تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

نان های مقدس در آیین زرتشت
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٧   کلمات کلیدی: زبان و فرهنگ ،جشن ها و آیین ها

نان های مقدس در آیین زرتشتی

 

کورش محسنی

 


«Dro'un» (در پارسی میانه; droân درپهلوی; droanah درپارسی گجراتی;druân ) خوراک/نانی مقدس است که آن را به yazata haoma پیش کش می کردند. همانگونه که در نسک های پهلوی آمده, به نان گرد و مسطحی که از آرد گندم و بدون افزودن خمیر مایه به دست می آمده droân  می گفتند.

این پیش کشی بوده به ایزدان زرتشتی. برپایه ی آنچه در neârangestaân آمده است خمیر droân  باید حتما از آرد گندم خشک, پاکیزه, آب پاک, بدون افزوده شدن مایه ی خمیر تهیه شود و تنها موبدان زرتشتی می توانند آن را تهیه کنند.(1) در هنگام درست کردن هر قرص نان droân روی نان سه شکاف با ژرفای کم ایجاد می شده و همزمان هر کدام از واژه های hvaærta / huâxta / humata را سه بار با سدای بلند می خوانده اند.

 

 

«Frasast» نیز, گونه ای نان همانند droân  است که به دست zoât(موبد اجرا کننده ی مراسم)تهیه و پیش کش می شده است. امروز زرتشتیان ایرانی نان droân را از خمیری که مایه ی خمیر به آن افزوده شده است تهیه می کنند. وجود Droân به عنوان یکی از نذرها در برگزاری آیین های زرتشتی از جمله yaæt / yasna / visperad / videâvdaâd / aâfrnagaân بایسته است.

 آیین پیش کش کردن این نان را yaæt droân می نامند که عبارت است از: شکرگزاری و پیش کش کردن نذورات به خدای زرتشتی. در این مراسم از نان droân  به عنوان تَبَرُک(baâj) بهره گرفته می شود و موبدان زرتشتی آن را راbaâj panj taây»  » می گویند در حالی که زرتشتیان ایران آن را چکیده وار droân  نام داده اند.(2)

 

برای آیین های: aâfrnagaân  / visperad / yasna / videâvdaâd تنها به یک قرص نان droân  نیاز است, اما در آیین yaæt droân به دو قرص نان droân و دو قرص نان frasast نیاز است. همچنین تنها در آیینی که به افتخار Sraoæa برگزار می شود به سه قرص از هر کدام نیاز است.

 

 

«Goâæodaâg» اوستایی= (gaoæ.hu’å) نانی است که موبدان در میان آن کره ای تصفیه شده را به کار می برند. به باور زرتشتیان خوردن این نان، تندرستی انسان را در پی خواهد داشت. زرتشتیان  droân را نماد پادشاهی گیاهان و goâæodaâg را نماد پادشاهی حیوانات می دانند.(۳)

هنگام پیشکش کردن  droân و goâæodaâg در آغاز  zoât , بخش هایی از نسک یسنا را با سدای بلند می خواند و همزمان با این کار کمی از نان ها را می خورد(4) و سپس دیگر کسانی که در آیین دینی شرکت کرده اند, هرکدام مقدار کمی از نان ها را می خورند.

 

 

مراسم yaæt droân  چهار بار و برای گرامی داشت: sraoaa / vayu / Raænu (Raæn) و Arætaât (Aætaâd) / fravaais  برگزار می شود. همچنبن این مراسم در سومین شب مرگ یک زرتشتی یا به عنوان مقدمه در آغاز دیگر آیین های دینی زرتشتی اجرا می شود.

---------------------------------------------------------------------

 

 

1- Aeârpatasaân P: 86-104 / Neârangestaân

 

2- Boyce and Kotwel P:65

 

3- Boyce and Kotwel P:63

 

4- همان

 

 

* هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام  نویسنده (کورش محسنی) و نشانی تارنگار مجاز میباشد.

 

 

Iranica: jamsheed  k. choksy 

 

مترجم متن اصلی: ویدا نیکنام

 

 


 

 

 + تارنگار، تاریخ، جشنها و زبان پارسی(آریا پارس) جزو ده تارنگار برتر از دید کاربران اینترنتی


 
نیچه، زرتشت و ایران باستان
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٥   کلمات کلیدی: زبان و فرهنگ

نیچه، زرتشت و ایران باستان

 نیچه و ایران باستان

کورش محسنی

میدانیم که نیچه در نهان اندیشه های خود دلبستگی به سرزمین های خاوری و سد البته ایران باستان داشت. او در جایی دریغ میخورد که: "به جایِ این رومیان، چه خوب بود که ایرانیان سرورِ (Herr) یونانیان می‌شدند."

 یا در جایی دیگر، گویا ایرانیان را نخستین کسانی میداند که به "بازگشت جاودانه ی زمان" باورمند هستند: "من می‌باید به یک ایرانی، به زرتشت، ادایِ احترام کنم. ایرانیان نخستین کسانی بودند که به تاریخ در تمامیّتِ آن اندیشیدند."

 او پیش از چاپ  کتاب چنین گفت زرتشت نیز شیفته ی زرتشت و ایرانیان باستان بوده و در یادداشت هایی که از وی برجای مانده چنین میگوید:"اگر داریوش شکست نخورده بود، دینِ زرتشت بر یونان فرمان‌روا شده بود ". همچنین به داستانِ شاگردیِ هراکلیتوس نزدِ زرتشت (Zoroaster) اشاره می‌کند. هراکلیتوس همان کسی هست که می‌گفت: « در یک رود نمی‌توان دو بار پای نهاد » و در واقع در برابر ارزشها و هنجارهای ایستا و ساختگی سقراط و افلاطون  ایستاد و بی ارزشی آنها را ثابت کرد.

 او همچنین ستایشگر توان جنگی ایرانیان و بویژه چیرگی آنها در تیر اندازی و سوارکاریست و حس و حال ایرانیان که برتری جویی و حالت سروری است را میستاید. همان چیزی که شوربختانه پس از یورش تازیان و بویژه مغولان به وسیله ی اندیشه هایی که خمودگی و گوشه گیری و فرو افتادن را تبلیغ میکردند،  همچون عرفان و تصوف، از بین رفت!

 

 نیچه و زرتشت

نیچه از زبان زرتشت چنین می‌گوید:

"زرتشت سرزمین‌های بسیار دید و ملت‌های بسیار: و این گونه «نیک و بدِ» ملت‌های بسیار را کشف کرد. زرتشت بر روی زمین، قدرتی شگرف‌تر از «نیک و بد» نیافت.
بسا چیزها که ملتی، نیک می‌نامید و ملتی دیگر مایه‌ی سرافکندگی و رسوایی می‌شمرد: من چنین یافتم. بسا چیزها یافتم که اینجا بد خوانده می‌شدند و آنجا بر قامتشان جامه‌ی تشریف می‌پوشاندند.
بر فراز هر ملت، لوحی از نیکی‌ها آویخته است. هان! این لوح چیرگی‌های اوست. هان! این بانگِ خواستِ قدرتِ اوست. «راستگویی و تیزچنگی در کمانگیری»: این هر دو در چشم ملتی که نام من از ایشان است، گرامی بود و دشوار: نامی که مرا هم گرامی‌ست هم دشوار.
"

  شخصیت نمادینی که نیچه از زبان او در گرانمایه‌ترین نوشتارش سخن می‌گوید، نام زرتشت را «گرامی» می‌دارد و «دشوار» می‌شمارد! این نام برای او چندان ارزنده است که برازنده‌ی این نام شدن را کاری سترگ می‌داند!

 اما چرا نیچه زرتشت را برگزید؟ میدانیم که نیچه در «چنین گفت زرتشت» با به میان آوردن "فرو شُد" که میتوان گفت نقطه ایست در برابر ارزش گذاری ها و هنجارها و تعارفاتی که بشر در سده های پیشین بوجود آورده، میکوشد تا پرسمان هایی همچون متافیزیک و فرازمین را که سالها در میان بشر رخنه کرده را با گرامیداشت زمین و تن جابجا کند. به همین روی نیچه دشمن بی چون و چرای ادیان ابراهیمی و البته از همه مهمتر مسحیت بود. همین انگیزه ایست که در این اثر، بارها سخنان مسیح، باژگونه از زبان زرتشت شنیده شود. نیچه ابرانسان را به میان می آورد و ابرانسان گویی هم انسان است و هم نیست. حتی ابرانسان نیز با همه ی برتری ها و  فراتر بودن از انسان امروزی، چیزی فراتر از تن و زمین نیست و ریشه ای فرازمینی مطابق با آموزه ها و ارزش های ساخته شده بدست بشر ندارد. او تنها برتر از انسان است: "‹انسان› چیزیست میان ‹حیوان› و ‹ابر انسان›."

به سخن دیگر میتوان همگی این ارزش ها و تعارف ها و هنجارهای ساخت بشر را ابزاری دانست برای پیشرفت از مرحله ی حیوان به انسان و هم اکنون فروگذاشتن این ارزشها و هنجارهای ایستا و یخ زده و در پی آن به میان آوردن ارزشهای تازه و روان و گذرا, مرحله ی پسین است برای گذار از انسان و رسیدن به ابرانسان: "بوزینه در برابر انسان چیست ؟‌ چیزی خنده آور یا چیزی مایه ی شرم دردناک. انسان در برابر ابر انسان همینگونه خواهد بود."

اما ابرانسان همانگونه که پیش از این گفته شد, به تن و زمین پایبند است و آن را گرامی ترین چیزها میشمارد، برای فرازمین و آموزه هایی که بویژه در ادیان ابراهیمی وجود دارد ارزشی قائل نیست. در اندیشه ی نیچه از غم و فروافتادن و خمودگی... خبری نیست. خدای رقصان و شاد ستایش میشود: "تنها بدان خدایی ایمان دارم که رقص بداند." یا "اکنون خدایی در درون ام رقصان است."

 از پست ترین چیزها، والا ترین چیزها را می آفریند و این هنر ابرانسان است: "سرانجام همه ی شهوات تبدیل به فضیلت گشتند و دیوان ات همه فرشته شدند."

 میتوان گفت آیین زرتشت با گوشه گیری و آموزه های فرازمینی بیشینه ی ادیان، که فرازمین را در نظر گرفته و به خوارداشت تن و زمین میپردازند، همداستان نیست. این درست به وارونه ی ادیان ابراهیمی و البته دیگر آیین ها چون مانویت ایرانیست. در آیین میترایی و زرتشت از تن آسایی و خوردن نام برده میشود. به سخن دیگر همان تن و زمینی که نیچه آن را پاس میدارد, ستایش میشود. این شیوه از گذشته های دور و دوران میترایسم آریایی ها به دین زرتشت رخنه کرده، چنانچه در وندیداد که متاثر از آیین های پیش از زرتشت است میخوانیم: "به درستی به تو بگویم, مرد زن گرفته را برتری میدهم, ای سپیتمان زرتشت, به آن کس که زن نگرفته زندگی کند... و از دو مرد انکه به گوشت انباشته, منش پاک بهتر دریافته, تا آنکس که نه اینچنین کرده است."

 در گزیده ی اندرز پوریوت کیشان(نخستین اموزگاران دینی) دستور زندگانی چنین صادر شده: "سه یک(یک سوم) روز و یک شب به هیرپتستان(مدرسه دینی) شدن و خرد پرهیزکاران پرسیدن... سه یک روز و سه یک شب خوردن و رامش و آسایش کردن..." یا "تن را به داد تن و روان را به داد روان دارد..."

به سخن دیگر با تن باید رفتاری درخور تن داشت و هیچ پرهیز و سختی برای آن پذیرفته نیست.

 هر چند زرتشتی که در "چنین گفت زرتشت" نیچه معرفی میشود، آنچنان هماهنگی با زرتشت راستین و تاریخی ندارد، اما بیگمان همین پاسداشت تن و زمین در میان ایرانیان و آیین زرتشت یکی از انگیزه هاییست که نیچه را وادار میکند ابرانسان خود را زرتشت بنامند.

  
                                                                                               

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)


 
 
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢   کلمات کلیدی: پسوندها ،پسوند زبان فارسی ،زبان پارسی ،دانشیک

بررسی پسوندهای " ـ یک" و "مان" در زبان پارسی

کورش محسنی

دانشیک به جای دانشی و علمی(بررسی پسوند ـ یک در پارسی)

 پسوند ـ یک ریشه ایرانی دارد(پهلوی) و در واژگانی چون تاریک، نزدیک و... بر جای مانده و البته با پسوندهای ic , ique_ , isch و... در زبانهای  اروپایی همریشه است. شماری در آغاز، زمانی که به چنین واژه ای برمیخورند، گمان میبرند که واژه ای پارسی با پسوندی غیر پارسی پیوند خورده است. اما همانگونه که اشاره شد این پسوند، از پسوندهای مشترک زبانهای هندواروپایی است و پروانه ی بهره گیری از آن را در هر دو زبان داریم.

 دانشیک هم از سه بخش دان + ـِش + ـیک ساخته شده است و ساختار آن با قالبسازی واژگان در پارسی همخوانی دارد و واژه ای درخور به جای واژه نیمه تازی "علمی" است. البته میتواند جایگزین واژه ای همچون "دانشی" باشد که شاید آنچنان درخور و آسان نباشد. پس در اینجا از هم خانوادگی زبان پارسی با دیگر زبانهای هندواروپایی بهره میگیریم و چنین واژه ای را میسازیم. از این پُرسمان در واژه ای همچون "ترابری" هم پیش از این بهره گرفته شده(بنگرید+)

 

پرسمان به جای مسئله(بررسی پسوند مان در پارسی)

 شماری با برخورد با واژه هایی همچون پرسمان، گفتمان، چیدمان و... که تا اندازه ای تازه هستند، می انگارند که این واژه سازی نادرست است، چرا که پسوند مان را فرانسوی میپندارند و این کار را الگو برداری از قواعد زبان فرانسوی! اما باید بیاد داشته باشیم که اصولاً پسوند و پیشوند، ازآن زبانهای هندو اروپایی است. اینکه ما یک پسوند و یا پیشوند همانند با فرانسه و .. داشته باشیم هم طبیعی هم هست.

 اما در این مورد ویژه باید گفت که "مان" پسوند پارسی ناب است. پسوند فرانسه ( لاتین ) در اصل ment است که تنها در در گویش و خوانش "مان" خوانده میشود. آنهم تنها در زبان فرانسه، در انگلیسی همان "مِنت" است و در لاتین هم mentum بوده. برای نمونه:

argumentum ارگومنتوم  و argument آرگیومنت ( انگلیسی)  و argument آرگـوُمان ( فرانسه)

 پس "مان" همان "ment" نیست! و بسادگی میتوان از واژه های درخوری همچون چیدمان، گفتمان و پرسمان بهره گرفت.
 این پرسمان از واژه های کهن تر که تازه ساخته نشده اند نیز آشکار میشود:

زایمان، سامان، آرمان، دامان، درمان...

 

+دبیره‌های ِ (=خطوط) پارسی{برگردان و گزارش ِ بخشی از الفهرست ِ ابن‌ندیم}(حامد قنادی)

+ اکبر اعلمی و حمایت از برهم زنندگان امنیت مردم آذربایجان +   +

 

 

 * هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام  نویسنده و نشانی تارنگار مجاز میباشد.