پان‌عربیسم چیست؟(۲)

کورش محسنی

 

 در کهن‌ترین کتاب جغرافیایی به زبان فارسی(372ه.ق) که "حدودالعالم من المشرق‌الی‌المغرب" نام دارد, حدود خوزستان چنین آمده است: «ناحیتی است که مشرق وی پارس است و حدود سپاهان, و جنوب وی دریاست و بعضی از حد عراق, و مغرب وی بعضی از حدود عراق است و سواد بغداد و واسط, و شمال وی شهرها ناحیت جبال است...»

 همین نویسنده شهرهای مهم خوزستان را «اهواز, اسک, رامهرمز, رام اورمزد, شوش, وندوشاور(آرامگاه یعقوب لیث)» یاد کرده است. این نام‌ها آشکارا ریشه‌ای ایرانی دارند.

 

 «مقدسی» (375 ه.ق) در "احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم", در زیر نویس عنوان «خوزستان», اهواز را مرکز آن و شهرهایش را شوش, جندیشاپور, شوشتر, عسکر, دورق, رامهرمز یاد کرده است و خوزستان را سرزمینی عجمی{ایرانی و غیرعرب} نامیده است. و پیرامون زبان مردم خوزستان می‌گوید: «در سرزمینهای عجم, فصیحتر از زبان خوزستان نباشد. ایشان فارسی خود را با تازی بسیار می‌آمیزند...»

 «بستانی»(1883 م.) از اهالی لبنان نیز در "دائره المعارف بستانی" درباره‌ی خوزستان در زمان ناصرالدین شاه قاجار چنین می گوید: «آن جا یکی از ولایات ایران است که نام باستانی آن شوشنه بوده و از شمال به لرستان و از جنوب شرقی به فارس و از جنوب به خلیج فارس و از مغرب به ولایت بغداد محدود است».

 

  نام‌گذاری دروغین «عربستان» به جای خوزستان در دهه‌ی نخست سده‌ی 20 میلادی در پی دخالت دولت انگلیس و نیز به انگیزه‌ی سستی دولت قاجاری آغاز شد. انگلیس و روسیه تزاری در سال 1907 ایران را به دو بخش تقسیم کرده بودند. دولت انگلیس در نزدیک سال 1909 شیخ خزعل را به عنوان فرمانروای بخش نفت خیز خوزستان به رسمیت شناخت و پشتیبانی از او و جداسری وی را تضمین نمود و اینچنین به مرزهای درونی ایران دست اندازی کرد. بایسته است اشاره شود که انگلیسی‌ها به شیخ خزعل سالیانه 650 لیره در 10سال نخست و 1500 لیره پس از آن, اجاره بهای پالایشگاه خود را که در خوزستان بود پرداخت می‌کردند.

 

 سرانجام رضاشاه در نزدیک سال 1303 با همه‌ی کارشکنیهایی که بر سر راهش بود توانست به 15 سال تاراج منابع نفتی ایران و اشغال خوزستان به دست شیخ محمره با پشتیبانی انگلیس, پایان دهد.

 

  سال‌ها پس از آن در پی اختلاف شاه ایران با «جمال عبدالناصر» رئیس جمهوری مصر که به قطع روابط در سال 1960 انجامید, رئیس جمهور مصر از اتحادیه‌ی عرب خواست که استان خوزستان را عربستان بنامند و در پی آن خلیج فارس نیز خلیج عربی خوانده شود. کشور عراق نیز پس از جداسری در سال 1920 با ایران بر سر اروندرود درگیر بود و آن را به پشتیبانی انگلیس حق خود می‌دانست و رودخانه‌ی مرزی نمی‌شناخت. تا آنکه در 2 اردیبهشت سال 1348 نخستین کشتی ایرانی با پشتیبانی ناوچه‌های جنگی ایران از این روخانه گذر کردند و کشور عراق نتوانست واکنشی نشان دهد. اینگونه بود که دولت عراق هماهنگ با مصر و اتحادیه‌ی عرب خوزستان را عربستان خوانده و ادعا کرد که بخشی از کشور عراق بوده و ایران آن را اشغال نموده است. این دولت ایستگاه های رادیویی راه اندازی کرد و آن را در اختیار جدایی خواهان قرار داد.

 

 پس از قرارداد الجزیره در سال 1975 این ماجرا به بوته‌ی فراموشی سپرده شد تا اینکه پس از انقلاب اسلامی دولت عراق با تجاوز نظامی به ایران این قرارداد را لغو کرد. صدام در این سال‌های واپسین پرچم‌دار اصلی جریان پانعربیسم بود و پس از پایان کار او نیز ضربه‌ی سختی به جدایی خواهان اندک شمار در خوزستان وارد آمد.

 

 کشور امارات نیز از دیگر کشورهایی است که به این اندیشه‌ی نژادپرستانه دامن میزند. پس از بازپسگیری سه جزیره ی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی که در زمان چیرگی انگلیس‌ها به چند شیخ واگذار شده بود این کشور که برپایه‌ی آمارهای تایید نشده, بیشتر جمعیت آن را غیرعرب‌تباران تشکیل می‌دهند, نه تنها ادعای مالکیت این سه جزیره‌ی استراتژیک را دارد, بل‌که در کتاب‌های درسی خود استان‌های خوزستان, هرمزگان, بوشهر و حتی بخش‌هایی از استان سیستان و بلوچستان را عربستان خوانده و اینچنین به مرزهای ایران دست اندازی می‌کند.

 

----------------------------

1- آسایش طلب, محمدکاظم: "پان عربیسم", دانشنامه ی جهان اسلام

2- متینی, جلال 1384: "خوزستان و تمامیت ارضی ایران", مجله ایران شناسی, سال هفدهم, شماره ی 1

 

 *هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)

 

+  بخش نخست  پان عربیسم چیست؟(1)

 + متینی, جلال 1384: "خوزستان و تمامیت ارضی ایران" : دسترسی در تارنمای آذرگشسپ

  Pan-Arabism?s  Legacy of Confrontation with Iran By Kaveh Farrokh +