تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

پژوهش‌های ژنتیک از هم‌ریشه بودن اقوام ایرانی می‌گویند
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٦   کلمات کلیدی: پژوهش ژنتیک ،نژاد آذری ،نژاد لر ،نژاد کرد

پژوهش‌های ژنتیک نشان می‌دهد اقوام ایرانی و آریایی‌تبار، با وجود گویش و زبان‌های گوناگون دارای ریشه‌ی ژنتیک یکسان هستند.

  در این نقشه‌ی ژنتیکی که می‌بینید نشان داده شده که اقوام ایرانی آذری، کُرد، بختیاری و لُر، بلوچ، اقوام ساکن شمال ایران، ارمنی‌ها، قفقاز (جمهوری آذربایجان دروغین)، آناتولی (کشور دروغین و 91 ساله ترکیه)  و ... دارای ریشه‌ی مشترک ژنتیکی هندواروپایی‌اند (سبز و آبی).
  مشخصه‌های غیر هندواروپایی (رنگ زرد: ترکی-مغولی و آفریقایی) با توجه به رخنه به درون مرزهای ایران از نزدیک به 700 سال پیش، تا اندازه‌ی اندکی توانسته تاثیرگذار باشد. برای نمونه می‌بینیم که در ترکمنستان، ازبکستان، و نزدیک به 10 تا 15% از آناتولی (کشور جعلی ترکیه) تاثیر نژاد زرد ترکی-مغولی وجود داشته است. یعنی حتی مردمان کشور ترکیه نیز با وجود تکلم به زبان ترکی، دارای تبار هندواروپایی و نزدیک با دیگر اقوام ایرانی هستند. (آذری‌های ایران نیز تا همین 500 سال پیش با توجه به مدارک برجا مانده به ویژه «سفینه‌ی تبریز» به زبان ایرانی پهلوی-آذری سخن می‌گفتند)
----
در همین زمینه: در سال 1385 پژوهشی در دانشگاه کمبریج انجام شد که نشان داد همگی اقوام غیر پارسی‌زبان در ایران و حتی پیرامون ایران، از نظر تبار و DNA بسیار همانند هستند و با دیگر تیره‌ها مانند ترکان و اعراب تفاوت بسیاری دارند ژنتیک دارند. (2)


منابع:
1- کمبریج: Is urbanisation scrambling the genetic structure of human populations? A case study: http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC1808191/
2- محسنی، محمد رضا 1392: "پان ترکیسم، ایران و آذربایجان" چاپ دوم، انتشارات سمرقند
3- (کاوالی-اسفورتزا و همکاران:۱۹۹۴)
Israel;  ۷ Dipartimento di Genetica e Biologia Molecolare and 8Dipartimento di Biologia Animale e dell’Uomo, Universita` “La Sapienza,” Rome;  ۹ Dipartimento di Genetica e Microbiologia, Universita` di Pavia, Pavia, Italy; 10 Biomedical & Genetic Engineering Division, Dr. A. Q. Khan Research Laboratories, Islamabad, Pakistan; 11The Wellcome Trust Sanger Institute, Wellcome Trust Genome Campus, Hinxton, United Kingdom; and       ۱۲  Department of Medicine, University of Arizona,  Am. J. Hum. Genet , 2004

 


قیمت : 49000 تومان

قیمت : 18000 تومان


 
هفت‌خوان رستم، خوان دوم: گُذر از بیابان
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢   کلمات کلیدی: هفت‌خان رستم ،هفت‌خوان رستم ،خوان دوم ،داستان شاهنامه

هفت‌خوان رستم - بخش دوم
گُذر از بیابان بی‌آب و بسیار گرم
کورش محسنی

  رستم پس از گذر از خوان یکم و کشتن شیر بیشه به‌دست اسپ‌اش رخش، تن رخش را تیمار کرد و زین بر پشت اسپ نهاد و راه را دنبال کرد. در این راه باید از بیابان می‌گذشت که بسیار گرم بود به‌گونه‌ای که زبان رستم و رخش بی‌تاب شدند:

یکی راه پیش آمدش ناگزیر - همی رفت بایست بر خیره خیر
پی اسپ و گویا زبانِ سوار - ز گرما و از تشنگی شد ز کار

  رستم از شدت گرما رو به آسمان کرد از یزدان دادگر خواست که رنج او را پایان دهد:

چنین گفت که‌ای داور دادگر - همه رنج و سختی تو آری به‌سر

   هم‌چنان راه می‌رفت و هردَم از توان او کاسته می‌شد و تَن همانند پیل او از گرما تفته شده بود و زبان‌اش چاک-چاک و سرانجان به زمین افتاد:

تن پیل‌وارش چنان تفته شد-که از تشنگی سُست و آشفته شد
بیفتاد رستم برآن گرم خاک - زبان گشته از تشنگی چاک-چاک

   همان‌گاه یک میش با ران‌های (سرین) بزرگ و نیک از پیش چشم تَهمتَن گذشت! رستم با خود اندیشید این میش با این تَن و پیکر بزرگ و نیک حتما آبشخوری دارد و از جایی آب می‌خورد:

همان‌گه یکی میش نیکو سرین - بپیمود پیش تَهمتَن زمین
از آن رفتن میش اندیشه خاست - به‌دل گفت که‌آبشخور این کجاست؟

 هفت خوان رستم شاهنامه پس افسار رخش و جنگ‌افزارهای خود را به‌دست گرفت و آن میش را دنبال کرد و سرانجام به یک چشمه‌ی آب گوارا رسید:

بَشُد بر پی میش و تیغ‌اش به چنگ-گرفته به‌دست دگر پالهنگ (افسار اسپ)
به‌رَه بر یکی چشمه آمد پدید-چو میش سراور بدانجا رسید

   پس افسار رخش را رها کرد تا در دشت سب بچَرَد و خود نیز تَن به آب زد و تَن را از آلودگی‌ها پاک کرد و سپس به خوارکی خورد و به رخش گوش‌زد کرد که: با هیچ دیو و شیر و جانوری درگیر نشو و اگر دشمنی سوی تو آمد به سوی من بیا و مرا آگاه کن:

همه تَن به شُستن برآن آب پاک-به کردار خورشید، شُد تابناک
اگر دشمن آید، سوی من بپوی-تو با دیو و شیران مشو جنگ‌جوی
بخفت و برآسود و نگشاد لب- چَمان و چَران، رخش تا نیمه شب

+ هفت‌خوان رستم، خوان یکم: نبرد رخش با شیر بیشه

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)

قیمت : 32000 تومان

 


 
ویژگی‌های تاق خسرو/ طاق کسری
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٥   کلمات کلیدی: تاق خسرو ،طاق کسری ،شعر فردوسی طاق کسری ،طاق انوشیروان

تاق خسرو یا طاق کسری
ویژگی‌ها و پیشینه‌ی ایوان مدائن
مهرداد آتورپاتگانی

  تاق خسرو (تاق کسری) یا همان ایوان مدائن نام کاخ بزرگ ایرانیان در زمان ساسانیان است. آغاز کار ساخت این کاخ بی‌مانند، از سوی  خسرو یکم ساسانی (انوشیروان دادگر) بوده است و اعراب و تازیان به همین دلیل آن‌را «طاق کسری» نامیده‌اند چراکه واژه‌ی پارسی «خسرو» در زبان تازی به «کسری» دگرگرشته است.

  این کاخ در پایتخت ایران بزرگ ساسانی یعنی شهر تیسپون جای داشت و امروز در کناره‌ی شرقی رود دجله و 37 کیلومتری شهر بغداد جای دارد. این سازه بزرگ‌ترین تاق خشتی جهان (35 متر بُلندا و 25 متر پهنا و 50 متر درازا) به‌شُمار می‌آید. و هنوز که هنوز است پس از ویران‌گری‌های اعراب در زمان یورش به ایران، ویرانه‌های آن پابرجاست.

  فرمان‌روایان ایرانی در زمان ساسانیان، در این جایگاه برتخت می‌نشستند و در روزهای جشن‌های ایرانی، وزیران، لشکریان و مردمان در آن گِرد می‌آمدند و بار می‌یافتند. تخت فرمان‌روایی زیر تاق جای داشته و فرش پُرآوازه‌ی بهارستان آن را می‌پوشانده است. نمای این سازه از سنگ‌های مرمر و برگه‌های زرین (طلایی) و سیمین (نقره‌ای) بوده است.

  نخستین کسی که کوشید تاق خسرو را ویران کند، «ابوجعفرمنصور» خلیفه‌ی عباسی بود، ولی در این کار کامیاب نشد..

فردوسی این تاق بلندبالا و بی‌مانند و کاخ آن را چنین توصیف می‌کند:

کَس اندر جهان، خَم (:تاق) چونان ندید  //   نه از نام‌وَر کاردانان شنید
یکی حلقه‌ای بُد ز زَر ریخته  //  ازآن چرخ کار اندر آویخته
فروهشته زو سرخ زنجیر زر  //  به هر مهره‌ای دَرنشانده گهر
چو رفتی شهنشاه بر تخت عاج  //  بیاویختندی به زنجیر تاج
به نوروز چون برنشستی به تخت  //  به نزدیک او موبد نیکبخت
فروتر ز موبد مهان (بزرگان) را بُدی  //  بزرگان و روزی‌دهان را بُدی
به زیر مهان جای بازاریان //  بیاراستندی همه کاریان (:جنگجویان)
فرومایه تر جای درویش بود  //  کجا خوردش از کوشش خویش بود

 * هر گونه برداشت از داده های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز می باشد(مهرداد آتورپاتگانی)

--------- برای پشتیبانی از این تارنگار---------

قیمت : 28000 تومان



 
چند اشتباه نگارشی همه‌گیر در زبان فارسی
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٩   کلمات کلیدی: اشتباه نگارشی ،دستور زبان ،جمع زبان فارسی ،غلط رایج نگارشی

چند اشتباه همه‌گیر در نوشته‌ها و گفته‌های پارسی‎زبانان

  یکی از آسیب‌های بزرگی که زبان عربی به زبان پارسی زده این است که، افزون بر این‌که شُمار فراوانی واژه از یک زبان سامی (تازی) به یک زبان از خانواده‌ی زبان‌های هندواروپایی (پارسی) وارد شده، این واژه‌های درون‌شده از «دستگاه صرفی» زبان میزبان (که زبان پارسی باشد) نگذشته‌اند.

  در زبان پارسی واژه‌ها با «ها» و «ان» جمع بسته می‌شوند، مانند: چشم‌ها، دیگران، دست‌ها، ایرانیان و...

  بدبختانه با هجوم واژه‌های بیگانه به‌ویژه عربی واژه‌ها در ریختار جمع خود و دیگر شکل‌ها نیز به زبان پارسی وارد شده‌اند. برای نمونه:

ملک، ملوک، مالک، تملیک، تملک، مالکیت و...
صدق، صادق، صدوق، صدیق، صداقت، تصدیق و...
خاص، اخص، مخصوص، تخصیص، خصوص، خصایص، تخصص و اختصاص

  این‌گونه بود که سراسر ساختار یک زبان کهن و بسیار غنی با شاهکارهای فراوان ادبی بیمار شد.

  امروزه نیز همین بلا را واژگان انگلیسی، فرانسوی و ... به سر زبان پارسی می‌آورند و همگی ما پارسی‌زبانان باید در این زمینه هوشیار باشیم و تا جایی که شدنی است از واژه‌های پارسی به جای واژه‌های بیگانه (عربی، انگلیسی یا...) بهره ببریم و واژه‌های پیشنهاد شده‌ی فرهنگستان را پشتیبانی کنیم.

در همین زمینه بیش‌تر بخوانید: http://ariapars.persianblog.ir/post/77

* هر گونه برداشت از داده های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز می باشد(مهرداد آتورپاتگانی) 

--------- برای پشتیبانی از این تارنگار---------

خرید دستگاه ورزشی لاغری ریووفلکس اکستریم


 
هفت‌خوان رستم، خوان یکم: نبرد رخش با شیر
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧   کلمات کلیدی: هفت‌خوان رستم ،هفت‌خان رستم ،خوان اول ،جنگ رخش با شیر

هفت‌خوان رستم - بخش یکم
نبرد رخش با شیر بیشه
کورش محسنی

 در خوان یکم از هفت‌خوان «رستم» که در شاه‌نامه‌ی فردوسی آمده، پهلوان ایران‌زمین رستم برای رها ساختن «کیکاووس» پادشاه ایران‌زمین که در مازندران گرفتار دیوان شده بود به آن سامان می‌رود. او سوار بر «رخش» -اسپ پُرآوازه و استوره‌ای می‌شود- و راه دو روزه را یک روزه سپری می‌کند:

دو روزه به یک روز بگذاشتی/ شب تیره را روز پنداشتی

  تا آن‌که رستم دستان گرسنه می‌شود و نیازمند خوراک و خورش می‌شود. رستم دشتی پُر از گور (گورخر ایرانی) پیدا می‌کند:

تن‌اش چون خورش خواست و آمد به‌شور / یکی دشت، پیش آمدش پُر ز گور

  و به شکار می‌پردازد و گوری را شکار کرده و آن را روی آتش بریان کرده و می‌خورد:

کَمند کیانی بیانداخت شیر / به حلقه درآورد گور دلیر
برآتش تیز بریانش کرد / از آن پس که بی‌پوست و بی‌جانش کرد

   سپس افسار رخش را آزاد کرده و او را برای چریدن رها می‌کند و خود به خواب فرو می‌رود:

لگام از سر رخش برداشت خوار / چرا دید و بگذاشت در مرغزار

  ولی آن‌جا بیشه و قلم‌رو شیر بزرگی بود. شیر آهنگ این را داشت که نخست اسب را بِدَرد و سپس به سراغ سوار در خواب رفته -رستم- برود:

نخست اسپ را گفت «باید شکست» / چو خواهم سوارم خود آید به‌دست

  شیر به سوی رخش تاخت و رخش با او درگیر شد و دو سُم جلویی خود را بر سر او کوبید و دندان‌های‌اش را بر پشت او فرو برد و آن جانور ددَ (وحشی) را کشت:

دو دست اندر آورد و زد بر سرش / همان تیز دندان به پُشت اندرش
همی زد برآن خاک تا پاره کرد / دَدی را بران چاره بی‌چاره کرد

+ هفت‌خوان رستم، خوان دوم: گُذر از بیابان و بسیار گرم

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)

--------- برای پشتیبانی از این تارنگار---------

فروش اسپری موبر کازانوا