کمدی الهی و ارداویراف‌نامه
دانته آلیگیری
کورش محسنی

 دانته آلیگیری (1265-1321) بزرگ‌ترین چامه‌سُرا و شاعر ایتالیا در زمان اومانیسم و زمینه‌ساز رنسانس است. او شاعران و هنرمندان پس از خود را در سراسر اروپا تحت تاثیر خود قرار داده است. دانته از بزرگان و دولت‌مردان شهر «فلورانس» بود.

  پُرآوازه‌ترین اثر او «کمدی الهی» یا «کمدی آسمانی» نام دارد. این نامه‌ی ارجمند و بزرگ، همانند سازیی است از سفر روان (روح) انسان به سه جایگاه جهان دیگر، یعنی دوزخ، برزخ و بهشت. داستان کمدی الهی چنین است که در عالم رویا دانته خود را در جنگلی تاریک، در میان جانوران و دَدان می‌یابد. در این احوال، ویرژیل (نماد خِرَد انسانی) نمایان می‌شود و راهنمای سفر او می‌گردد.

  آن‌چه به این اثر ارزش ادبی می‌بخشد، پندارگَری و تخیل شگفت‌انگیز نویسنده در انگاشتن عالم پس از مرگ است. دانته در این کتاب، همه‌ی آرایه‌های ادبی را به خوبی رعایت کرده است. پس از دانته کسانی که بیش‌ترین تاثیر را از وی پذیرفته‌اند، عبارت‌اند از: بوکاچیو، پتراک و جان میلتون.

ارداویراف‌نامه و کمدی الهی

   کمدی آسمانی گونه‌ای حماسه‌ی ادبی-دینی و آفریده‌ی پندار و انگاره‌ی دانته است. به نظر می‌رسد که دانته پیش از هر چیزی از کتاب ایرانی «ارداویراف‌نامه» که نزدیک به هزار سال پیش از وی نوشته شده بوده است تاثیر پذیرفته است.این نامه‌ی ایرانی به زبان پارسی میانه مربوط به زمان ساسانیان است. «کرتیر» موبد زرتشتی و پُرآوازه‌ی ایرانی در زمان ساسانیان نیز چنین تجربه‌ای داشته است و کتیبه‌ای در این زمینه دارد.

  به احتمال فراوان کتاب الغفران (آمرزش) از ابوالعلای معری (شاعر نابینای سوری) خود برگرفته شده از ارداویراف‌نامه‌ است که دو سده پیش از دانته نوشته شده است. «ویراف» ورجاوند (مقدس) موبدی بود که به باور پارسیان و ایرانیان به معراج و جهان دیگر رفت و ارداویراف‌نامه نوشته‌ی اوست. ویراف مقدس با خوردن نوشیدنی ورجاوند -احتمالا به نام هوم- (haoma) سه شبانه‌روز به خواب فرو می‌رود و پس از بیداری داستان خود و آن‌چه بر او گذشته را برای دیگران بازگو می‌کند.

این کتاب به دست شجاع الدین شفا به پارسی برگردانده شده است. بخش‌هایی از کتاب کمدی الهی به زبان ایتالیایی و برگردان آن به زبان پارسی:

 

Nel mezzo del cammin di nostra vita
mi ritrovai per una selva oscura
ché la diritta via era smarrita.

در نیمه راه زندگی
خود را در جنگلی تاریک یافتم
جایی که راه راست گم گشته بود

Ahi quanto a dir qual era è cosa dura
esta selva selvaggia e aspra e forte
che nel pensier rinova la paura!

آه چقدر سخت است سخن گفتن
از آن جنگل وحشی، انبوه و خشن
که یاد آن نیز ترس آور است

Tant’è amara che poco è più morte;
ma per trattar del ben ch’i’ vi trovai,
dirò de l’altre cose ch’i’ v’ho scorte.

ترس آن از مرگ هم بدتر است
اما به منظور بازگویی چیزهای خوبی که آنجا یافتم
ما بقی آنچه بر من گذشت را این‌جا می‌نویسم.

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)