اطلاق می‌شود که مسکن قبایل بدوی ترک بوده است.
پس آلودگی نژادی در ایران، تنها حاصل حمله‌ی اعراب و اختلاط نژادی با آنان نبوده است بل که خود ایرانیان نیز به سودای رفاه بیش‌تر و نمایش استطاعت مالی خویش، با نژاد ترک درآمیختند و مار در آستین پرورش دادند!
جالب است بدانید که سلطان محمـود غزنـوی که مقتـدرتـریـن پادشاه غـزنـویـان بـوده ، از نـژاد تـرک و نیـز غلام زاده بوده است. چنان که فردوسی بزرگ در هجو او فرماید:

 پرستار زاده نیاید به کار /// اگر چند دارد پدر شهریار

پرستار به معنای غلام است و فردوسی، محمود را غلام زاده نامیده است. چرا که پدر محمود، غلام البتکین، جد مادری محمود بوده است و خود البتکین نیز غلام زرخرید سامانیان بوده که در خدمت آنان به مقام امارت رسید و سپس به منعمین خویش خیانت کرد. هجو نامه‌ی محمود که از فردوسی برجای مانده است، از شاهکارهای مسلم شعر فارسی ست و با خود شاهنامه برابری می‌کند! حتماً آن را بخوانید.»

 ابرمرد

---------------------------------------

 *هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)

 

* شگفتی های خسرو پرویز

ریشه‌یابی زبان اوستا و پارسی  در ارتباط با دیگر زبان‌های هند و اروپایی

 ---تبلیغات تصادفی---

 افزایش بلندی قد

قیمت تنها : 19,900 تومان

از فروشگاه اینترنتی بهترکالا خرید کنید. در خانه سفارش داده و در خانه تحویل و پرداخت کنید (لوازم خانگی، آرایشی بهداشتی، ابزار، سی دی و دی‌وی‌دی، زیورآلات، پوشاک، عطر و ادکلن، دکوراسیون و ...)