تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

گارد جاویدان هخامنشی
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸   کلمات کلیدی: تاریخ ایران باستان ،هخامنشیان ،گارد جاویدان ،سپاه ده هزار نفری جاوید

گارد جاویدان

سپاه ده‌هزار نفری هخامنشیان

کورش محسنی

 در نگاره‌های سمت شرقی کاخ آپادانا و نخستین تالار بار تخت جمشید، پشت سر شاه بر تخت نشسته، سربازان گارد نیزه‌دار در سه ردیف روی هم جای گرفته، ایستاده‌اند. این نگاره کمابیش یک سوم فضای گسترده شمالی را شامل می‌شود. این سربازان کمابیش 100 نفر, در این‌جا به نمایندگی 10 هزار سرباز "سپاه جاویدان" نگاریده شده است. این سربازان از این روی "جاویدان" نامیده شده‌اند که مردن یا کشته شدن یکی، بی درنگ سرباز دیگری جای او را می‌گرفت و این‌چنین بود که شمار افراد این گارد همواره ده هزار نفر بده است. (هرودت VII, 83)

 گارد پشت سر شاه پوشاک و جامه‌ی بلند چین‌دار هخامنشی بر تن, کفش ایرانی سه‌بندی برپا و نواری پیچیده برگرد سر دارند. نیزه‌ی دست همه‌ی این سربازان، در بخش پایین به یک انار! کوچک ختم می‌شود. از همین روی یونانیان آن را "سیب بر" نامیده‌اند. این گارد 10 هزار نفری از ده گروه 1000 نفری تشکیل می‌شد. انار سرنیزه‌ی فرمانده‌ی هر گروه که "هزار پت" نامیده می‌شد (hazarpatis) زرین و انار دیگران سیمین بود.

 سَرفرمانده‌ی سپاه هم‌واره در برابر شاه پاسخ‌گو بوده است. گروه‌بندی همه‌ی نیروهای جنگی ایران، مانند گارد ویژه‌ی جاویدان "ده‌دهی" بود. گروه‌های 1000 نفری از گروه‌های 100 نفری ِ متشکل از گروه‌های ده نفری تشکیل می‌شد. همه‌ی این‌ها همانند رده‌‍‌های جنگی امروزی، مانند درجه‌دار، ستوان، سرهنگ و سردار و سپهبُد... فرمانده‌ی ویژه‌ی خود را داشتند. از این سامانه در گروه‌بندی کارگران نیز بهره برده می‌شد.

 در کنار گارد جاویدان در زمان هخامنشیان که پیاده بودند، هنگ‌های هزار نفری سواره نیز وجد داشت. در هنگام جنگ افزون بر این سپاهیان همیشگی و نیروهای ساتراپ نشین، دهگانانی که بر زمین‌های دولتی کار می‌کردند به جنگ می‌پرداختند و در ارتش به خدمت گرفته می‌شدند.

کُخ، هاید ماری 1380: از زبان داریوش، نشر کارنگ                                                                    

* هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی مجاز است.(کورش محسنی)


 
شگفتی های هفت گانه ی جمشید
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱   کلمات کلیدی: استوره جمشید ،شگفتی های جمشید ،شاهنامه ،عجایب هفت گانه جمشید

جمشید شاه

عجایب هفت گانه ی جمشید

کورش محسنی

  افزون بر جام جم که با جمشید، شاه استوره ای ایرانیان پیوند دارد و گویند که این جام گران بها از یاقوت ساخته شده بود و زمانی که شهر استخرِ پارس را پی می افکندند پیدا شد و جم با آن توانست پنهانی ترین رازها را بگشاید، در منابع دیگر از عجایب هفت گانه ی جمشید نام برده شده است، درست مانند شگفتی هایی که برای خسرو پرویز در میان ایرانیان در نظر گرفته شده است و به گونه ی افسانه در آمده است. جمشید در آب - می درون جام می‌نگریست و به رازها پی می برد.

 در میان ایرانیان افسانه ی شگفتی هایی که جمشید شاه ساخته است و اسکندر آنها را از میان برده است رواج داشته است و دارد. این افسانه به نثر و به نظم در چند نامه ی کهن خطی کتاب خانه ی ملی پاریس وجود دارد، که در آن ها چنین می خوانیم:

1- چراغی که بی روغن همی سوختی.

2- مرغی... که از خورشید سایه نمی کرد.

3- بربطی... که دسته ی لاجوردی و چهار تار [داشت] چون باد بر او زَدی، آواز هم چون بربط آمدی، و گر کسی تپ ارزه داشتی، آوازه بربط بشنودی، تپ لرزه بّشُد (از میان می رفت).

4- مگسان زرین که همی پریدند، اگر کسی زهر خورده بودی، آوازپر مگسان بشنودی، زهر از او بِشُدی.

5- صراحی (جام می یا ریتون) که اندر مَیَزدی (میهمانی)، سد مرد بودی به نام هر مردی شرابی از هر رنگ اندر آن صراحی کردی...

6- رودی آب... و اندر میان آب تاقی و اندر تاق تختی و بر تخت تندیسه ای هم چو مردی اَبَرسان داوری نشسته. اگر دو کس با یکدیگر همیمالی (دشمنی) داشتی، پیش تندیسه دعوی کردی، آن کس که دروغ گفتی زیر آب شدی، آن کس که راست گفتی، بر روی آب پیش ِ داور شدی.

7- گُنبّدی نیمی ابیض و نیمی اسود تا اگر کسی از گیتی گُذران شدی و شب سدیگر بام چهارم روان او بر آن گنبد پیدا آمدی، اگر بر نیمه ی سپید بودی بهشتی، اگر نیمه ی سیاه بودی دُروند (کافر) بودی یعنی دوزخی.

 کریستین سن، آرتور1383: نخستین انسان و نخستین شهریار

* هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)