تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

انوشیروان و پیرمردی که گردو می کاشت
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٠   کلمات کلیدی: انوشیروان ،انوشیروان و پیرمرد گردو ،انوشیروان دادگر ،خواجه نظام الملک توسی

انوشیروان و پیرمرد جوز کار

فصل 36 سیاست‌نامه

کورش محسنی

سیاست‌نامه

خواجه نظام الملک توسی دانشمند و نویسنده‌ی سده‌ی پنجم و وزیر نام‌دار ملک‌شاه سلجوقی است. وی نویسنده‌ی نخستین نَسک (کتاب) به زبان پارسی یعنی سیاست‌نامه (سیَر الملوک) که پیرامون رفتارشناسی, کشورگَردانی و بازگویی رویدادهایی از زمان مزدکیان و خردم‌دینان است, به شمار می‌آید.

 

داستان انوشیروان دادگر و پیرمرد گردو کار

 رسم تخمه‌ی ساسانیان چنان بوده است که هر که پیش ایشان سخنی گفتی و یا هنری نمودی که ایشان را خوش آمدی, بر زفان ایشان برفتی که «زه!». چون بر زفان پادشاه برفتی که «زه!» بی‌درنگ, خزینه‌دار هزار دینار بدان کس دادی.

 روزی نوشروان برنشسته بود و با ویژگان به شکار می‌رفت, بر کنار دیهی (روستا) گذر کرد. پیری را دید نود ساله, جوز (گردو) در زمین می‌نشاند. نوشروان را شگفت آمد, از بهر آن‌که ده سال و بیست سال بباید تا این درخت ِ کِشته [شده] بَر رسد.


 گفت: «ای پیر, جوز می‌کاری؟». پیر گفت: «آری, خدایگان». گفت: چندان زنده باشی که از برش بخوری؟». گفت: «کِشتند و خوردیم; کاریم و خورند». نوشروان را خوش آمد, گفت: «زه!». بی‌درنگ, خزینه‌دار هزار دینار بدان پیر داد.

 پیر گفت: «ای خدایگان, هیچ کس [از] بَر ِ این درخت زودتر از بنده نخورد». گفت: «چگونه؟». پیر گفت: «اگر من جوز نَکِشتمی و خدایگان این‌جا گُذر نکردی و از بنده چنان‌که پرسید, نپرسیدی و بنده آن پاسخ ندادی, من این هزار درم از کجا یافتمی؟». نوشروان گفت: «زها زه!». خزینه‌دار دو هزار دینار دیگر بدو داد, از بهر آن‌که دوبار زه بر زفان او رفت.

* هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی مجاز است.(کورش محسنی)