تاریخ ایران / هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

پورسینا دانشمند ایرانی
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٥   کلمات کلیدی: زندگی نامه پور سینا ،ابن سینا ایرانی بود ابن مقفع صیبویه ،ابو علی سینا ترک عرب ،ملیت ابو علی سینا پان ترکیسم فرارودان یا ماوراء

پورسینا دانشمند ایرانی
ابن‌سینا و دزدی فرهنگی اعراب و ترکان

کورش محسنی

  پور سینا پسر عبدالله‌بن‌سینا، ابوعلی سینا و ابن سینا، زاده‌ شده در سال 359 خورشیدی در شهر بخارا و درگذشته در 416 خودرشیدی در همدان، را می‌توان پُرآوازه‌ترین و نام‌آورترین فیلسوف و دانشمند ایرانی به شمار آورد. مادر وی از باشندگان بخارا بود و پدر او اهل بلخ بود.
  ابن سینا نزدیک به 450 کتاب در زمینه‌های گوناگون علمی نوشت که بخش فراوانی از آن‌ها در زمینه‌ی پزشکی و فلسفه بود. او شاگردانی پرورش داد مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمن‌یار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی.  آثار پورسینا به دو زبان پارسی و عربی است. به زبان مادری یعنی پارسی (مانند دانشنامه‌ی علائی و رساله‌ی نبض). وی در چامه‌سرایی نیز دستی داشت و سروده‌هایی به زبان پارسی دارد:

می‌حاصل عمر جاودانی است بده         سرمایهٔ لذت جوانی است، بده
سوزنده چو آتش است لیکن غم را         سازنده چو آب زندگانی است، بده


دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت         یک موی ندانست ولی موی شکافت
اندر دل من هزارخورشید بتافت         آخربه کمال ذره‌ای راه نیافت


ماییم به عفو تو تولاکرده         وز طاعت معصیت تبرا کرده
آنجا که عنایت تو باشد، باشد         ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده


  آثار او هم‌چنین به زبان علمی آن روزگار ِ سرزمین‌های اسلامی، یعنی عربی نگاشته شده است. البته پیش از آن نیز دانشمندان و نویسندگان از ملل گوناگون ایرانی، ترک و هندی و ... نیز به دلیل همین چیره بودن زبان عربی بر جهان اسلام، درآن روزگاران کتاب‌های خود را به زبان عربی می‌نگاشتند. برای نمونه «ابن مقفع» که بهترین نثر نویس عربی بوده است و در ایرانی بودن او شک و گمانی نیست، نیز اثری به زبان پارسی ندارد. یا «سیبویه» که نامی ایرانی دارد و همه او را ایرانی می‌دانند یک واژه به فارسی ننوشته است. نمونه‌ی دیگر «ابونواس» شاعر و چامه‌سرای ایرانی «هارون الرشید» یک شعر به زبان پارسی ندارد. «صدرالدین شیرازی» پُرآوازه «ملاصدرا» که بزرگ‌ترین حکمای ایرانی دوران صفوی است نیز به پارسی اثری ندارد.
این در حالی است که پورسینا به زبان مادری خود یعنی پارسی نیز هم رساله و هم کتاب متعدد نوشته است و حتی شعر و سروده‌ی فارسی نیز از اون بازگویی کرده‌اند. برای نمونه می‌توان به کتاب «کشف الظنتون» کاتب چلبی که نزدیک به  360 سال پیش در استانبول نوشته شده است و در اروپا و مصر و استانبول به چاپ رسیده مراجعه کرد.

 از نوشته‌های خود پورسینا نیز می‌توان دریافت که او جز زبان مادری -یعنی پارسی- و زبان علمی آن روزگاران یعنی عربی زبان دیگری نمی‌دانسته است. برای نمونه در کتاب «اشارات» و در اشاره‌ی ششم در آغاز می‌گوید "در زبان‌هایی که می‌دانیم" و سپس نمونه از عربی می‌آورد و پس از آن از زبان فارسی گواه می‌آورد و بس.

 پورسینا امروزه مورد دزدی فرهنگی از سوی قوم‌گرایان پان‌ترکیست قرار گرفته است در حالی که افزون بر زبان پارسی ابن سینا، می‌دانیم پدر وی اهل بلخ بوده است و مادر او اهل بخارا و خود او نیز زاده‌ی این شهر بوده است. باید دانست همگی تاریخ‌نگاران و جغرافی‌نویسان این سرزمین‌ها را تا پیش از اسلام بخشی از ایران و شهری‌گری ایرانی دانسته‌اند و پس از اسلام نیز این بخش از ایران را «فرارودان» یا «ماوراءالنهر» خوانده‌اند و سرزمین ترکستان در شمال شرقی آن جای داشته است. همگی منابع نیز زبان این بخش را زبان «سغدی» که زبان ایرانی است برشمرده‌اند (الاقالیم اصطخری). بخارا پایتخت سامانیان یکی از بهترین دولت‌های ایرانی بود که توانسته بودند پس از از میان رفتن ساسانیان فرهنگ ایران و ایرانی را دوباره زنده کنند. امروزه نیز با وجود چند صد سال چیرگی ترکان و مغولان و رخنه‌ و مهاجرت ایشان از ترکستان و شمال چین و بیابیان‌های مغولستان به این سامان، در این شهرها هم‌چنان جشن‌های ایرانی مانند نوروز با شکوه برگزار می‌شود و زبان پارسی حضور و نمود دارد.

  پدر پورسینا اسماعیلی مذهب بود و مادر وی «ستاره» یک ایرانی و احتمالا دین زرتشتی داشت در حالی که ترکان در آن زمان مسلمان حنفی بودند. پور سینا در پایان الهیات کتاب شفا با آوردن جمله‌ی «المدینه‌الفاضله» گوشزد می‌کند که: "ترکان و زنگیان در آن زمان غلام و بنده به‌شمار می‌رفتند و کسانی که در سرزمین‌های ناسازگار که پرورنده‌ی قریحه‌ی صحیح و عقول سلیم نیست، زندگی می‌کنند، از فضیلت دورند و ناچار به خدمت اهل مدینه‌ی فاضله می‌باشند."

محسنی، محمدرضا 1389: "پان‌ترکیسم، ایران و آذربایجان" انتشارات سمرقند، ص221-223

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است.