جشن برنشین کوسه / کوسه‌برنشین 

کورش محسنی

   این جشن یکی از نغیز و شگفت‌ترین جشن‌های ایرانی زمان ساسانی یا پیش از آن بوده که همچنان می‌توان نشانه ها و ردپایش را در آذربایگان، کردستان، فارس و کرمان یافت. نام این جشن در آثار تازی «رکوب کوسج» آمده است و امروزه در جاهای گوناگون کوس-کوسا/ کوسا-کوسا/ کوساوگلین/ کوساچوپان و... نامیده می شود.

   کهن‌ترین بن‌مایه‌ای که در آن از این جشن سخن رفته، مروج الذهب است که در نیمه‌ی نخست سده ی ۴ه تالیف شده است:
  «آذرماه که روز نخست آن در عراق و ایران، کوسه بر استر خود سوار شود و این جز در عراق و دیار عجم رسم نیست و اهل شام و جزیره و مصر و یمن آن را ندانند و تا چند روز جوز و سیر و گوشت چاق و دیگر غذاهای گرم و نوشیدنی های گرمازا و پادسرما به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بیرون می کند و آب سرد بر او بریزند و احساس رنج نکند و به پارسی بانگ زند: گرما گرما. و این هنگام عید عجمان است که در اثنای آن طرب کنند و شاد باشند.»(مروج الذهب، ج۱، ص۲۴۶)

    بن‌مایه‌ی دیگر ثمارالقلوب فی المضاف و المنسوب از ثعالبی(۳۵۰-۴۲۹ ه) است که به این جشن ایرانیان اشاره دارد و تحت عنوان «رکوب الکسوج» روی هم رفته همان داده ها ی نوشته شده در مروج الذهب را بازگویی کرده است.

   ابوریحان بیرونی نیز دست کم در سه اثر خویش -آثار الباقیه، التفهیم، قانون مسعودی- از همین جشن سخن رانده است. در اینجا نوشته های او در آثارالباقیه که پیش از دو اثر دیگر(۳۹۰ه) تالیف شده را بازگو خواهم کرد:‌
  «نخستین روز آن{آذرماه} روز هرمز است و این روز سواری کوسه است و آن سنتی است مرسوم که مردی کوسه و خنده آور در این روز بر خری سوار شود و این آیین ویژه ی مردم فارس است و چون این روز به علت اهمال کبیسه، اشتداد سرماست، این کوسه پارچه هایی بر خود پیچیده و جامه های کهنه می پوشد تا برای شناخته شدن از مردم علامتی باشد و خوراکهای گرم و مسخن خورده و آشامیدنی های تسخین آور می نوشد و تن خویش را با روغن هایی که جلوی سرما را بگیرد، چرب کرده، سپس بادبیزنی به دست می گیرد و خود را باد می زند و مردم به او می خندند و بر او آب می پاشند و برف و یخ به سوی او پرتاب میکنند و او از اعیان و اشراف عطایایی دریافت می کند و در عصر ما این رسم در شیراز و برخی دیگر از شهرهای فارس معمول است و او برای این کار باژی هم به حکومت می پردازد»(آثارالباقیه، ص ۳۴۲).

   عبدالحی گردیزی نیز بدون افزودن داده های تازه ای همان نوشته ی بیرونی را در زین الاخبار بازگو کرده است.(زین الاخبار، ص ۲۴۵)  محمد حسین بن خلف تبریزی که در سده ی ۱۲ ه در تبریز به دنیا آمده و در هندوستان روزگار گذرانده، از کوسه برنشین به عنوان جشنی نام بده که«ایرانیان در غره ی آذر می کرده اند» یعنی جشنی که به دوران کهن برمی گردد...

  به هر روی، این جشن شاد و نغز و شگفت ویژه ی ایرانیان بوده و دیگر ملت ها آن را برگزار نمی کرده اند و همانگونه که می بنیم مورخان نیز از آن به عنوان جشنی کهن و یادگار خسروان یاد کرده اند. امروز نیز این جشن در برخی از شهرستانها و روستاهای آذربایجان، یادگار زمان حضرت ابراهیم خلیل الله(و یا موسی) شناخته می شود که بی گمان همین انگیزه ی دیگریست تا این جشن را از جشن های کهن و ریشه دار ایرانیان بیانگاریم. نشانه هایی از این جشن هم اکنون در جاهای گوناگون ایران چون فارس/ آذربایگان/ کرمان/ کردستان وجود دارد، اما در چگونگی برگزاری آن و ریخت بیرون آمدن کوسه ها تفاوت هایی است.

   زمان برگزاری جشن «برنشستن کوسه» فصل زمستان بوده که هم اکنون نیز در آذربایگان نزدیک به چله ی بزرگ و آغاز چله ی کوچک برگزار می گردد. امروزه در کیوی خلخال هنگامی که دسته ی کوسه از خانه بیرون آمدند و به سوی خانه ی دیگر راه افتادند، مردم و بچه ها گلوله های برف را به سوی کوسه پرتاب می کنند  و به سخن دیگر سرمای زمستان و دار و دسته ی کوسه را از آبادی خود بیرون می رانند. شمار دسته ی کوسه در جاهای گوناگون تفاوت دارد، اما بیشتر هموندان دسته ی کوسه عبارتند از:

گلین (بیشتر جوانکی است که همچون نو عروسان آرایش داده می شود)

کوسه (لباده یا پوستین و یا پوشاک گشادی را وارونه به تن می کند و کلاهی از پوست بز یا نمد بر سر می گذارد و در کردستان زنگوله می بندد)

...طبال، نقاره زن، توبره کش

   دسته‌ی کوسه در حالی که با شماری از بچه ها و زن و مردان آبادی هم‌راه می شوند، به در خانه های آبادی می آیند و با کوبیدن به طبل یا درآوردن سداهای دیگر حضور خود را اعلام می کنند. زمانی که صاحب خانه، سدا را می شنود در خانه را به رویشان باز می کند، چرا که باور بر این است که راه ندادنشان نامیمون و آمدنشان به درون خانه، شگون و خجستگی است و غم و اندوه و رنج سال گذشته را به بیرون می‌برد.
  دسته به خانه درون شده و پایکوبی و ترانه خوانی می کند -که در این سروده ها معمولا به مرگ کوسه نیز اشاره می شود- (رک: جشن ها و آداب و معتقدات زمستان، ج ۲، ص ۹۵-۱۰۴)و در پایان نیز دارنده ی خانه با توجه به وسع خود، پیشکشی به دسته ی کوسه می دهد. این جشن امروزه بویژه در کردستان و همدان و آذربایجان و فارس و کرمان کمابیش رواج دارد.
 

*هرگونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام  نویسنده و نشانی تارنگار مجاز است.(کورش محسنی)