تاریخ هخامنشیان

*بخش سوم، داریوش بزرگ

کورش محسنی

 داریوش در سال 521 پ م پس از مرگ کمبوجیه و فرونشاندن شورش بردیای دروغین Gaumata از سوی بزرگان ایران به پادشاهی برگزیده شد. هرودت ماجرای این جابجایی را چنین گزارش می دهد:«اُتانس» نخستین کسی بود که دریافت گئوماتای مغ پسر کورش بزرگ، یعنی بردیای راستین، نیست.(ک سوم، ۶۸) پس از آن «اَسپتی نس» و «گبریاس» را از ماجرا آگاه ساخت و هر یک از این سه تن یک نفر مورد اعتماد خود را از این رویداد آگاه ساختند. اُتانس، این تَ فرنس و گبریاس، مگابیز و اَسپتی نس، هیندرس را برگزیدند. پس از این داریوش -که تازه از پارس سررسیده بود- به دست این شش تن از ماجرا آگاه می شود.(۷۰) داریوش پیشنهاد می دهد که با شتاب ماجرا را به پایان برسانند و این پیشنهاد بر پیشنهادهای دیگران بویژه اُتانس برتری میابد.(۷۳/۷۶)

 پس از آن داریوش و گبریاس پیش از همه به خوابگاه گئوماتای مغ درون شده و در حالی که گبریاس او را در دستان خود گرفتار کرده بود، داریوش در تاریکی با شمشیر خود بردیای دروغین را می کشد. هرآینه خود داریوش در سنگ نبشه ی سیاسی و جنگی بیستون، جایگاه این پیروزی را قلعه ای به نام «سیکایائوماتی» در بخش سایا در سرزمین ماد بازمیشناساند. به هر روی پس از کشته شدن گئوماتای مغ، اُتانس، داریوش و گبریاس با یکدیگر بر سر به چنگ آوردن تخت شاهی وارد رقابت می شوند و در پایان داریوش با یاری و نیرنگ مهترش به پیروزی می رسد.(۸۰/۸۳) پس از آن داریوش پسر هیستاسپ، شاه شناخته می شود.(۸۸)

 بایسته است یادآوری شود که هر یک از این سه تن خواهان پادشاهی، نگره ای برای برونشُد کشور از آشوب و سامانه ی اداره ی کشور داشتند. اُتانس در این اندیشه بود که توده ی مردم قدرت و فرمانروایی را در دست بگیرند. گبریاس در این اندیشه بود که گروهی برگزیده فرمانروایی را در دست بگیرند که بی گمان این هفت خاندان خودبخود در میان هموندان این گروه خواهند بود و داریوش نیز دنبال کردن دستگاه و سامانه ی پادشاهی را پیشنهاد داد.(۸۳)

 داریوش به وارونه ی گفته ی هرودت، در سنگ نبشه ی بیستون با پافشاری بر پشتیبانی اهورامزدا و اشاره ی سرراست به اینکه این پادشاهی حق بی چون چرای خاندان اوست-چرا که در خاندانش هشت نسل پیش از او نیز پادشاه بودند- این پادشاهی را به گونه ای فرازمینی معرفی می کند: «داریوش شاه گوید: از دودمان من هشت پادشاه در گذشته بوده اند، من نهمین هستم، پی در پی ما شاه هستیم(DB. بند ۴) او همچنین در سنگ نبشه ی بیستون گوشزد می کند که غاصب راستین گئوماتای مغ بوده -که دسیسه ای پاد کمبوجیه راه انداخته بود - و هیچ کس را نه در پارس و نه در ماد و نه در دیگر جای دیگری یارای برابری و مقابله با بردیای دروغین نبود.(DB. بندهای ۱ تا ۱۳)

 باید دانست که داریوش و پدرش پیش از این  و در زمان کورش و پسرش کمبوجیه، دارای جایگاه بالایی بوده اند. برپایه ی گزارش الین او تَرکش بَر کورش بزرگ بود.(الین VH، دروازدهم، ۴۳) همچنین او در لشکرکشی کمبوجیه به مصر در جایگاه نیزه دار ِ کمبوجیه حضور داشته است.(هرودت، ک سوم، ۱۳۹)او توانست سراسر شورشها -که در واقع از زمان کمبوجیه آغاز شده بود- (DB.۳۳/۳۴) را در درازای یک سال بخواباند و آرامش و یکپارچگی را به فرمانروایی هخامنشی بازگرداند. از ۲۳ ساتراپ فرمانروایی پارس در آغاز پادشاهی داریوش، تنها در ۹ ساتراپ شورش برپا شد.(DB.۳۱/۳۴) می دانیم که این شورشها از پشتوانه ی مردمی برخوردار نبودند و حتی ایلامیان خود «مَرتیه» را بازداشت کرده و تحویل داریوش دادند.(DB.۱۲/۱۳)

 داریوش در سال 517 پیش از میلاد به مصر رفت و آئین مصریان را گرامی شمرد و پرستشگاهی در آمون Ammon برای آنان ساخت و بدینگونه بار دیگر آزادی ادیان در شاهنشاهی ایران را که کوروش بزرگ بنیانگزار آن بود به جهانیان یادآور گردید.

 برای یاری به داد و ستد خارجی مصر، داریوش کانال سوئز را میان دریای مدیترانه و دریای سرخ گشود. شاهراه میان ممفیس پایتخت مصر و شهر کوروش (درکنار رود سیحون در شمال شرقی ایران) و شاهراه بین سارد و شوش به درازای 2400 کیلومتر، از جمله راههایی است که داریوش در سراسر کشور پهناور شاهنشاهی هخامنشی برپا ساخت و با برقراری سامانه ی چاپار، میان این استانها پیوند و پیوستگی بوجود آورد. داریوش برای دریافت مالیات روشی دادگسترانه پدید آورد و همواره ماموران پادشاهی خود را زیر نظر داشت و آنان را از ستم و جور به مردم پرهیز می داشت. در زمان او برای نخستین بار در ایران سکه زر زده شد که "داریک" نام داشت.

 او افزون بر ارتشی نیرومند، سپاه جاویدان را بنیاد نهاد که 10 هزار تن بودند و هیچگاه از شمار آنان کم نمیشد و همیشه آماده ی جانبازی در راه انجام فرمان پادشاه و کشور بودند. جنگ پُرآوازه ی ماراتن Marathon از جمله جنگهای میان ایران و یونان بود که در زمان داریوش روی داد. پس از او بسیاری از نام آوران تاریخ همچون اسکندر، پادشاهان سلوکی، پادشاهان ساسانی و خلفای بنی امیه و بنی عباس هریک به گونه ای از روش کشورداری داریوش بزرگ پیروی کرده اند.

 واپسین گفتارهای داریوش بزرگ -که از تحریف در اینترنت و در میان کاربران اینترنتی نیز دور نبوده- بی گمان نشان دهنده ی رفتار انسان دوستانه و منش و پایه های فرمانروایی داریوش بزرگ است. باید گوشزد نماییم که برای سنجیدن این منش، اندیشه، گفتار و کردار داریوش، سنگ نبشه ی بیستون به انگیزه ی سیاسی و جنگی بودن، نمی تواند گواه خوبی باشد! برای پی بردن به اندیشه و رفتار راستین داریوش بزرگ باید به سراغ سنگ نبشه ی او DNb در نقش رستم فارس-شیراز رفت. برای خواندن برگردان این شاهکار، می توانید به این نشانی رجوع کنید.(واپسین گفتار داریوش بزرگ، ترجمه ی داریوش احمدی)

+ تاریخ هخامنشیان، بخش یکم- کورش بزرگ            + تاریخ هخامنشیان، بخش دوم-کمبوجیه

* هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام  نویسنده و نشانی تارنگار مجاز میباشد.