مالیات و عوارض در زمان ساسانیان

شیوه ی خراج ستانی ساسانیان

کورش محسنی

 مالیات بیشتر به دو گونه ی «زمین» و «سرانه» گرفته می شد که نخستین گزینه را «خراگ»(خراچ, خراج) و دومین گزینه را «گزیت»(جزیه) می نامیدند.

 خراگ تا زمان انوشیروان برپایه ی اندازه ی محصول به دست آمده به نسبت یک ششم, یک پنجم, یک چهارم و ... گرفته می شد. در این شیوه ی خراج ستانی, هر سال میزان محصول برآورد می شد و عوامل گوناگونی چون کارگزاران مالیاتی, بلندپایگان بومی, رخنه و توان دولت مرکزی در کمی یا زیادی میزان آن هنایش(تاثیر) داشتند.

 کواد خواهان دریافت خراجی  پایا(ثابت) و درآمدی همیشگی برای گنج خانه ی کشور بود. وی پس از سرکوبی جنبش مزدکی ها برآن شد تا دستگاه مالیاتی را سروسامانی دهد, ولی به زودی مرگ او را از این کار بازداشت. سپس انوشیروان ساماندهی پدر را دنبال گرفت و شیوه ی خراج ستانی را برپایه ی اندازه ی زمین ها و گونه ی محصولات بنیان گذاشت. اینچنین بود که زمین های کشاورزی و باغ های زیرکشت سراسر کشور اندازه گیری, ممیزی و همگی درختان شمارش شد. برای نمونه هر جریب کشتزارگندم و جو 1 درهم, برای هر جریب تاکستان 8 درهم و... خراگ گرفته می شد. می توان گفت این ساماندهی در پایان به سود دستگاه پادشاهی بود.

 این روش دچار سُستی هایی بود که در بازگویی هایی که جهشیاری و بلعمی با کمی ناهمگونی آورده اند می توان به آن پی برد. «جهشیاری» در سده ی 4 هجری اینچنین بازگو می کند:

 «...چون انوشیروان به پادشاهی رسید, کار ممیزی املاک, آمارگیری و سرشماری انجام یافت و او در اجتماع عمومی مردم حاضر شد و به نویسندگان خود دستور داد تا جمع آمار را آشکار سازند و ایشان چنین کردند. سپس نظر خود را در مالیات گذاری زمین به گونه ی جریبانه و اندازه گیری اراضی و آمارگیری از درختان میوه و خرما و...به مردم اعلام کرد و گفت: مالیات و خراج به سه قسط در هر چهار ماه یک سوم دریافت خواهد شد; نظر ایشان را در این باره خواست. هیچ یک از مردم چیزی نگفتند. آنگاه سخنان خود را سه بار بازگفت و مردم همچنان خاموش ماندند. سپس یکی از ایشان به پاخاست و گفت: شاها! تو مالیات پایدار بر انسان فنا پذیر, بدن مردنی, کشت خشک شدنی و آب جاری چشمه که به زمین فرو می رود, می بندی؟ خسرو گفت: ای سیاه بخت تو از کدام طبقه از مردم هستی؟ گفت من مردی از طبقه ی نویسندگانم. خسرو به دبیران گفت: او را آنقدر با دوات بزنید تا بمیرد, ایشان برای تبرئه ی خود نزد خسرو و در اجرای دستور وی آن قدر او را زدند تا جان سپرد و گفتند: ما از کرده ی خود خشنودیم. سپس خراج سهم شاه روی غله, خرما و درخت تقسیم شد.»(۱)

 این روش -یعنی باج سرانه(گزیت)- در زمان انوشیروان ریختاری به سامان گرفت و از آن پس هر فرد بیش از 20 و کمتر از 50 سال به میزان توانایی خود سالانه 12, 8, 6 یا 4 درهم به گنج خانه ی دولت پرداخت می کرد. در زمانهایی که کشور نیاز به درآمد بیشتری داشت مالیات افزوده دریافت می شد.

 می توان گفت دولت در دریافت مالیات نرمی از خود نشان نمی داد و گاهی پیش می آمد که اگر کسی توانایی پرداخت مالیات خود را نداشت, دارایی های او به دیگری داده می شد که توانایی پرداخت مالیات آن را داشته باشد.(۲) یا اینکه مکن بود در ساختمان کاخ شاهی کار کنند یا ایستگاه های چاپار را نگهداری کنند و از سپاهیان پذیرایی کنند یا گله های شاهی را به چرا ببرند.(۳)

 یک مورخ ارمنی به نام «یغیشه» که در میانه های سده ی 5م. در جنگ های ایران و ارمنستان حضور داشته و کتاب تاریخی "جنگ وارتان و ارامنه" را تالیف کرده, درباره ی خراج ستانی شاهان ساسانی چنین نوشته است: «این یک چپاول به تمام معنا بود!... چنان چپاول بی همتایی بود که ایرانیان شگفت زده می پرسیدند: این همه ثروت از کجا می تواند به دست آید؟!(۴)

 درهر روی باید در نظر داشت که ایران ساسانی در سراسر دوران زندگی خود در دو کارزار سرگرم آفَند و پدافند بود. این پادشاهی توانمند با تکیه بر همین خراج ها و نوآوری های شگفت در پیوندهای سیاسی با چین, تیره های بیابان نشین ترک, اقوام ایرانی زبان بیرونی در شمال/شمال شرق و ... همزمان هماورد روم, تیره های بیابان نشین بیشتر ترک باشد و بی گمان سخت گیری در این زمینه, جدای از کژروی های همیشگی در دستگاه پادشاهی آن دوران, به انگیزه ی پدافند از مرزهای ایران بوده است.


 ۱- الوزرا و الکتاب: 2-31                              ۲- گیرشمن, ایران از آغاز تا اسلام: 413

 ۳- همان                                                 ۴- سنباط زاده, تاریخ آذربایجان: 99

* هر گونه برداشت از داده های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز می باشد(کورش محسنی)

چامه ی «دفاع از زرتشت» از میرزاده ی عشقی 


* این چامه پس از درج داوی های بی پایه و دروغین از سوی جبهه ی پانترکسیم سروده شده و چامه سرا, جدای از منظر دینی, به پدافند از زرتشت یکی از شخصیت های برجسته ی ملی برخواسته است.

       ای دختران تُرک خدا را، حیا کنید **  باری دراین معامله، شرم از خدا کنید
      یا رُخ نهان کنید که دل نابرید یا ** با عاشقان دلشُده کمتر جفا کنید
   یا وعده نادهید که با ما وفا کنید ** یا برقرار وعده ی خودتان وفا کنید
       یغما نموده اید دل و دین ما بلی ** کی عادت قدیمی خود را رها کنید؟
      تُرک ختا  همیشه به یغما به نام بود ** یک چند هم رواست که تَرک خطا کنید
جائی کشید کار زیغما که این زمان ** یغمای، پیمبر ِ پیشین ِ ما کنید؟
       زرتشت دل نبود که آن را توان ربود ** حاشا قیاس دل، ز چه با انبیا کنید؟
زرتشت بُردنی نبود، این طمع چه سود؟ ** تنها  همان، به بُردن  دل اکتفا کنید
         امروز قصد بردن پیغمبران، کنید ** فردا بعید نیست که قصد خدا کنید