تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

تارنگار, تارنما و رایانامه چیست؟
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٢   کلمات کلیدی: تارنگار چیست؟ ،تارنما چیست؟ ،رایانامه ،وب سایت

تارنگار، تارنما، رایانامه چیست؟

کورش محسنی

 روزگاری عربی دانی و بهره گیری هر چه بیشتر از واژه های عربی نشانی از دانش بالا بود! چنین بود که واژگان عربی روز بروز جای واژگان پارسی را گرفت و دبیران و منشیان کوشیدند تا با زدودن هر چه بیشتر واژگان پارسی دانش و سواد بالای خود را به نمایش بگذارند!

 در "تاریخ سیستان" این پرسمان بسادگی دیده میشود. در «تاریخ سیستان» درباره ی «حمزة بن عبدالله الشاری» که در سیستان خروج کرد ، نوشته است: او عالم بود و تازی دانست. شعراء او تازی گفتندی. اما درباره ی «یعقوب لیث» آورده است: پس شعرا ، او را شعر گفتندی به تازی ... او عالم نبود ؛ درنیافت.

 پس میبینم که در آن زمان معیار سنجش دانش از دید نویسنده ی تاریخ سیستان زبان تازی بوده است! یعقوب لیث نخستین ایرانی بود که پس از تازش اعراب، از سیستان و بلوچستان برخاسته و فرمانروایی توانمندی برپایه ی ملی گرایی بنیان نهاد. یعقوب لیث پشتیبان سرسخت زبان پارسی بود و کوشید تا آیین های کهن ایرانی را که با تازش اعراب رو به سوی نابودی نهاده بود زنده کند. او به چامه و ادب عرب هرگز توجه نمیکرد و زبان پارسی را زبان درباری و ادبی قرار داد و با این کار خود رواج و گسترش چامه به زبان پارسی دری را باعث شد.

 فرهنگستان نخست و دوم براستی که جان تازه ای به پیکره ی زخم خورده ی زبان پارسی بخشیدند، زبانی که آلوده به ویروس واژه های تازی بود، که به ریختی افسار گسیخته درون آن رخنه کرده بودند. این واژه ها را نمیتوان وام واژه نامید، چرا که نه از دستگاه صرفی زبان پارسی گذشته بودند و نه شمارشان به اندازه ای بود که بتوان نام وام واژه را بر آنها نهاد! در دوره ی قاجار زبان پارسی به همراه دیگر پرسمان های کشوری همچون پرسمان های جنگی و اقتصادی و فرهنگی بیشترین زیانها را دید.

 از نوشته ها و گفته هایی که از آن دوران برجای مانده میتوان دریافت که همان عربی گری که در زمان یعقوب لیث وجود داشته در زمان قاجار نیز غوغا میکرده، شاید ۸۰٪ از واژگان تازیک بوده اند. فرهنگستان نخست و دوم توانست با واژه گزینی ها ی خردمندانه، سر و سامانی به زبان پارسی بدهد و واژه هایی همچون هواپیما(به جای طیاره) شهرداری(بلدیه) دادگاه(عدلیه) دبستان(مکتب)و سرهنگ، سرتیپ، ارتشبُد، پدافند، آفند، پالایشگاه، آسایشگاه، بیمارستان، دانشگاه، دبیرستان، دبیر و سدها واژه ی دیگر را که زمانی مایه ی خنده ی شماری تازی پرست و به اصطلاح فرنگ رفته بود جایگزین کند.

هم اکنون فرهنگستان سوم روی کار است و شوربختانه میبینیم که نتوانسته حتی ذره ای از خدمات دو فرهنگستان پیشین را برای زبان پارسی انجام دهد. فرهنگستان سوم با تمرکز بر واژگان غربی و گذشتن از کنار واژه های عجیب و غریب تازی، رنجش ایراندوستان و دلسوزان زبان پارسی را باعث شده.

هم اکنون به سراغ شماری از واژگان برنهاده ی فرهنگستان سوم میرویم که به انگیزه ی درخور نبودن، بدست مردم پس زده شده اند و از واژگان درخور دیگری به جای آنها بهره برده میشود.

تارنگار، تارنما، رایانامه

 همانگونه که میدانید زبان پارسی و انگلیسی از خانواده ی زبانهای هندواروپایی یا آریایی هستند. در گزینش دو این دو واژه نیز تا اندازه ای از این هم خانوادگی و هم ریشه بودن بهره گیری شده.

 برای واژه گزینی، "وبلاگ" و "وبسایت" بخش آغازین دو واژه، که "وب" است به همان معنی بکار گرفته شده. "web" در انگلیسی به چَم(معنی) "تار" میباشد. بخش دوم واژه ها نیز با توجه به کاربرد این دو برگزیده شده است، چنانچه در زیر روشنگری کوتاهی در این باره انجام شده:

 وبلاگ = تارنگار

تار (web) + نگار(میدانیم که معمولا در وبلاگها نویسنده، در یک بازه ی زمانی مشخص جستارهای گوناگون خود را مینگارد و توانایی های تارنگار فراتر از این نیست، پس بخش دوم یعنی "نگار" به نمایندگی از همین موضوع به تار افزوده میشود)

 وب سایت = تارنما

 تار (web) + نما(میدانیم که معمولا در وب سایتها دادهای گوناگون بسته به زمینه ی کاری آن به نمایش درمی آیند و کاربرها میتوانند از بخش های گوناگون آن بهره بگیرند. پس به همین انگیزه برای بخش دوم از واژه ی "نما" بهره گرفته شده و به واژه ی آغازین تار افزوده شده)

ایمیل، پُست الکترونیک! = رایانامه

رایا + نامه = رایانامه (بخش "رایا" به نمایندگی از رایانه و بخش "نامه" هم نامه را نمایندگی میکند به چَم "نامه ی رایانه ای" و نامه ای که با رایانه فرستاده میشود)

 

هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار تنها با ذکر نام  نویسنده و نشانی تارنگار مجاز میباشد.