تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

مانی پیامبر ایرانی (آیین مانویت)
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧   کلمات کلیدی: مانویت ،مانی ،پیامبر ایرانی ،کتاب ارژنگ شاپورگان

مانی پیامبر نگارگر ایرانی
شیوه و آیین مانویت
کورش محسنی

 زندگی نامه:

  مانی از بزرگان ایران بوده، بنابر روایت در دست، مادرش از خاندان شاهان اشکانی بود، که هنگام زاده شدن مانی، فرمان‌روایی ایران داشتند و احتمالا «فاتک» پدر مانی نیز از همین دودمان باشد. این فاتک از مردم همدان بود، به بابل مهاجرت کرد، در روستایی در مرکز میشان باشنده (ساکن) شد و با طایفه ی «مغتسله»، که یکی از شاخه‌های «گنوستیک» است و در آن زمان در میان فرات و دجله وجود داشته، آمیزش نمود. در این‌جا مانی در سال 215 یا 216 زاده شد. در کودکی به آیین مغتسله پروریده شد، ولی سپس چون از ادیان زمان خود مانند زرتشتی و عیسوی و آیین‌های گنوستیک، به ویژه روش "ابن دیصان" و مرقیون آگاه شد، کیش خود را انکار کرد.

  مانی چند بار مکاشفاتی یافت و پس از آن سفری به هند کرد و در درازای آن به فراخوان پرداخت و پس از بازگشت به ایران، فراخوان خود را دنبال کرد و خود را فارقلیط که مسیح ظهور آن را خبر داده بود، معرفی کرد.

  مانی گوید: «در هر زمان انبیا، حکمت و راستی را از سوی خدا به مردم عرضه کرده اند، گاهی در هندوستان به دست پیغمبری بودا نام و گاهی در ایران به دست زرتشت و زمانی در مغرب زمین به دست عیسی، سرانجام من که مانی پیغمبر خدای حق هستم، مامور نشر راستی‌ها در سرزمین بابل گشتم»   مانی همچنین در شعری که به زبان پهلوی اشکانی سروده، گوید:«من از بابل زمین آمده‌ام تا ندای فراخوان را در همه‌ی جهان پراکده کنم»

آیین مانوی و کتاب‌های مانی

  مانی در بخش آغاز آفرینش می‌گفت:«در آغاز دو اصل وجود داشته، یکی نیک و دیگری بد، خدا و هیولا یا روشنایی و تاریکی‌ها. نخستین پدر عظمت یا سروشاو بود، که بیش‌تر به نام زُروان خوانده شده است. او در ارض نور جای دارد، که اثیر نور بر آن محیط است و روح بزرگ در آن رخنه کرده و پنج جایگاه این خدای نخستین یا به عبارت دیگر، پنج اِئون و در عین حال پنج تجلی پدر عبارتند از:

  ادراک، خِرَد، اندیشه، تامل، اراده. خدای تاریکی هم پنج عنصر سیاه دارد، که بنابر یکی از باورهای باستانی رایج در میان‌رودان (بین النهرین) بر روی یکدیگر جای داشته اند و پنج عالم سلطان تاریکی را تشکیل می‌داده‌اند، از این قرار: دخان یا مه، آتش ویران‌گر، باد کشنده، آب گل‌آلود، تاریکی. مانی به پی‌روی از زرتشتیان گوید: قلم‌رو این دو آفریده از یک سو به هم پیوسته و از سه سوی دیگر بی‌کرانه است».

  نامه یا کتاب شاه‌پورگان (شاپورگان) و دیگر کتاب مانی به زبان جنوب غرب ایران یعنی پهلوی ساسانی نگاشته شده است. البته شعرهایی از مانی در دست است که به زبان شمال، یعنی پهلوی اشکانی است. مانی در سلسله اساتیر خویش سرگذشت پهلوانان داستانی ایران را مانند «فریدون» آورده است. دیگر کتاب مانی که بسیار پُرآوازه است، «ارژنگ» است که به پارتی «آردهَنگ» و به پارسی «ارتنگ» خوانده می‌شود. این کتاب شامل نقاشی ها و نگارگری‌های مانی بوده است که جهان تاریکی و روشنایی را به تصویر می‌کشیده است.

جامعه‌ی مانوی مرکب از پنج طبقه بود:

  * 12 فریستگان (فرستادگان) * 72 تَن اِسپَسگان (روحانی) * 360 تَن مَهستگان (شیوخ) * وِزیدگان (برگزیدگان) * نیوشاگان (توده‌ی مانویان) که دو طبقه ی واپسین شمارشان مرزی نداشت. «برگزیدگان» نباید پیشیه‌ای در پیش بگیرند که موجب زیان عناصر شود یا باعث گردآوری دارایی شود. خوردن گوشت جانوران و آزار رسانیدن به ذرات نور که در گیاهان پنهان است ممنوع بود. بیش از خوراک یک روز و پوشاک یک سال نبایستی داشته باشند. بایستی بی زن زندگانی کنند.
  ولی «نیوشاگان» از این قوانین سخت معاف بودند و می‌توانستند به پیشنه‌ها و کارهای خود بپردازند و گوشت بخورند به شرطی که به دست خود جانور را نکشته باشند. می‌توانستند زن بگیرند و باید رفتارهای خوب می‌کردند و کوشش می‌کردند به جهان مادی دل نبندند. باید گیاهان را می‌چیدند و به برگزیدگان که از چیدن گیاهان بازداشته شده بودند، می‌دادند. در برابر گزیدگان برای ایشان دعا می‌کردند تا گناهی که بر ایشان به دلیل چیدن گیاهان وارد شده بود  بخشیده شود.

  پرداخت زکات و گرفتن روزه و نماز گزاردن، همگانی بود. هر ماه هفت روز روزه می‌گرفتند و در بیست و چهار ساعت چهار بار نماز می‌خواندند. پیش از نماز با آب  وضو می‌گرفتند و اگر آب وجود نداشت با خاک و دیگر چیزها تیمم می‌کردند. فراخوان مانی از آغاز پیشرفتی بزرگ داشت. در بابل و در نزد ایرانیان مقبول افتاد. مانی در زمان اردشیر بابکان شاه ساسانی، مورد توجه‌ی پسرش شاپور ساسانی بوده است. شاپور مانویان را گرامی داشت و به ایشان مهر فراوان کرد به همین دلیل مانی یکی از نامه‌ها (کتاب‌ها) خود را به نام او کرده و شاپورگان خواند.

  ولی به قول یعقوبی، پس از ده سال، شاپور مانی را از ایران بیرون کرد و مانی تا هند و چین رفت و دین تازه‌ی خود را تبلیغ کرد و البته با پیروان خود در ایران و بابل با نامه‌ها در پیوند بود. سرانجام در سال 272 مرگ به سراغ شاپور ساسانی آمد و مانی توانست در زمان پادشاهی پسر شاپور، یعنی هرمز به ایران بازگردد. ولی در زمان وهرام یکم، برادر هرمزد یکم، مانی به دست موبدان زرتشتی به گفتگو و مجادله دینی کشیده شد و پس از محکومیت!  به زندان افکنده شد و پس از شکنجه‌ها در سال 276 بدرود زندگی گفت.

کریستین‌سن، آرتور1384: "ایران در زمان ساسانیان"، انتشارات نگاه، ص 194-215

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)


 
آذربایجان در ادبیات پارسی و ترکی (ارخون و دده قورقود)
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱   کلمات کلیدی: کتیبه ارخون ،دده قورقود ،آذربایجان در ادبیات ترکی ،خط ترکی

آذربایجان در ادبیات پارسی و ترکی
نخستین نوشته های ترکی (دده قورقود و ارخون)
کورش محسنی

  در حالی که پان‌ترکسیت‌ها کوشش می‌کنند برای زبان ترکی-مغولی پیشینه‌ای ساختگی و دروغین بسازند باید بدانیم که کهن‌ترین نمونه‌ی دبیره (خط) و زبان ترکی که تا کنون به‌دست آمده، کتیبه‌های "ارخون" و "ینی سئی" هستند که در نزدیک سده‌های 6 تا 10 م. نوشته و در نیمه‌ی دوم سده‌ی 19 م. یافت شده‌اند.

  این کتیبه‌ها در کناره‌های رودهای ارخون که در «مغولستان» و رود ینی‌سئی که در سیبری جاری است پراکنده‌اند. برای نخستین بار در این کتیبه‌ها به واژه‌ی «ترک» به عنوان یک تیره و قوم برمی‌خوریم و هیچ سند و مدرک استواری در دست نیست که بدانیم این اصطلاح پیش از سده‌ی ششم م. وجود داشته است. این کتیبه‌ها و واژه‌های به‌کار رفته در آن تحت تاثیر فرهنگ ایرانی ِ سُغدی بوده و برای نمونه واژه‌ی سغدی خاتون به معنای بانو و... در آن‌ها به‌کار رفته است.

  پیش از به کارگیری دبیره‌ی پارسی برای نوشتن زبان‌های ترکی، دبیره‌ی اویغوری در آسیای میانه در سده‌های پنجم تا پانزدهم م. رواج داشت. این دبیره‌ خود از خط ایرانی ِ سغدی گرفته شده و با زبان اویغوری درآمیخته بود.

  دستگاه پان‌ترکیسیم در برنامه‌ای آشکار، کتابی به نام «دده قورقود» به زبان آغوزی را که نویسنده‌ی مشخصی ندارد و تنها سه نسخه‌ی خطی از آن در دست است و دربردارنده‌ی 12 داستان حماسی می‌باشد، در برابر شاهنامه فردوسی - که هزاران نسخه‌ی دست نویس از آن در سراسر جهان وجوددارد- نهاده و سپس آن را به آذربایجان پیوند می‌دهند.

  باید دانست که در این کتاب - که تا 300 سال پیش شناخته شده نبود- جایی به نام "آذربایجان" وجود خارجی ندارد و نویسنده‌ی آن که کیلومترها از ایران و آذربایجان دور بوده است،  آذربایجان را نمی‌شناسد. در حالی که در شاهنامه و البته دیگر آثار کلاسیک ادبیات ایران، بارها و بارها از مناطق و شهرها و مردم ایرانی آذربایجان به نیکی یاد شده است. افسانه ها و داستان های این کتاب در پیوند است با آغوزها و ساکنان آسیای میانه و دشت های مغولستان.

  کتاب «دده قورقود» احتمالا در سده‌ی پانزده یا شانزده میلادی نگاشته شده است. گویا گوری در نزدیکی شهر قورقود در قزاقستان و در 15 مایلی خاور دریاچه‌ی خوارزم (آرال)، وجود دارد که به باور مردمان بومی آرامگاه وی است.

منبع: محسنی، محمدرضا 1389: "پان ترکیسم، ایران و آذربایجان"، انتشارات سمرقند، ص 106-107

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)