تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

داستان انوشیروان‌دادگر و پرداخت بهای نمک!
ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱۱   کلمات کلیدی: انوشیروان ،انوشیروان دادگر ،انوشیروان عادل ،داستان سعدی انوشیروان

  روزی برای #انوشیروان‌دادگر، فرمان‌روای #ساسانی، در شکارگاهی شکاری را کباب می‌کردند، نمک برای کباب وجود نداشت، یکی از کارگزاران را برای آوردن نمک از روستایی که در آن نزدیکی فرستادند، پیش از آن #انوشیروان به او فرمان داد تا حتما بهای نمک را بپردازد تا زمانی این موضوع باعث بی‌دادگری و عادت و ویرانی ده و روستا نگردد.

  از انوشیروان پرسیدند از این بهای اندک نمک به چه کسی زیان خواهد زد؟ انوشیروان دادگر گفت: «بنیاد و آغاز سِتَم در جهان در آغاز اندکی بوده است، هرکس که روی کار آمد بر آن مقداری افزود تا بدین اندازه رسیده است.»
---
اگر فرمان‌روا از باغ مردم سیبی بدون پرداخت بهای آن بخورد، کارگزاران آن فرمان‌روا درختان سیب را از بیخ بیرون می‌آورند و اگر فرمان‌روا به‌اندازه‌ی 5 تخم‌مرغ بر مردم ستم کند، لشکریان او هزار مرغ را بر سیخ کباب خواهند کرد.

داستان از زبان #سعدی شیرازی:

 «آورده‌اند که نوشین روان عادل را در شکار گاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد گفتند از این قدر چه خلل آید گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده»


اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی  /*/   بر آورند غلامان او درخت از بیخ

به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد  /*/   زنند لشکریانش هزار مرغ بر سیخ



 
یک بهارانه (شعر درباره ی نوروز و بهار)
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۳   کلمات کلیدی: شعر چهارشنبه سوری ،شعر درباره نوروز ،شعر درباره بهار ،شعر نوروز محسنی

بهارانه، به اشعاری که درباره فصل بهار گفته شود، گویند. ادبیات فارسی، سرشار از «بهارانه»هاست. سرایندگان ایرانی از دیرباز تاکنون در وصف نوروز و جشن فروردین که همراه مواهب گران‌بهای طبیعت و هنگام تجدید عهد نشاط و شادمانی بود، سروده بودند.

یک بهارانه از مجموعه اشعار «محمد رضا محسنی حقیقی» 1393:

مژدگانی دوستان، از رَه بهاران می‌رسد /*/ موسم دیدار یار و وصل جانان می‌رسد

رودها لب‌ریزِ آب و دشت‌ها پُرگل شدند /*/ آری اکنون بهترینِ روزگاران می‌رسد

پای‌کوبی، جشن سوری، آتش و سرخی آن /*/ غم ز دل‌ها می‌برد، زردی به پایان می‌رسد

شادمان، قاشق‌زنان، پوشیده‌رو، در کوچه‌ها /*/ کودکی با دستِ پُر، از رَه خرامان می‌رسد

دوستی از سر کنید ای دوستان، نوروز شد /*/ قدرِ شادی گر ندانی، غم شتابان می‌رسد

یار را دَربَر بگیر و جام را در دست خود /*/ چون دَمِ دل‌دادگان و شادخواران می‌رسد

خودپسندان را رها کن بعد از این در وَهم خویش /*/ «آریا» اکنون زمان خاک‌ساران می‌رسد

از مجموعه اشعار محمد رضا محسنی حقیقی ۱۳۹۲: مجموعه غزل، قصیده و..،، دفتر یکم_ویرایش یکم، ص ۶۵


 
فردوسی‌پور، برنامه 2014 و واژگان فارسی
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٧   کلمات کلیدی: فردوسی‌پور ،2014 ،واژه انگلیسی

فردوسی‌پور و برنامه‌ی ویژه جام‌جهانی
به‌کارگیری واژه‌های انگلیسی در زبان پارسی

کورش محسنی

  حتما با ویژه‌برنامه‌ی 2014 آشنا هستید. ماجرا از این قرار است که در روز نخست اجرای برنامه، احتمالا با توجه به فشارها، مجریان کوشیدند از واژه‌های پارسی به جای واژه‌های بیگانه بهره ببرند.
   چیزی که تاکنون روشن شده، این است که مجریانی مانند «جاودان‌فر» و «میثاقی» تا جایی که می‌توانند این کار را انجام می‌دهند. ولی جناب آقای «فردوسی‌پور» به عمد کوشش می‌کند از واژه‌های انگلیسی و ... بهره ببرد. نمونه‌هایی از این واژه‌ها:
بیس / کلین‌شیت / اسپایدرکَمرا / لانگ‌شات / کلیپ / سِیو/ اس_ام_اس / تکنولوژی / ری‌اکشن و...

  در اجرای خوب فوتبالی فرودسی‌پور شکی نیست و او مجری محبوبی درمیان مردم است. ولی این محبوبیت آرام_آرام باعث شده که ایشان به خود حق بدهد در هر زمینه‌ای نظر داده و با خودکامگی توصیه‌های کارشناسان (در این‌جا زبان‌شناسان) را زیر پا بگذارد و با لجاجت و حتی گاهی با لودگی، هم‌چنان به‌کارگیری واژه‌های غیرپارسی را دنبال کند.

  باید توجه داشت که در همگی زبان‌های جهان (فرانسوی، چینی، ژاپنی، آلمانی، عربی و ...) فرهنگستان وجود دارد و مردم آن کشورهای از واژه‌های تازه‌ی زبان خود پشتیبانی می‌کنند. حتی اعراب فوتبال را «کره‌القدم» و تلفن را «هاتف» و اینترنت را «عنکبوتی» و توپ را «کرة» می‌گویند. چینی‌ها کامپیوتر را حدودا «dineo» و را حدودا «tishu» می‌‎گویند و ... (فراموش نشود که نقدهای فراوانی نیز به فرهنگستان کنونی وجود دارد)

  بدبختانه با وجود مجریانی مانند جناب فردوسی‌پور که شاید گمان می‌کنند به‌کارگیری واژه‌های انگلیسی نشانی از سواد و یا جایگاه اجتماعی بالاتر است، این جریان درمیان بخشی از مردم نیز جا افتاده. همان‌گونه که 1000 سال پیش تا همین دوران قاجار، عربی‌دانی و به‌کارگرفتن واژه‌های فراوان عربی چنین توهمی در میان به اصطلاح روشن‌اندیشان زمان ایجاد کرده بود.

  به یاد داشته باشیم که از نزدیک به 1000 سال پیش همین بلا را زبان عربی بر سر زبان پارسی آورد. مخالفان معمولا دو چیز را مطرح می‌کنند:

1- زبان‌ها از هم وام‌واژه می‌گیرند

2- این کشف آن‌ها بوده و ما حق نداریم نامی بر آن‌ها بگذاریم!

پاسخ‌ها کوتاه و روشن هستند:

1- زبان‌ها به گونه‌ی محدود از هم وام‌واژه می‌گیرند آن هم در صورت نیاز و البته پس از گذر از دستگاه زبانی و بدون وارد کردن هم‌خانواده‌های آن واژه. برای نمونه اگر واژه‌ی «ملک» را پذیرفتیم نباید مالک/ملوک/تملیک/املاک و ... را نیز وارد کنیم.

2- چنین نیست. هرچیزی را هر مردیم ارائه دادند، قرار نیست برای آن برابر (معادل) ساخته نشود. اگر چنین است چرا «مرغ» که بومی بخش‌های شرقی هند است در زبان‌های گوناگون نام‌های گوناگون دارد؟ // «گندم» برای نخستین‌بار در ایران یا سوریه بومی کشت شده، پس چرا در انگلیسی و زبان‌های دیگر به آن چیز دیگری می‌گویند؟ // کهن‌ترین سکه‌ها را در آشور و پاکستان یافته‌اند و در غرب نام دیگری دارد. // کهن‌ترین خط ها در سومر و جیرفت ایران یافته شده ولی در غرب نام دیگری دارد و...

--------
در پایان با رفتن به این نشانی می‌توانید اعتراض خود را با مجریان این برنامه مطرح کنید:
http://2014.ir/usercontent/directcontact

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)


 
← صفحه بعد صفحه قبل →