تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

شعر در زبان پارسی میانه
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٦   کلمات کلیدی: شعر ،پارسی میانه ،پهلوی ،سروده

شعر در زبان پارسی میانه

کورش محسنی


بخشی از نوشته‌های بازمانده از زبان پارسی میانه شعر است. درباره‌ی گونه‌ی نظم سروده‌های پارسی میانه و پهلوی اشکانی دو دیدگاه وجود دارد:

 

1- برخی این چامه‌ها را هجایی دانسته‌اند. در این گونه‌ی نظم, اصل شمار هجاها در هر مصراع است و کوتاهی و بلندی هجاها و چیدمان جای گیری آنها اهمیت ندارد.

 

2- برخی این چامه‌ها را ضربی دانسته‌اند. در این گونه‌ی نظم, اصل شمار تکیه‌های هر مصراع است و شمار هجاها و کوتاهی ها و بلندی ها و چیدمان جای گرفتن آن‌ها اهمیت ندارد.

 

 

سرودههای پارسی میانه و پهلوی اشکانی قافیه ندارند. تنها در چامه‌ای که برای نمونه آورده می‌شود, گونه‌ای قافیه وجود دارد. این بخش از پارسی میانه‌ی زرتشتی است و از پاره‌هایی تشکیل شده که هر پاره از دو بیت و هر بیت از دو مصراع ساخته شده است. بیت نخستین هر پاره با andar gēgān  پایان می‌یابد. بیت نخست به گاس فراوان از میان رفته است.

 

آوانویسی چند بیت برای نمونه:

 

dārēm andarz_ē  az dānāgān           az   guft  ī  šēnagān

1- ō ašmāh bē wizārēm                       pad rāstīh andar gēgān

agar [ēn az man] padīrēd                bawēd sūd ī du gēhān

 

 

برگردان این چامه:

  

 دارم اندرزی از دانایان                        از گفت پیشینیان

 

1- به شما بگزارم                                 به راستی اندر جهان

 اگر [این از من] پذیرید                        بُوَد سود دو جهان

 

2- به گیتی گستاخ مبید                       بس آرزو اندر جهان

 چه گیتی به کس بنهشتند                 نه کوشک و نه خان و مان

 

3- شادی به دل, چه [را] خندید               و چه [را] نازید, جهانیان

 

4- چند مردمان دیدم                             بس آرزو اندر جهان

 چند خداوندگاران دیدم                        مه سالار ابر مردمان

 

5- ایشان مه و بیش خیال اندیشه            برفتند اندر جهان

 ایشان بی راه شدند                           با درد برفتند, بی سامان

 

6- هر که چون این دید چرا                      که علاقه‌مند اندر جهان

 که ندارد گیتی به سپنج                       و نه تن به آسان

 

ابوالقاسمی, محسن 1386: راهنمای زبانهای باستانی ایران, ص 253

 

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)


 
واپسین گفتار داریوش بزرگ
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٩   کلمات کلیدی: داریوش بزرگ ،هخامنشیان ،وصیت نامه ،نقش رستم

واپسین گفتار داریوش بزرگ
وصیت‎نامه داریوش بزرگ دارای ارزش دانشیک است؟

کوروش محسنی

با توجه به راهی که در این تارنگار پیش گرفته شده, کوشش بر این است تا جایی که شدنی‌ست از دروغ‌پردازی‌ها و پخش داده‎های نادرست و نااستوار پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران در اینترنت جلوگیری شود, پس از در دسترس قرار دادن برگردان ِ معتبر " فرمان کورش بزرگ " از دکتر « عبدالمجید ارفعی », این بار برگردان ِ استوار و معتبر ِ سنگ نبشته‌ی داریوش بزرگ که به " واپسین گفتار داریوش بزرگ " پُرآوازه است, از « داریوش احمدی » در دسترس خوانندگان و همراهان این تارنگار قرار می‌گیرد. باید یا آوری کرد که نوشته‌هایی با عنوان‌های "وصیت نامه‌ی داریوش یا کورش بزرگ" که امروز در اینترنت یافت می‌شود آنچنان پایه‌ی دانشیک و علمی ندارد و برای پی بردن به جایگاه انسانی این دو پادشاه نگریستن به فرمان کورش بزرگ و واپسین گفتار داریوش بسنده است.

 

ترجمه از داریوش احمدی(+)

بخش فوقانی آرامگاه داریوش بزرگ در « نقش رستم » دارای دو کتیبه‌ی 60 سطری به زبان پارسی باستان است. در سنگ‌نوشته‌ی نخستین، داریوش پس از سپاس‌گزاری و یادکرد خداوند، نام ایالت‌‌های امپراتوری‌اش را برمی‌شمارد و در پایان آن، با بیانی شکوه‌‌مند می‌گوید: « ای مرد! فرمان خداوند در نظرت ناپسند نیاید. راه راست را ترک مکن؛ شورش مکن »
اما داریوش بزرگ در سنگ‌نوشته‌ی دوم، محور سخن را به سوی خود برمی‌گرداند و به عنوان واپسین گفتارهای خود، توصیفی گویا و شفاف از شخصیت و اندیشه و رفتار خود عرضه می‌دارد. در این نوشته، داریوش همچون پادشاهی حکیم جلوه می‌کند و نشان می‌دهد که هنرهای نظامی و جسمانی و فضایل معنوی و اخلاقی را توأمان داراست. او با بیانی سخت حماسی و حکیمانه، مقام والای معنوی پادشاه هخامنشی را در کنار توانایی های و شایستگی‌‌های فردی و سیاسی‌اش به نمایش می‌گذارد و عدالت‌‌خواهی و مردم‌دوستی و اصول جهان‌داری‌ خود را به عالی‌ترین شکلی بازگو می‌کند.
مطالعه‌ی متن این سنگ‌نوشته ما را با اندیشه و کردار درخشان و بی‌نظیر نیاکان هخامنشی‌‌مان به خوبی آشنا کرده و البته بی‌‌خبری‌‌مان را از مفاخر و گنجینه‌‌های تاریخی‌‌مان، یادآوری خواهد نمود.
متن کامل سنگ‌نوشته‌ی داریوش بزرگ هخامنشی را در نقش رستم، بر اساس ترجمه‌ی خودم، در ادامه می‌‌خوانید:

 

ـ خدای بزرگ است اهوره مزدا که این شگفتی مشهود را آفرید. که شادی را برای انسان آفرید. که خرد و دلیری به داریوش شاه بخشید.
ـ داریوش شاه ‌گوید: به خواست اهوره مزدا چنان‌ام که راستی را دوست‌ دارم، دروغ را دوست ندارم. خواست من این نیست که توانایی به ناتوانی ستم کند. خواست من آن نیست که ناتوانی به توانایی بد کند.
ـ آن چه راست است، آن خواست من است. مرد دروغ‌گرا را دوست نیستم. تندخو نیستم. آن چه در خشمگینی‌ام آشکار شود، به نیروی اندیشه‌ام سخت نگه می‌دارم. بر [ نفس ] خود بسیار فرمان‌روای‌ام.
ـ مردی که همکاری کند، در خور همکاری‌اش، به او این گونه پاداش می‌دهم. آن که زیان‌کاری کند، در خور زیان‌کاری‌اش، او را این گونه کیفر می‌دهم. خواست من این نیست که مردی زیان‌کار باشد. و به راستی خواست من آن نیست که اگر او زیان‌کاری کند، کیفری نبیند.
ـ آن چه که مردی علیه مرد [ دیگری ] گوید ، آن مرا باور نیاید تا آن که [مرا] قانع سازد بر اساس قوانین نیک.
ـ خشنودم به آن چه که مردی در خور توان‌اش [ برای‌ام ] کند یا به جای آورد. و [ به او ] علاقه‌ام بسیار است و نیک خشنودم.
ـ هوش‌‌مندی و فرمان‌روایی‌ام چنین است: هنگامی که کرده‌ام را ببینی یا بشنوی در خانه و در لشکرگاه، کوشایی والا و برتری هوش و منش‌ام [ را دریابی ].
ـ به راستی این کوشایی من است: تا در تن من توان هست، جنگ‌جوی‌ام؛ جنگ‌جوی خوب. همین که [ کسی ] در میدان [ جنگ ] دیده شود، با هوشیاری درمی‌یابم آن که دشمن است، درمی‌یابم آن که [ دشمن ] نیست. با هوش‌‌مندی و فرمان‌روایی، آن گاه در تصمیم و عمل نخستین‌ام، هنگامی که درمی‌یابم دشمن را، بدان سان که غیر [ دشمن ] را.
ـ ورزیده‌ام، هم با دست‌‌ها و هم با پاها. سوارکارم، سوارکار خوب. کمان‌دارم، کمان‌دار خوب؛ هم پیاده و هم سواره. نیزه‌افکن‌ام، ‌نیزه‌افکن خوب؛ هم سواره و هم پیاده.
ـ و هنرها [ ی دیگری دارم ] که اهوره مزدا به من بخشیده است و توانسته‌ام نگه دارشان باشم. به خواست اهوره مزدا هر چه کرده‌ام، با این هنرها [ کرده‌ام ] که اهوره مزدا به من بخشیده است.
ـ ای بنده! قویاً [ دریاب ] که چگونه معروف‌ام و هنرهای‌ام و فضیلت‌ام چگونه است. مگذار آن چه را که با گوش‌‌های‌ات شنیده‌ای بر تو دروغ جلوه کند. آن چه را که به تو رسانده شده است، بشنو.
ـ ای بنده! مگذار آن چه کرده‌ام نادرست به نظر آید. آن چه را نوشته‌ام، نگه دار باش. از قوانین [ نافرمانی ] مکن. مگذار [ کسی نسبت به قوانین ] نادان باشد.

+ پیرامون اروند رود و پیشینه‌ی تاریخ و فرهنگی آن {یادداشت‌های آریوبرزن}

+ برگردان معتبر فرمان کورش بزرگ {عبدالمجید ارفعی}

 

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)