سد سیوند، تنگ بلاغی و پاسارگاد


 

 این روزها بر پایه ی آگاهی هایی که میرسد, با وجود نگرانی ها و اعتراضاتی که در این چند سال پیرامون آبگیری سد سیوند در میان مردم ایران وجود داشته, وزارت نیرو با پروانه ی سازمان میراث فرهنگی, آهنگ آبگیری  این سد در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و بهمن ماه را دارد!

 

 

 

 

 با توجه به روشنگری هایی که توسط سازمانهای مردم نهاد در این چند سال پایانی انجام شده, بیشتر مردم تا اندازه ای از زیانهایی که این سد میتواند به سازه های با ارزش تنگه ی بلاغی و مجموعه کاخهای پاسارگاد و آرامگاه کورش بزرگ بزند آگاه شده اند و همین انگیزه ای برای امضای حدود 75 هزار کاربر اینترنتی(1), در اعتراض به آبگیری این سد بوده است. این شمار امضا تنها نشان دهنده ی  بخشی از اعتراضات مردمی هست که به اینترنت دسترسی دارند و بلافاصله ما را بیاد جریان تحریف نام خلیج همیشگی پارس و واکنش کوبنده و موثر مردم ایران میاندازد. همچنین میتوانیم به اعتراض 31 حزب درون کشوری و 74 سازمان مردم نهاد اشاره کرد.
در این جستار کوشیده ایم به گونه ای چکیده, زیانها و آسیب هایی که آبگیری سد سیوند میتواند به سازه های باستانی و زیست بوم آن منطقه بزند را بیاوریم.
 1.آبگیری سد خاکی سیوند, باهسته ی رسی و بلندای 57متر که آغاز به ساخت آن به سال 1371و بدست شرکت سکو وابسته به سپاه پاسداران بازمیگردد, باعث خواهد شد آثار و سازه های مربوط به 7000 سال پیش, قبل از دوره ی هخامنشی, دوره ی هخامنشی, کارگاهها و سازه های اشکانی و ساسانی تا دوره ی صفوی به طور کامل بزیر آب برود. در کنار اینها میتوان به راه شاهی اشاره کرد که در بیشتر منابع کلاسیک تاریخی نام آن را میبنیم که بخش گسترده ای از آن بزیر آب خواهد رفت. باید گوشزد کرد که در بخشهایی از این راه به بلندای ده متردل کوه شکافته شده.اما آن چیزی که بیشتر از همه ی آثار باستانی یافت شده در منطقه, شگفتی کارشناسان را برانگیخت, وجود دو روستای مربوط به دوره ی هخامنشیست که باید اشاره شود, در کل ایران اثری بی همتا هستند. بررسی و پژوهش در این دو اثر بی همتا میتواند نقاط تاریکی از زندگی توده ی مردم در دوره ی هخامنشی را روشن نماید.
 2. همانگونه که میدانیم در مجموعه کاخهای پاسارگاد و آرامگاه کورش بزرگ از گونه ای سنگ آهکی بهره برده شده که بزرگترین دشمن این نمونه از سنگ ها رطوبت و نمناکیست. وجود رطوبت بی گمان باعث آسیب های سنگین به این منطقه ی ویژه ی تاریخی خواهد شد. برای نمونه میتوان به پایه های آرامگاه کورش بزرگ نگریست که هم اکنون با بخش بالایی آرامگاه از دید رنگ و پوسیدگی تفاوت دارند. این تغییر رنگ و پوسیدگی مربوط میشود به رسیدن آب به پایه های آرامگاه در گذشته و نمونه ای بارز از آسیب های احتمالی بالا آمدن تراز آبهای زیر زمینی در دشت پاسارگاد. لازم به ذکر است که معماران و هنرمندان سازنده ی مجموعه کاخهای پاسارگاد در حدود 2500 سال پیش, از نمناکی دشت پاسارگاد آگاهی کامل داشته اند. به همین انگیزه برای همه ی سازه ها, یک لایه پی سنگی جداگانه در نظر گرفته اند. در اینکه راه اندازی سد باعث رطوبت شدید در منطقه خواهد شد هیچ شکی نیست, چنانکه رئیس سازمان میراث فرهنگی که همداستانی خود را با آبگیری سد اعلام کرده! بسادگی اعلام میکند : "تنها مشکل موجود، رطوبت دشت پاسارگاد است که با توجه به اینکه به مرور زمان بر روی دشت و مقبره کوروش اثر می‌گذارد، قرار است وزارت نیرو با استفاده از تکنیک‌های خاص، این مشکل را به تدریج برطرف کند"
اما هیچ اشاره ای به راهکار و ضمانت وزارت نیرو برای از بین بردن رطوبت حاصله نشده!
 3. آبگیری سد سیوند باعث خواهد شد حدود 8000 اصله درخت کهن در این منطقه نابود شود که بی گمان دگرگونی های ویرانگری در اکوسیستم این بخش ایجاد خواهد کرد, افزون بر اینکه بکری طبیعت این منطقه و درختان و پوشش گیاهی آن میتواند بن مایه ی خوبی برای پژوهشگران در زمینه های گوناگون باشد. همچنین آبگیری سد سیوند از بین رفتن هزاران هکتار از زمین های حاصلخیز کشاورزی منطقه همچنین بسته شدن مسیر کوچ عشایر را در پی خواهد داشت. نکته ی دیگری که باید اشاره شود این است که هوای دشت مرودشت به دلیل وجود کارخانه های فراوان صنعتی, بویژه وجود کارخانه ی پتروشیمی شیراز در نزدیکی سد, شدیدا گوگردیست. به طور مستقیم میتوان به وجود گاز انیدرید سولفورو اشاره نمود که در صورت ترکیب با هیدروژن آب تولید اسید سمی و خطرناک سولفوریک (H2SO4) را در پی خواهد داشت.در اینجا به همین موارد از زیانهای سد سیوند بسنده میکنیم.
 بر پایه ی بررسی های تاریخی کورش بزرگ, افزون بر شخصیت برجسته ی تاریخی خود که در منابع بابلی و یونانی و ایرانی بارها از او به عنوان چهره ای استوره ای و نجات بخش مردمان کشورها از ستم ظالمان یاد شده و به او شخصیتی فرازمینی بخشیده(2), دارای شخصیتی معنوی در ادیان آسمانی و الهیست. همانگونه که برای نخستین بار ابوالکلام آزاد و سپس علامه طباطبایی بر پایه ی مدارک و اسناد معتبر کورش بزرگ ایرانی را همان ذوالقرنین قرآن دانستند, میدانیم از کورش بزرگ در قرآن به عنوان پیامبری دادگر و درستکار و با نام ذوالقرنین یاد شده که به یاری قومی میرود که زیر ستم یاجوج و ماجوج(ترکان! و اقوام بیابان نشین شرقی) بودند و برای جلوگیری از هجوم این قوم بیابان نشین در مرز میان آنها سدی میسازد و ...(3) همچنین در تورات  بارها از او به نیکی یاد شده و انبیای اسرائیل او را شبان یهوه و مسیح موعود و تجسم عینی خدای دادگستر خوانده اند. (4) روحانیون بابل نیز او را پیامبر مردوخ نامیدند.
امروزه جهانیان او را به عنوان نخستین صادر کننده ی فرمان حقوق بشر میشناسند و به همین دلیل در پارکهای مرکزی بیشتر شهرهای بزرگ جهان, از فرمان حقوق بشر و نماد کوروش بزرگ پرده برداری شده است. همچنین در سازمان ملل یک نسخه ی کپی برداری شده از فرمان پُرآوازه ی او به عنوان میراث فرهنگی و معنوی بشریت نگه داری میشود.
 ریشه ی تنگدستی و عقب ماندگی منطقه را باید در جایی دیگر جُست. این منطقه از دید گردشگری و آثار تاریخی یکی از بی همتاترین مناطق کشور و حتی جهان بشمار می آید. با یک برنامه ریزی درخور میتوان آن را به منطقه ی ویژه ی گردشگری و تاریخی تبدیل نمود و چهره ی تنگدستی و عقب ماندگی  را با درآمد بالای صنعت گردشگری, از آنجا زدود.
بیگمان از بین بردن سازه ها و آثار تاریخی که افزون بر نقش معنوی و هویتی که برای مردم ایران دارد, میتواند منبع درآمد سرشاری برای سدها سال یا بیشتر باشد, به بهانه ی راه اندازی یک سد که عمر مفید آن بیشتر از 20 سال نخواهد بود اشتباه بزرگ و نابخشودنی خواهد بود.

آرامگاه کورش بزرگ

(1) savepasargad.com , persianpetition.com , sivand.com 

 

(3) سیرت کورش بزرگ( ص4-8-367...) هرودوت کتاب یکم(ص 123-130) (دیودروس سیکولوس، کتابخانه‌ی تاریخی 9/22/1؛ 9/24/1) (گزنفون، پرورش کوروش 1/2/1). 

 

(3)قرآن کریم- سوره ی کهف- آیه ی 83 تا 98

 

(4)تاریخ امپراتوری هخامنشیان( ص 133-134) عزرا liver d' esdras 12-206 و  تثنیه – اشعیا(3-41 و 2-45)