زندگی‌نامه قطران تبریزی
توصیف قطران تبریزی از ترکان
کورش محسنی

قطران تبریزی، در سده‌ی پنجم هجری، هم‌زمان با شدادیان و روادیان، در محله-روستای شادی آباد، تبریز به دنیا آمد، و به قول خودش از طبقه‌ی ایرانی دهگانان (دهقانان) بود:

یکی دهقان بدم شاها شدم شاعر زنادانی(*)مرا از شاعری کردن توگرداندی به دهقانی

قطران زبان‌اش پهلوی-آذری بود، یعنی همان زبان بومی آذربایجان پیش از ورود ترکان به این سامان ولی به قول «ناصرخسرو قبادیانی» به پارسی دری که زبان مشترک میان اقوام ایرانی بود، نیز نیکو شعر می‌گفت.

ناصر خسرو: «در تبریز، قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک می‌گفت، اما زبان فارسی نیکو نمی‌دانست. پیش من آمد دیوان منجیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که مشکل بود از من پرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند». علت عدم عادت قطران به زبان پارسی آن بود که خود به لهجه ایرانی آذری (پهلوی) خو گرفته و پاره‌ای لغات و اصطلاحات اهل مشرق را که از زبان محلی آنان بوده است نمی‌شناخته است»

قطران در زمان غزنویان که نخستین گروه ترکان آغوز به ایران و آذربایجان سرازیر شدند، جنایات و کشتارهای بزرگ ترکان-مغولان را در حق مردم آذربایجان چنین توصیف می‌کند:

اگرچه کار ترکان هست غداری و مکاری(*)همه یک رو به خون خواری همه یک دل به جراری

گر نبودی آفت ترکان به گیتی در پدید(*)بستدی گیتی همه چون خسروان باستان

منبع: محسنی، محمدرضا 1389: "پان ترکیسم، ایران و آذربایجان"، انتشارات سمرقند

 

 

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)