تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

جشن سپندارمزگان (سپندارمذگان) یا والنتاین؟
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢۸   کلمات کلیدی: سپندارمذگان ،اسفندگان ،روز عشاق ،روز والنتاین
 

 جشن اسپندگان

با درود

 دوست ارجمندی با نام یونس در بخش پیامها درباره جشنی همانند جشن valentine در ایران باستان پرسیده بودند.

 هر آینه تا آنجایی که من  میدانم در میان جشنهای ایرانی جشنی با نام جشن اسپندگان وجود دارد که تا اندازه ای همانند جشن valentine است.

 اسفندگان از جمله جشن های ماهیانه ای است که با سد افسوس، از گذشته ی برپایی آن آگاهی چندانی نداریم. اما بنا بر گفته ابوریحان بیرونی در ایران قدیم جشنی با نام مزدگیران یا مردگیران در بین مردم رواج داشته است. از ویژگیهای این جشن که زمان برگزاری آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت کامل زنان از کار و تلاش و کوشش، و فرمانبرداری کامل مردان از زنان بوده است. در این چند روز به پاس تلاش یکساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این کار، فعالیت های یک زن را تجربه می کردند و در عین حال دادن هدیه در این روز به زن خانه از آداب و رسوم جشن بوده است. 
 به هر حال آنچه که می دانیم ویژگی این جشن است که به نام سپنته آرمئیتی یا فروزه از خود گذشتگی و فروتنی و مهر بی پایان ، مزین است. سپنته آرمئیتی (سپندارمذ) یا اسفند امروزی ، نام چهارمین امشاسپند و نام پنجمین روز هر ماه است که در جهان مادی نگهبان زمین می باشد. سپنته آرمئیتی ، فروزه ای است با ویژگیهای زنانه و مادرانه یعنی مهر و عشق بی پایان و تواضع و فروتنی که به راستی زمین نمادی نیکو بر آن است. 
 بنابر سالنامه زرتشتی ، روز اسفند از ماه اسفند یعنی پنجمین روز از این ماه و بنابر تقویم امروزی، 29 بهمن ماه روز سپاسداری از جایگاه زنان و مادران است.

********************************************************

 

محسنی

سپندارمزگان(29 بهمن) یا والنتاین؟!

 

 

 شوربختانه چندیست که مردم ایرانزمین برگزاری جشن ها و آیین های بیگانه را نشانه ی پیشرفت, تمدن و فرهنگ می دانند و آرام آرام شاهد برپایی جشن کریسمس و والنتاین و... در کشوری هستیم که خود از هزاران سال پیش تاکنون پیشگام در این گونه مراسم و آیین ها بوده است. امروز به آرامی آراستن درخت کریسمس جای سفره ی هفت سین و خوان جشن مهرگان را می گیرد و یا «والنتاین» جای «سپندارمزگان» را یا کریسمس جای نوروز را. امروز آرام آرام, واژگانی چون hi , time , by , ok , sorry , Thanks , Merci جای واژگانی چون درود, زمان, بدرود, ببخشید!, سپاس را می گیرند!

 

این وادادگی فرهنگی بی گمان به انگیزه ی نداشتن آگاهی کافی جوانان از فرهنگ کهن, اصیل و با شکوه ایران است. بیگفتگوست که اگر جوانان و مردم از ریشه های جشن هایی چون جشن "شب چله, جشن سپندارمزگان, جشن مهرگان, جشن تیرگان, جشن نوروز, جشن سده, جشن چهارشنبه سوری و..." آگاه بودند هیچگاه به سراغ آیین های غیر ایرانی نمی رفتند!

 

برای نمونه جشنی به نام والنتاین (Valentine ) در روز 25 بهمن ماه (14 فوریه) چند سالیست چنان در میان ایرانیان گسترش یافته که در این روزها فروشگاه های کالاهای لوکس و کادویی نیز به گونه ای هماهنگ رنگ و بویی دیگر میابند. از هر کس درباره ی این جشن بپرسید, به سادگی داستان پادشاه رومی کلودیوس را بازخواهد گفت که: «کلودیوس بر این باور بود که, سربازهای مجرد سربازهای توانمند و بهتری هستند! بنابراین سربازان رومی را از هر گونه پیوند زناشویی بازمی داشت. در این میان کشیشی به نام والنتیوس(=والنتاین) پنهانی سربازان رومی را با دختران مورد نظرشان عقد می کرد. سرانجام او به زندان افتاده و در زندان دلباخته ی دختر زندانبان می گردد و در پایان نیز او را به جرم عاشقی به دارمی آویزند و از آن پس, این روز را به یاد او گرامی می دارند و روز عشاق نامیده اند!»

 

 آیا براستی این داستان و افسانه ی آشفته و بی سر و ته, دَرخور تبدیل شدن به نماد عشق و دلدادگی در میان ایرانیان با آن فرهنگ و شهریگری کهن است؟! آیا با بررسی و تیزنگری در آداب و آیین کهن ایرانی/آریایی نمی توان نمادی زیباتر, خردمندانه تر و کهن تر را از دل فرهنگ سترگ ایرانی بیرون کشید؟

 

 بی گمان چنین خواهد بود. همانگونه که اروپاییان تحت تاثیر آیین کهن و دست کم 8 هزار ساله ی آریایی/میترایی به دروغ و با شیوه ای زیرکانه توانستند زادروز حضرت مسیح را با زادروز مهر/میترا یکی کرده و آیین هایی چون : فدیه, نیاز, روزه, رستاخیز, حساب و میزان, دوزخ و برزخ و... نیز مراسم و آدابی چون عشا ربانی, غسل تعمید, ناقوس زدن و نوازندگی به هنگام نیایش را از آیین مهر ِ ایرانی وام بگیرند, بیگفتگوست که در فرهنگ کهن ایران می توان به جایگزینی دَرخور برای جشن تازه از ره رسیده و بیگانه ی والنتاین برخورد.

 

 

 

 نخست باید گوشزد نمود که در ایران باستان هر 30 روز ماه, برای خود یک نام ویژه داشتند. برای نمونه: روز یکم هر ماه «اورمزد», روز دوم هر ماه «بهمن», روز شانزدهم هر ماه «مهر» بود که هر زمان, نام ماه جاری با روز آن یکی می گشت, آن روز را جشن می گرفتند. برای نمونه: مهرروز از مهرماه, جشن مهرگان(16 مهر) و یا بهمن روز از بهمن ماه جشن بهمنگان(2 بهمن) و... چنین بود که ایرانیان همواره هر ماه در یک محیط خانوادگی و به دور از هرگونه کژروی, گردهم آمده و با این کار روح شادی و شادابی و همبستگی را گسترش می دادند.

 

 با این پیش زمینه و روشنگری کوتاه, به سراغ جشن اسپندگان/سپندارمزگان می رویم. روز پنجم هر ماه در ایران باستان «سپنته آرمئیتی» یا «سپندارمز» نام دارد. پس بنابراین, در آیین کهن ایران, روز پنجم از اسفندماه جشنی برپا می گردد به نام جشن «اسپندگان» یا «سپندامزگان».(امروزه با توجه به وجود شش ماه 31 روزه در گاهشماری کنونی, این جشن در روز 29 بهمن ماه بگزار می گردد)

 

 ویژگی این جشن است که به نام «سپنته آرمئیتی» یا فروزه ی از خود گذشتگی و فروتنی و مهر بی پایان ، مزین است. این روز با زمین در پیوند سَرراست و زمین نشانی از عشق, دلدادگی و فروتنی است. زمین در فرهنگ کُهن و پُربار ایرانی نمادی از عشق و دلدادگیست. در این روز رسم بر این است که زنان به شوهران خود هدیه پیشکش کرده و مردان نیز زنان و دختران را گرامی داشته و به آنها هدایایی پیشکش کنند.

 

 پس همانگونه که آشکار شد, ایرانیان خود هزاران سال پیش از دیگر ملتها, آغازگر و بنیانگزار چنین مراسمی بودند و برگزاری آیین های بیگانه و تازه از ره رسیده ی غربی, نشانی از ناآگاهی و خودباختگی فرهنگیست. آشکار است کشور و ملت ایران با شهریگری بیش از 8 هزار سال, نیازی به وام گیری نابخردانه از مراسم و آداب بیگانگان ندارد. تنها بسنده است که به فرهنگ کهن و اصیل ایرانی رجوع و با آن آشنا گردیده و در راه زنده سازی آنها بکوشیم.


 
دریای مکران
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٩   کلمات کلیدی: دریای مکران ،خلیج فارس ،persian gulf ،سنگ نبشته داریوش

دریای مکران

 

  نام بلوچستان در سنگ نبشته های داریوش بر بیستون و تخت جمشید "مکا" یا "مکران" نوشته شده و از آن به عنوان استان چهاردهم فرمانروایی هخامنشی نام برده شده است (سده ششم پیش از زایش مسیح).

 یونانیان باستان در مورد بلوچهای مکران (بلوچستان ) مطالب بسیار زیادی نوشته اند. مورخین مینویسند که نخستین تهاجمی که منجر به کوچ بزرگ آریاها شد هجوم هون های سفید به قسمت باختری رود جیحون بوده که بر اثر آن کوچ بیشینه ساکنین آسیای مرکزی به جانب اروپا آغاز شده است.

 در این میان بلوچ ها که ساکنین شرقی دریای خزر بودند به نواحی جنوبی و مرکزی ایران (یزد و کرمان) رانده شدند که بعدها از این نواحی نیز به طرف مشرق و سرزمین خشک و صحاری بلوچستان کوچانده شدند.

 فردوسی در شاهنامه به گونه فراگیر در باره تاریخ بلوچ ها نوشته است.

 برای نمونه میتوان از جنگ میان بلوچ ها و انوشیروان ساسانی نام برد که فردوسی در باره آن می گوید :

براه اندر آگاهی آمد بشاه                   که گشت از بلوچی جهانی تباه

 یا از سربازان بلوچ که در لشکر سیاوش بودند و به جنگ افراسیاب تورانی رفتند ( هم از پهلو و پارس و کوچ و بلوچ ز گیلان جنگی و دشت سروج).

 فردوسی برگهای زیادی از شاهنامه را به جنگ ما بین پادشاه ایران زمین (کیخسرو) و پادشاه مکران زمین اختصاص داده است.

رزم کاوس با شاه هاماوران:

از آن پس چنین کرد کاوس رای            که در پادشاهی بجنبد زجای 
از ایران بشد تا به توران و چین             گذر کرد ازآن پس به مکران زمین
ز مکران شد آراسته تا زره                  میان ها ندید ایچ رنج از گره
...

چو آمد بر شهر مکران گذر                   سوی کوه قاف آمد و باختر

...

سپه را سوی زابلستان کشید              به مهمانی پور دستان کشید
ببد شاه یک ماه در نیمروز                    گهی رود و می خواست گه باز و یوز

ΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨΨ

پس به جای دریای عمان میتوان گفت دریای مکران!!!

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)

 

بمباران گوگلی به سود خلیج پارس (در گوگل جستجو کنید arabian gulf و بر روی نخستین گزینه کلیک کنید)


 
خلیج فارس
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/۳   کلمات کلیدی: نشنال ژئوگرافی ،خلیج فارس ،persian gulf ،دریای پارس

هشدار

 خلیج پارس را عربی کردند

 موسسه جغرافیایی نشنال ژئوگرافی همانگونه که می دانید یکی از معتبرترین موسساتی است که در زمینه جغرافیای بومی و جهانی اعم از جغرافیای انسانی طبیعی سیاسی و ... فعالیت می نماید.این موسسه طی اقدامی در آخرین اطلس منتشره خود , نادانسته یا به قصد خلیج همیشه پارس را خلیج عربی نامیده است.از همه ی ایرانیان بدین وسیله می خواهم که با اعتراض به  اقدام موسسه مذکور از آب و خاک اهورایی و مقدس ایران زمین که در طول تاریخ همواره دست به گریبان توطئه ها و اقدامات این چنینی بوده دفاع نمایند.ضمن اینکه بنا بر شواهد و مستندات تاریخی محکم و همچنین به صراحت مدارک موجود در سازمان ملل متحد نام این خلیج همیشه پارس بوده و خواهد بود و چنین اقدامی آشکارا نادیده گرفتن حق ملت ایران و پایمال ساختن خون مردان و زنان آزاده بیشماری است که در طول تاریخ هماره از وجب وجب این خاک پرگهر پاسداری نموده و جان فدایش نموده اند.
با استفاده از لینکهای زیر Petition (دادخواست) مربوط به این اتفاق (که قبلآ با حمایت پرشین بلاگ تنظیم شده است ) امضائ کنید و اعتراض خودتان را نسیت به اقدام موسسه مذکور به گوش دیگران برسانید :

Click Here To Sign Petition / برای امضا اینجا را کلیک کنید
  View Signs / نمایش فهرست امضاء کنندگان      

 همچینن از همه دوستان گرامی که به ایران و این خاک ما دلبستگی دارند, خواهش میکنم که یک رایانامه(ایمیل) به این نشانی cbeidel@ngs.org و با متن دلخواه و یا متنی که در زیر می آورم بفرستند. همچنین به دوستان همه آشنایان خود که به اینترنت دسترسی دارند نیز پیشنهاد کنید.

 

National Geographic

Dear Sir/Madam:

I find it highly offensive for your organization to change the historical name
of Persian Gulf to Arabian Gulf.

World historical records abundantly make it clear that this body of water for
many thousands of years has been called "The Persian Gulf " that belongs to Iran
(Persia). I strongly condemn this offensive and colossal mistake (or politically
motivated action?) in your part to compromise a well known historical fact and
Iran's territorial integrity.

Your actions, if not corrected, will be considered a total disregard to the
history of the world, as well as international laws and regulations. This
unjustified mistake can also be considered an act of hostility toward 70 million
Persians/Iranians.

Sincerely

ترجمه نامه:

 مدیران محترم موسسه National Geographic

 با سلام،

 

        ما امضا کنندگان این نامه بدین وسیله اعتراض خود را نسبت به اقدام غیرمسئولانه و غیر علمی شما اعلام می داریم.

 این اقدام مبنی بر انتشار نقشه ای است که به اذعان همه سازمانهای بین المللی، مجعول و غیر واقع و متضمن نادیده گرفتن حقایق مسلم حقوقی است.

 بر تمامی پژوهشگران ثابت شده است که نام خلیج فارس نامی اصیل و تاریخی است و به کار بردن عناوین مجعولی چون "خلیج عربی " و "جزایر اشغال شده توسط ایران" القای نوعی شائبه ی سیاسی است.

 انتظار ما از موسسه ی علمی و بین المللی National Geographic این نبود که بدون توجه به بدیهیات ثابت شده ی علمی و تاریخی اقدامی کند که تحت تأثیر القائات سیاسی به حیثیت علمی مؤسسه با سابقه خود خدشه وارد کرده و اعتماد عمومی نسبت به صحت اطلاعات منتشره از این مؤسسه را سلب کند و علاوه بر این، احساسات میلیونها فارسی زبان را نیز جریحه دار کند.

 ما ضمن ابراز تأسف از این بدعت گذاری خواستار تجدید نظر فوری و اصلاح موارد منتشره توسط آن مؤسسه هستیم. 

در بخش موضوع نامه هم Objection to the use of the name Arabian Gulf را وارد کنید.

برگ ویژه پرشین بلاگ برای حمایت از این جنبش.

در همین جا از همه دوستانی که در بخش پیامها به من مهر ورزیده اند سپاسگزاری میکنم.