تاریخ ایران / هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

سفره ی هفت سین نوروز
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٧   کلمات کلیدی: تاریخچه هفت سین ،سفره هفت سین ،ریشه هفت سین ،معنای هفت سین نوروز

سفره ی هفت سین نوروزی

پیشینه ی خوان هفت سین

کورش محسنی

  هفت سین که به معنای هفت چیز است که نام آنها با حرف «س» آغاز می شود, یکی از بخش های بنیادین آیین نوروز است که بیشینه ی ایرانیان آن را برپا می کنند و آنها را بر سر خوان سال نو جای می دهند. این سفره بر روی میز یا زمین در اتاقی که ویژ ه ی میهمان است گسترده می شود. بر بالای سفره آینه ای گذاشته می شود و در دو سوی آن شمع دان هایی قرار داده می شود. در پایین آن نسخه ای از قرآن/شاهنامه/دیوان حافظ و تنگ آب و ماهی سرخ است. برخی یک کوزه که درونش آب باران گردآوری شده است و یا کاسه ای که دربردارنده ی برگ سبز انار, نارنج, یا شمشاد است به سفره می افزایند.

  ظرف های شیر, گلاب, شکر, تخم مرغ رنگ آمیزی شده(1, 3, 5 یا 7 عدد), سبزه ی آماده شده از پیش, گلدانی از گلهای گوناگون, میوه(سیب, پرتقال, به) شیرینی های گوناگون و آجیل(نخودچی, گندم برشته, برنجک, فندق, گردو, بادام, کشمش) و دست کم شش چیز که با «س» آغاز می گردد نیز, از اجزای تشکیل دهنده ی این خوان رنگارنگ و نغز است.

  چیزهایی که با «س» آغاز می گردند و بر سر سفره جای می گیرند معمولا عبارتند از:

 1- سیر 2- سکه 3- سرکه 4- سمنو 5- سبزه 6- سیب 7- سپند

  چند نکته را باید پیرامون سفره ی هفت سین گوشزد نمود:

 1-به وارونه ی نام سفره ی هفت سین, همواره چیزهای دیگری که با «س» آغاز نمی شود بر سر این سفره گذارده می شود. همچنین می توان گفت که همواره شمار چیزهای سین دار بر سر سفره, بیش از 7 می شود و کمابیش سنجد, سماق, سوهان, سیاه دانه و سرمه نیز بر خوان هفت سین گذاشته می شود.

 2- این سفره تنها ویژه ی نوروز نیست. در بسیاری جاها این سفره در آیین های عروسی چیده می شود. در برخی جاها نیز در شب جشن چله, چنین سفره ای برپا می گردد. در بخشی از کاشان, این سفره در جشن اِسبندی, در 25 بهمن, برابر با روز نخست اسفند در گاهشماری رسمی, چیده می شود.

 3- شماری از مردمان آریایی نژاد و اقوام ایرانی زبان چون کردها, تاجیک ها, ارمنی ها که سهم بزرگی در گستره ی پهناور فرهنگ ایرانی دارند چنین سفره ای با این ویژگی ها, در آیین نوروزی خود فراهم نمی کنند. حتی کردها و زرتشتیان که از محافظه کارترین قشرهای پاسدارنده ی آیین های ایرانی اند نیز دارای چنین رسمی نیستند. هر آینه چندیست که به آرامی این آیین در میان ایشان نیز رواج یافته است.

 4- می دانیم که در زمان فرمانروایی ساسانیان, مردم با رویاندن هفت گونه تخم بر روی هفت ستون به پیشواز نوروز می رفتند و بر سر خوان نوروز خود, سینی هایی دارای هفت شاخه گیاه(گندم, جو, برنج و غیره) و یک گِرده نان درست شده از هفت گونه غله می گذاشتند. ولی تفاوت های بنیادینی میان آن سفره و سفره ی هفت سین امروزی دیده می شود.

  کهن ترین اشاره ای که به چیده شدن سفره ی هفت سین شده, ارجاعی نااستوار است به یک دست نوشته ی کهن پارسی, منسوب به دوران صفوی و مورخان سده ی 19 در گزارش های خودا از آیین های نوروز کمتر به این رسم اشاره نموده اند. تنها Heinrich Brugsch، که در 1860 در تهران بود و جشن نوروز را با برخی جزییات آن شرح داده است، ادعا می‌کند که ایرانیان با کاشتن گل‌هایی با نام‌های آغاز شونده با حرف «س» در باغ‌های‌شان به پیشواز جشن ملی‌شان می‌روند.

 شاید بتوان ریشه های این آیین نغز را در باورهای کهن ایرانیان باستان بازجُست و تا اندازه ای به آن دل استوار بود. اگر کلیت سفره ی هفت سین را بپذیریم پس آن را با امشاسپندان در پیوند خواهیم دید. گستراندن سفره ی هفت سین در شب نوروز و رواج این باور که روان مردگان بر آن فرود می آیند و در آن انباز می شوند, آشکارا آن را با جشن روان ها(فروردینگان) همپیوند می گرداند:

 شیر: گاو و وهومنه/ بهمن

شمع‌ها: آتش پاک و اشه وهیشته (اردی‌بهشت)

سکه‌ها: ثروت و خشثره‌ویرییه (شهریور)

سُنبل: هم هئوروتات (خرداد) و هم امرتات (امرداد)

بیدمشک: آرمیتی/ سپندارمد ، چنان که سپند (اسفند)

آب باران: ایزدبانوی اناهید

سمنو: که برای سفره کاملاً بایسته است و آن چنان نیروبخش قوای جنسی دانسته می‌شود که برخی آن را «نیروی رییس خانواده» می‌خوانند، می‌بایست به اناهید منسوب باشد، چرا که سمنو را تنها زنان تهیه می‌کنند.

ماهی: کر Kara، که در دریای اسطوره‌ای وئوروکشه Vourukasha می‌زیید و جانوران زیان‌بار را می زداید.


    Shapur Shahbazi , “Haft Sin”, in Encyclopaedia Iranica, vol. XI/5, translated by Dariush Ahmadi In:  http://prana.persianblog.ir

* هر گونه برداشت از داده های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز می باشد(کورش محسنی)

چامه ی «از ایران بگو» از مصطفی بادکوبه ای 

با من از ایران بگو، ایران پرجوش و خروش ** با من از میهن بگو تا خون من آید به جوش
با من از آزادگی، آگاهی و دانش بگو… ** با من از زرتشت برگو یا اوستا و سروش
با من از اندیشه و   گفتار و کردار   نیکو… ** نکته‌ها برخوان که سازم جمله را آویز گوش
با من از تهمورث و کیخسرو و نرسی بگو … **    یا فرانک  یا فریدون  یا   ز مهر و  مهرنوش
با من از فریاد کاوه، از سیاوش‌ها بگو ** یا کمان آرش  و از جان برآوردن خروش
با من از فریاد خشم بابک و مزدک بگو ** یا ز نوشروان  و از بوذر جمهر  تیزهوش
با من از فرودسی و شهنامه‌ش بخشی بخوان **  تا  به درد  آید  دل  هر  خائن  میهن فروش
 با من از  رستم بگو تا   سربرافرازم چو  کوه ** یا زکورش قصه برخوان تا شود دشمن خموش
   با من از آزادگیهای نژاد جم بگو      ** یا ز بیداری این قوم شریف سخت‌کوش
 با من از گلواژه‌های شعر خیامی بخوان ** تا  که غم  بگریزد و آید زمان عیش و نوش
با من از حافظ بگو تا با غزلجوشی لطیف ** عشق را معنا کند آن طرفه پیر خرقه‌پوش