تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

جشن شب چله/یلدا
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱۸   کلمات کلیدی: شب یلدا ،شب چله ،مهر پرستی میترائیسم ،تاریخ یلدا

جشن شب چله/ یلدا

شب زایش مهر ریشه‌ی کریسمس

 کورش محسنی 

 

 « شب چله » یا « شب یلدا » جشنی است با پیشینه‌ای به درازای دست‌کم هفت هزار سال و یادگاری از مهرپرستی و آیین میترائیسم. این جشن همچون نوروز, سیزده‌بدر, جشن سوری و مهرگان... پس از یورش و شکست ایرانیان از مقدونیان, اعراب, مغول‌ها و تُرکان همچنان پابرجا مانده و هر سال در سَراسَر خانه‌های ایرانیان برپا می‌گردد.

واژه‌ی «یلدا» یک واژه‌ی سُریانی –از گویش‌های آرامی در شمال میان‌ر‌‌ودان- به معنای زایش و زادروز است. چراکه این جشن, جشن ِ زایش و رو به فزونی گذاردن خورشید/مهر/میترا است.   دست‌کم هفت هزار سال پیش نیاکان ما ایرانیان -یعنی قوم آریا- پیشسفره ی جشن شب چله{یلدا} از سه تکه شُدن و واگرایی درونی, به دانش گاه‌شُماری دست یافته و دریافته بودند که واپَسین شب آذرماه و نخستین شب زمستان, بُلندترین شب سال است. در بخشی از شاهنامه‌ی فردوسی می‌خوانیم:

نَباشد بَهار و زمستان پَدید                  نَیارَند هِنگام ِ رامِش نَوید

از این بیت می‌توان دریافت که ایرانیان به این دانش هرازان سال پیش‌تر دست یافته بودند.

 جشن‌های ماهیانه و اصیل ایرانی, جشن‌هایی هستند که برپایه‌ی گاه‌شماری خورشیدی برگزار می‌شوند. این جشن‌ها پس از یورش تازیان به ایران و چیرگی آنها, با توجه به جایگزین شدن گاه‌شماری عربی ِ مَهشیدی (قمری) به جای گاه‌شماری خورشیدی، در یک بازه‌ی زمانی ویژه، اَرجمندی و کرامندی خود را از دست داده بودند. ولی به کوشش دانشمند بزرگ ایرانی, خیام نیشابوری دوباره بازسازی شدند. گاه‌شماری جلالی که به کوشش خیام ایجاد شد را می‌توان یکی از دقیق‌ترین گاه‌شماری‌ها به شمار آورد که در هر 5 هزار سال تنها یک روز اختلاف زمانی دارد. 

 می‌دانیم که ایرانیان از دیرباز آیین‌های خود را همراه با شادی و روشنایی برگزار می‌کردند. آیین‌هایی که همواره در کانون گرم خانواده برگزار می‌شود و به دور از هر گونه کَژرَوی و فِساد است. به همین اَنگیزه است که ایرانیان درازترین شب سال –یعنی شب چله- را به همراه خانواده و بیشتر در کنار بزرگ ِ خانواده بیدار نشسته تا سر برآوردن خورشید از آسمان و روشنایی را نظاره‌گر باشند. پس از شب چله است که دوران ِ کاستی روز/ شید(نور)/ روشنایی پایان یافته و دوران فزونی روز/ خورشید/ شید سر می‌رسد. در این شب بیدار ماندن و روشن نگه داشتن خانه نمادی است از یاری به روشنایی/خورشید در برابر تاریکی‌ها و پلیدی‌ها, تا سر برآوردن خورشید و رسیدن روز.

 گذشته از ریختار ِ نمادین شب چله باید دانست که جشن یلدا, شب زادروز الهه‌ی مِهر یا میترا می باشد. «مهر» به معنی خورشید و یکی از بغ دخت‌ها و خدایان آریایی‌ها در گذشته‌های دور و پیش از گِرَویدَن ِ ایشان به آیین زرتشت است. باید گوشزد نمود که با توجه به بازگویی‌های مورخین یونانی, ایرانیان نزدیک به هفت هزار سال پیش به آیین یگانه پرستی زرتشتی درآمدند و از این دیدگاه یگانه و نخستین به شمار می‌آیند.

 مِهر در آینده و پس از روی کار آمدن آیین یکتاپرستی زرتشتی, تبدیل به یکی از ایزدان و فرشتگان دین زرتشت شد و بخشی از نَسَک (کتاب) اَوستا به نام او یعنی مِهریَشت نام‌گذاری شده است. ایزَد مِهر از گرامی‌ترین ایزدان و فرشتگان اَهورمزدا است و دُشمن سَرسَخت دروغ به شمار می‌آید. ایرانیان همواره به صِفَتهایی چون راستگویی, دلیری و سَروَری‌خواهی پُرآوازه بودند. در اندیشه‌ی ایرانی اَهریمن سرچشمه‌ی هر گونه پَلیدی و تاریکی و دروغ است. در اندیشه ی ایرانی دروغ ریختاری دیو گونه به خود می‌گیرد و سَرراست برابر با یک دیو شناسانده می‌شود.

 در مهریَشت اَوستا می‌خوانیم:  «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می‌نگرد تا دروغی نگوید.»   در اردیبهشت یَشت آمده است:  «دروغ باید تباه گردد، دروغ باید سرنگون شود، دروغ باید نابود گردد و در جهان مادی باید راستی بر دروغ چیره شود.»

 یا برای نمونه داریوش بزرگ در سَنگ نِبِشتِه یِ خود سَرراست از خداوند می‌خواهد که کشور ایران را از سه چیز یعنی «دروغ, خُشکسالی و دُشمن» دور نگه داشته و پاسداری نماید. یا در سنگ نبشته‌ی بیستون خود یکی از گناهان بزرگ شورشیان را دروغ‌گویی ایشان باز می‌شناساند.

 آیین مهر در زمان سه تِکه شدن آریایی‌ها و مهاجرت بخشی از ایشان به اروپا  همراه آنها به اروپا نیز کشیده شد. در روم باستان نیز ژولیان یکی از پادشاهان رومی به این آیین گروید. همچنین امپراتورانی چون کومودوس (۱۸۰-‏۱۹۲م.)، سپتیمیوس سوروس (۱۹۳-‏۲۱۱)، کاراکالا (۲۱۱-‏۲۱۷) و جولیان پُرآوازه به جولیان مرتد، و نیز بسیاری از سربازان و افسران روم، سَخت پیرو این آیین بودند و در رم، بریتانیا (در پی هجوم روم به سال ۴۳ م.)، و کِناره‌های رود راین، دانوب و فُرات، کِنیسه‌ها و نیایشگاه های پُرشماری برای میترا بر پا داشتند.

 آنها سالها جشن زادروز میترا و شب چله را جشن می‌گرفتند و آن را سرآغاز سال می‌دانستند. حتی پس از گسترش دین تَرسایی (مسیحیت) در اروپا نیز این شب وَرجاوَندی خود را نِگه داشت و با زادروز حضرت مسیح یگانه گشت.  مهرپرستی گستره ای از شرق ایران تا اروپا داشت. تاثیرات فراوان این آیین ایرانی و آریایی را هم اکنون در دین مسیحیت می‌بینیم. 

مسیحیت تنها با بهره‌گیری از مهرپرستی بود که توانست جایی برای خود در اروپا پیدا کند. این آیین‌ها عبارت بودند از: فدیه, نیاز, روزه, رستاخیز, حساب و میزان, دوزخ و برزخ و... نیز مراسم و آدابی چون عشا ربانی, غسل تعمید, ناقوس زدن, نوازندگی به هنگام نیایش, 25 دسامبر که زادروز مهر شمرده می شود و پیوند آن با شب چله ی ایرانی و... این وام گیری ها به اندازه ای زیاد بود که آبای کلیسای مسیح زمانی که این همه وجوه اشتراک میان مذاهب خود و مذهب میترا (مهرپرستی) یافتند, شگفت زده شدند و مدعی گشتند که مذهب میترا این مراسم را از مسیحیت دزدیده است, یا اینکه این مذهب نیرنگ گمراه کننده‌ی اهریمن است.

 روز وَرجاوَند اروپاییان یعنی سان+دی به معنای روز خورشید، یا آراستن درخت سَروی با دو رِشته‌ی نوار سیمین و زَرین به دست ایرانیان در گذشته، و یا نشانه‌های فراوان دیگر, هَمگی نِشان از هُنایش (تاثیر گذاری) آیین مهر بر اروپا و غرب دارد و در واقع ریشه‌ی کریسمس را به جشن شب چله‌ی ایرانی پیوند می‌دهد.

 

سنایی در این باره مــــــی‌گـــــــوید: 

به صاحب‌دولتی پیونــد اگر نامـی همی جویــی * که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

معزی نیز در وصف عیسی می‌گوید:

 تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است * تو شمع فروزنـده و گیتــی شب یلــدا

سیف اسفرنگی تأکید می‌ورزد که یلدا شهرت و آوازۀ خود را از نام مسیح دارد:

سخنم بلند‌نام از سخن تو گشت و شایـد *  که درازنامی از نام مسیح یافت یلـــــدا

 + کتاب پان ترکسیم، ایران و آذربایجان، منتشر شد (اطلاعات بیشتر)

 *هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام  نویسنده و نشانی تارنگار مجاز می باشد.(کورش محسنی)


 
سگرتیهای آریایی
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۸   کلمات کلیدی: سگرتی ها ،اسگرتی ،داریوش بزرگ ،ماد

سگرتیهای آریایی

باشندگان دیرین آذربایجان

کورش محسنی


 بن مایه های آسوری از «ساگارت ها» با نام zikertu یاد می کنند. این دو یکی هستند و ساگارتیان ِ بن مایه های آسوری و سگتیها در بن مایه های کهن و کلاسیک در یک سرزمین زندگی می کنند. این تیره بی گمان تیره ای ایرانی از اتحادیه ی ایرانی زبانان بودند.(۱) افزون بر این هرودت سرراست این تیره را ایرانی نژاد/زبان می داند(۲) همچنین خود نام «سگرت» نیز یک نام ایرانی است و گواهی استوار بر ایرانی بودن این تیره(۳)


 در سده ی هشتم پیش از زایش(نبشته های مُرگان), در آغاز جایگاه زیست سگرتیها از شرق دریاچه ی ارومیه تا جنوب غربی دریای مازندران(kaspia) گسترش داشت.(۴) ولی پس از یورش آسوریان, سگرتیها از شرق تا رود دجله پراکنده می شوند و این می تواند پیرامون ارومیه را نیز شامل گردد.


 این تیره های آریایی در سده های 7 تا 10 پیش از زایش در بخش های جنوبی دریاچه ی ارومیه می زیستند, در کشوری که در بن مایه های آسوری به نام parsuash و در بن مایه های اورارتو به نام  parsua نام گذاری شده است.


  به گاس ِ(احتمال) فراوان در زمان ساختن نبشته های کوه بیستون, اساگارتا/ساگارتی در ریختار یکی از شهربانی های ماد بودند, ولی پس از آن چنان که از سنگ نبشته های پارسه برمی آید, داریوش بزرگ آنان را همچون یک ساتراپ جداسَر(مُستقل) به نام «آساگارتی» آورده است.


 می توان انگاشت که این جداسازی به انگیزه ی فرونشاندن شورش ها از سوی نیروهای توانمند ماد باشد که هر آینه این گونه کشاکش ها نه تنها در ماد که در سراسر ایران در زمان داریوش بزرگ و حتی پیش از او یعنی پادشاهی کمبوجیه وجود داشتند. این جداسازی برابر بود با ایجاد «ماد ِخُرد» که در آینده به «آتورپاتکان» دگرگون شد.(۵)


 درباره ی ویژگی های این تیره، هرودت گزارش هایی می دهد. او ایشان را از روی پیدایش و زبان خود تیره ای ایرانی/آریایی بشمار می آورد, ولی جامه های آنان را نیمی ایرانی و نیمی «پکتیایی» یاد می کند. همچنین ارتش آنان از 8000 سوار تشکیل می شد که از جنگ افزارهای برنجین یا فلزات دیگر بهره ای نمی بردند, به جز خنجر. آنها به جای جنگ افزار, تنها کمندهای پیچیده داشتند, که نام اش «ارکن» بود. کاربرد این ارکن ها براستی شگفت و نغز(جالب) است.  ایشان در کارزار، در هنگام روبرو شدن با دُشمن, ارکنهای خود را با گیره در هوا رها و به سوی دُشمن پرتاب کرده و مرد یا اسب را که در چنبره ی کَمند افتاده بود به سوی خویش می کشیدند. مردمانی که دستگیر می شدند یا کشته می شدند یا در نبردهای سگرتیها همراه ایرانیان می جنگیدند(۶)


  از این گزارش در میابیم که این تیره های ساگارتیها/زیکرتیها سربازانی سواره بودند. در نبشته های سارگُن(شاه آشور) نیز به آن بر می خوریم که «زیکرتیها» را سوارکار بازمیشناساند و در نبشته های داریوش بزرگ و هرودت نیز به سوارکاری ساگارتیها سرراست اشاره شده. این نشانه ها و بویژه سوارکاری آنها در آن زمان خود نشانه ی آشکار دیگری از آریایی نژاد و ایرانی زبان بودن این تیره است.


 نام پادشاه سگرتیها که پاد(ضد) داریوش بزرگ شورش کرد و خود را پادشاه آساگارته اعلام داشت «چیسَن تَخَم» است. این نام در زبان اوستایی برپایه ی ریشه یابی فریدون جنیدی به چَم(معنی) «دانای نیرومند» است و گواهی استوار بر ایرانی بودن آنها می باشد.(۷) حضور سگریتها در بن مایه های دردست، نزدیک به سه سده دنبال می شود و پس از آن در آغاز سده ی 7 پیش از زایش, آنها با مادها و دیگر تیره های همسایه درآمیخته شدند و دیگر به نام آغازین آنها بر نمی خوریم.

 آتشکده ی آذرگشنسپ

بن مایه ها:

 

۱- نک. پرفسور اقرار علیف, تاریخ کهن ترین اقوام ایرانی/ Eilers W Altpersisene مسکو1970            ۲- هرودت I,125,VII,85
۳- نک.اقرار علیف, تاریخ کهن ترین اقوام ایرانی                                                                           ۴- نک. دیاکونف ای.م, تاریخ مادها, برگ 88
۵- گرَنتاوسکی اِ.اَ. ص 249-248                                                                                               ۶- هرودت VII,85
7- نک. روشنگری فریدون جنیدی, تاریخ آتورپاتکان, اقرار علیف, ص 287

 

 

 

*هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام  نویسنده و نشانی تارنگار مجاز می باشد.(کورش محسنی)

+جشن شب چله(یلدا) ریشه ی کیریسمس

+پیشنه و تاریخچه ی هنر موسیقی در ایران باستان

+بازشناسی جشن پوریم(کشتار ایرانیان بدست یهودیان) دروغ بزرگ

ر پیرامون سفره ی جشن مهرگان