تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

زبان پهلوی اشکانی(پارتی) و پان ترکسیم
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٢٦   کلمات کلیدی: زبان پهلوی ،پهلوی اشکانی ،پارتی ،پان ترکیسم

زبان پهلوی اشکانی(پارتی) و پان ترکیسم

کورش محسنی

 از آنجایی که شماری پان ترک به شیوه‌ی همیشگی خویش یعنی جعل و دروغپردازی، هر گونه پیوند زبان پهلوی را با اشکانیان که در ایرانی بودن‌اش شکی نیست رد کرده‌اند، برآن شدم با بهره گیری از کتاب ارجمند زبان پهلوی (ژاله آموزگار-احمد تفضلی) یک جستار کوتاه پیرامون این زبان و دسته بندی زبان‌های ایرانی بنویسم.

اگر چکیده وار پرسمان را بررسی کنیم زبان‌های ایرانی به سه گروه بخش‌بندی شده‌اند:

زبان‌های باستانی         * زبان‌های میانه         * زبان‌های نو

 

 * دوره‌ی باستانی

 در آن به نخستین آثار زبان‌های ایرانی برمی‌خوریم، احتمالا از سده‌ی ۱۰ تا ۱۲ پیش از زایش(قبل از میلاد) و زمان تالیف «گات‌ها» آغاز می‌شود و در پایانِ فرمانروایی هخامنشی به پایان می‌رسد.

 دو گونه از دبیره (خط) و زبان‌های این دوره برای ما به یادگار مانده است. نخست زبان اوستایی و دیگری زبان پارسی باستان.

الف: زبان اوستایی زبانی است که به احتمال زیاد و بر پایه‌ی ویژگی‌های زبانشناختی به شرق و شمال شرقی ایران برمی‌گردد و اوستا را به این دبیره و زبان نگاشته‌اند.

ب: زبان پارسی باستان که در نیم‌روز(جنوب) و جنوب غرب ایران رواج داشت و پادشاهان هخامنشی سنگ نبشته‌های خود را به این دبیره و زبان می‌نگاشتند. از زبان‌های ایرانی و آریایی دیگر همانند: مادی و سکایی چیزی در دست نیست. ولی می‌دانیم که دست‌کم زبان مادی به انگیزه‌ی هم ریشه بودن با زبان پارسی، تفاوت آنچنانی با زبان پارسی نداشته است.

 

 

 * دوره ی میانه

 این دوره از سال‌های پایانی فرمانروایی هخامنشی (۳۰۰پ ز) آغاز می‌شود، و در آغاز تاخت و تاز اعراب (سده ی هفتم ز) پایان می‌پذیرد. زبان‌های این دوره به دو گروه بخش‌بندی  می‌شوند:

الف: زبان‌های شرقی که این زبان‌ها خود به دو شاخه‌ی شمالی و جنوبی، بخش می‌شوند. سغدی و خوارزمی زبان شرقی شمالی و زبان‌های سکایی و بلخی شرقی جنوبی هستند.

ب: زبان‌های غربی نیز به دو گروه بخش می‌شوند. زبان غربی شمالی در پارت و در میان اشکانیان بود و آن را پهلوانیگ، پارتی یا پهلوی اشکانی می‌نامند. در شاخه‌ی غربی جنوبی -که در منطقه‌ی پارس رواج داشت- این زبان را پارسی میانه در سنجش با پارسی باستان می‌نامند. افزون بر پارسی میانه اصطلاحا آن را پهلوی می‌نامند.

آثار پارتی یا پهلوی اشکانی

 واژه‌ی پهلوی منسوب به «پَهلَو» است و این واژه از ریخت ایرانی باستان «پَرثَوه» آمده است که در اصل به سرزمین پارت و تیره‌ی ایرانی و آریایی پارت گفته می‌شد.این آثار به دو گروه بخش‌بندی می‌شوند:

الف: آثار به دبیره‌ی پارتی و گونه‌های آن. این دبیره احتمالا از دبیره‌ی آرامی برگرفته شده است. این دبیره و زبان احتمالا از نیمه‌ی دوم سده‌ی نخست پ.ز. جای زبان و دبیره‌ی آرامی که زبان دیوانی هخامنشیان بود را گرفت. می‌دانیم که هخامنشیان از منشیان و دبیران بابلی و ایلامی هم بهترین بهره را می‌بردند.

ب: نوشته‌های مانویان که به دبیره‌ی ویژه‌ی مانویان است و گونه و ریختی از دبیره‌ی پالمیری که در بابل رواج داشت.(دبیره‌ی پالمیری خود از خطوط دگرگون شده‌ی آرامی است و پالمیرا نام شهری بوده است در سوریه ی کنونی)

الف: آثار به دبیره ی پارتی

۱. نسا. سفال نبشته‌هایی در شهر نسا، نزدیک عشق آباد پایتخت شاهان اشکانی(سده‌ی نخست پ.ز.)

۲.بنچاق اورامان. پوست نبشته‌ها بر روی پوست آهو که در اورامان کردستان پیدا شده و هم‌اکنون در موزه‌ی بریتانیا نگهداری می‌شود.

۳. سکه‌ها. شاهان اشکانی تا مدتی نام خود را بر روی سکه‌ها به یونانی می‌نوشتند(ایشان خود را دوست دار یونانیان می‌دانستند) اما از سده‌ی نخست میلادی و از زمان بلاش یکم دبیره و زبان پهلوی اشکانی بر روی سکه‌ها به‌کار برده شده.

۴. کتیبه‌های پارتی بر روی مجسمه ی هرکول. مجسمه‌ی برنزی هرکول یافت شده در سال ۱۹۸۴ در عراق که بر آن به دو دبیره و زبان یونانی و پارتی حک شده.

۵. سنگ نبشته‌ی شوش. بر روی یک سنگ مزار در شوش و کتیبه‌ای شش رجی به دستور اردوان چهارم پادشاه پایانی اشکانی برای خواسگ شهربان شوش کنده شده.(۴۶۲ اشکانی و سپتامبر ۲۱۵ میلادی)

۶. سنگ نبشته‌های پارتی دوره‌ی ساسانی.( برخی کتیبه‌های بازمانده از شاهان ساسانی به دبیره‌ی پارتی نوشته شده است)

۷. سنگ‌نبشته‌های کال جنگال. در جنوب خراسان چند کتیبه‌ی کوچک نزدیک بیرجند بدست آمده که احتمالا از شاه‌زادگان اشکانی است.

۸. آثار دورا اُروپوس در میان آثار بدست آمده از شهر دورا در ساحل رودخانه‌ی فرات، در سوریه‌ی کنونی، افزون بر آثار پارسی میانه، آثاری به پارتی نیز یافت شده، همچون دیوارنگاره، سفال نبشته و پوست نبشته.

شماری منظومه‌های پارسی در اصل پارتی بوده‌اند همانند ویس و رامین.

 ب: نوشته‌های مانویان

 نوشته‌های فراوانی از زبان پارتی، هم‌پیوند با دین مانی، در دست است. این آثار در میان برگه‌های فراوانی که در آغاز سده‌ی بیستم از ویرانه‌های شهر ترُفان در آسیای مرکزی و ایالت شینگ جیان چین به‌دست آمده قرار دارد. از دید تاریخ ِ نگارش، این نوشته‌ها به دو دسته بخش‌بندی می‌شوند:

الف: نوشته‌هایی که زمان نگارش آنها سده‌های سوم و چهارم ترسایی(میلادی) است و هم‌پیوند است به خود مانی یا پیروان نزدیک به زمان او که در سرزمین پارت جایگاه اصلی پارتیان و اشکانیان آریایی نژاد، و در زمانی که زبان پارتی زنده بود نگاشته شده است.

ب: آثاری که زمان نگارش آنها سده‌ی ششم ترسایی و پس از آن است و احتمالا هم‌پیوند با آیین /دیناوریه/ یکی از شاخه‌های دین مانوی می‌باشد. این زبان به انگیزه‌ی دیرینگی کمتر و هم‌زمانی با از یاد رفتن، از پارسی میانه (پهلوی ساسانی) هناییده شده (تاثیر گرفته) است.

* هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)

* اشکانیان و پان ترکیسم

----تبلیغات تصادفی----

مانتو زمستانه پاییزه پانچ


قیمت : 77000 تومان


 
تاریخ هخامنشیان/کمبوجیه
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٢   کلمات کلیدی: تاریخ ایران باستان

تاریخ هخامنشیان(آغاز شهریگری در ایران)

*بخش دوم، کمبوجیه

 گشایش مصر در پی پیمان مصر با کرزوس در زمان جنگ با لیدی نیز یکی از برنامه های کورش بزرگ بود. شوند(دلیل)اینکه چرا کورش بزرگ نتوانست یا نخواست مصر را بگشاید مشخص نیست! اما میتوان دل استوار بود گشایش مصر از مان کورش بزرگ در دستور کار بوده، که کمبوجیه پس از نشستن بر تخت پادشاهی بی درنگ در پی گشایش مصر برآمد.

  کورش بزرگ در زمانی که کمبوجیه را به جانشینی برمیگزیند، فرمانروایی بخش گسترده ای از شرق و شمال شرقی ایران را، بدون پرداخت خراج به دربار، به پسر دیگر خود بردیا سپرد.

گشایش مصر

 احتمالا در سال ۵۲۴پ ز(پ م) تاختن کمبوجیه به مصر آغاز شد. در این سالها مصر در از دید ثروت در درجه ی بالای قرار داشت(۱). آماسیس(ا َحمَس) دوم، فرعون سالخورده ی مصر، که از ۵۷۰ پ ز فرمانروای مصر بود، بتازگی در گذشته بود و پسرش پسامتیخ سوم جانشین او شده بود. در این میان پولیکرات یونانی با فرستادن هدیه هایی به دربار مصر، با آماسیس پیوند دوستی بسته بود که خود بر توانایی مصر در برابر هخامنشیان افزوده بود(۲). پولیکرات۵۰۰ ناو جنگی، با ۴۰ کشتی سه ردیفی در دست داشت که احتمالا با هزینه ی مصری ها ساخته شده بود  و مصر هم از این گونه کشتیها در دست داشته(۳).

 کمبوجه با نشستن بر تخت پادشاهی سپاه خود را گرد آوری کرد برای گشایش مصر. در این میان مردی به نام فانِس که پیشتر در خدمت آماسیس بوده به خدمت کمبوجیه در آمده بود. او از چند و چون راه های مصر و وضعیت این کشور آگاه بود و به پیشنهاد او قرار بر این شد که با قبیله های عرب سر راه از در دوستی در بیایند، چرا که تامین و باربریِ آب و خوراک باید با مَشک و شتر می انجامید که این هم تنها از این گروه بر می آمد.(۴) سپاه ایران پس از گذر از نوار غزه، در ماه مه ۵۲۵ پ ز در پلوزیوم، به نیروی آماسیس که آماده ی نبرد بود برخورد. در نخستین نبرد نیروی مصری شکست خورد و ناگزیر به ممفیس، پایتخت مصر، پس کشید(۵) در این میان هم پیمانان مصر به او پشت کرده بودند. یونانی ها، لیبی و برقه از این دست بودند. آتش زدن یک کشتی ایرانی که نمایندگان ایرانی درون آن بودند و برای دادن پیشنهاد کمبوجیه به سوی مصر رفته بودند دیگر گمانی برای کمبوجه باقی نگذاشت که به سوی مصر بتازد.

 در ژوئن ۵۲۵ پ ز ممفیس پایتخت مصر بدست ایرانیان و کمبوجیه گشوده شد و پسامتیخ و خانواده ی او به دست کمبوجیه افتادند. پسر فرعون برپایه ی فرمان دادگاه شاهی و از برای کشته شدن نمایندگان ایرانی بدست مصری ها به همراه چند تن دیگر کشته شد. کمبوجیه هر چند به رسم ایرانیان و پدرش  در پی بزرگداشت فرعون مصر بود و آهنگ این را داشت که فرمانروایی مصر را بار دیگر به فرعون بدهد، اما شورش فرعون در زمان سفر جنگی کمبوجیه به حبشه باعث شد که دستور کشتن وی را بدهد.(۶)

 پس از گشایش مصر، کمبوجیه به اندیشه ی گشایش کارتاژ از راه دریا و به یاری فنیقی ها و  گشایش حبشه بدست خود و گروه دیگری را هم برای گشایش آمون فرستاد. گروهی را که کمبوجه برای گشایش آمون فرستاده بود نه به آمون رسیدند و نه توانستند به پیش کمبوجیه بازگردند. اینها بگمان زیاد دچار طوفان شن شده اند. خود کمبوجیه هم با سپاهی گران به سوی حبشه رفت و در پی گشایش حبشه بود که از سر کمبود آب و غذا ناچار به بازگشت شد. نقشه ی گشایش کارتاژ هم با درخواست فنیقی ها انجام نشد.

 در سِراپِئوم که گور مومیایی گاوهای مرده آپیس است(گاو مقدس نزد مصریان)، سنگ گوری بدست آمده که برای گاو آپیسی که در سال ۵۲۴ پ ز به دستور کمبوجیه ساخته شده است. در این نگاره کمبوجیه پوشاک مصری بر تن دارد و برای نشان دادن احترام زانو شده است. روی سنگ نبشته نوشته است"مراسم مومیایی و تشریفات آیینها، همان گونه که کمبوجیه خواسته بود، انجام شد"(7)

 کمبوجیه در راه بازگشت به ایران پس از پیروزی های نسبتا خوب، در پی رویدادهای شگفت و عجیب کشته شد!(سخن در این باره زیاد هست و در آینده به آن خواهم پرداخت). جایگاه آرامگاه کمبوجیه را در پاسارگاد و در کنار آرامگاه پدرش کورش بزرگ میدانند.(فرتور و عکسی از آرامگاه کمبوجیه در پاسارگاد)

(۱) Hrodot, 2/147

(۲) Hrodot, 3/39,3/22

(3)بریان،تاریخ هخامنشی 1/147

(۴)Hrodot, 3/4-10

(5)Hrodot, 3/12

(6)Hrodot, 3/10-16 و diodorus,X/14-14 و polyen,V2/9

(7)بریان،تاریخ هخامنشی ۱/۱۵۷

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

* تمام اقوام غیرفارسی‌زبان ایران ریشه ایرانی دارند (پیشینه ی آریایی ها دست کم ۱۰۵۰۰ سال در ایران)

* محرومیت تالشهای اران(جمهوری جعلی آذربایجان)