گفتار بيست و هفتم( يكتاپرستي هخامنشيان )
***

از يافته هاي باستان شناسي دوره نخست سيلك كاشان دسته كاردي تراشيده شده‚ از استخوان پيدا شده است كه انساني ايستاده دستها را بر روي هم نهاده و در حال نيايش ميباشد.اين مجسمه يكي از كهن ترين پيكره انسان در جهان باستان ميباشد. نمونه كهن ديگر از نيايش انسان ايراني نقش برجسته مردي است كه پوشاك پارسي دربر دارد و در برابر آتشدان ايستاده و دو دست را به حالت نيايش بلند كرده است:
اينك به هنگام نيايش‚ اي اهورامزدا دستهايم را به سوي تو بلند ميكنم و درخواست ميكنم‚ تا جهان نيك آفريده شده در كام خوشي و شادماني غرقه باشد. يسناي اوستا.
باستان شناسان آن را پيوسته به پانصد سال پيش از امپراتوري هخامنشي ميدانند‚ يعني 3000 و اندي. اين نقش در بالاي دخمه سنگي ده نو سكاوند در ناحيه نساي كرمانشاهان است.
در فرش دوران هخامنشي پيدا شده در يخهاي پازيريك‚ كه اكنون آرميتاژ نگهداري ميشود نگاره بانوان عهد هخامنشي نمايان است كه همچون زنان روستايي تمام بدن را پوشانده و دست راست خود را به حال نيايش پيرامون آتشدان بلند كرده اند. در سنگ نگارهاي بالاي آرامگاه هخامنشيان در نقش رستم مردي موقر با پوشاك پارسي در برابر آتشدان ‚ با كماني در دست چپ ايستاده و دست راست خود را با احترام براي نيايش اهورامزدا بلند كرده است. پرستش و نيايش در برابر آتش و برپاداشتن آتشكده يك رسم كهن آريايي است كه در ميان همه مذاهب ايرانيان باستان مشترك بوده.
ايرانيان اعتقاد داشتند كه اهورامزدا آفريننده روشنايي هاست و جوهر اصلي اهورامزدا روشني است كه بخشي از و جود خويش را در تمام آفريدگان به وديعه نهاده است. اهورا مزدا بالاترين نام در نزد هخامنشيان است‚ او آفريننده جهان نيكي و پاكي و راستي و ...است و شر و بدي از ذات او به دور است.
اورمزدا از دو جز اور+مزدا تشكيل شده است. كه جز اول آن در اوستا اهورا از ريشه {{اه}} به *چم(بودن) و هست كننده‚ هستي بخش و جز دوم مركب از *م* از ريشه {{من}} به معناي (انديشيدن) و *دا* به معناي(دادن)(آفريدن)كه در مجموع به معني *دهنده منش* يا خرد است.
برگردان اين نام در شاهنامه فردوسي (خداوند جان و خرد) و در گلشن راز شبستري(آن كه جان را فكرت آموخت) ميباشد. اورمزدا در اوستا (اهورامزدا) و در واژه ادبيات پارسي (هرمز) آمده است. اورمزدا‚ خداي يكتا‚ بالاترين نامي است كه هخامنشيان هركاري را با نام و كمك او شروع و همه كارها را با نام او به پايان ميرسانند‚ همچنان كه امروز ما نيز هر كاري را به نام او شروع ميكنيم.
با بررسي سنگ نبشته هاي هخامنشيان مشاهده ميشود كه در آغاز هر كتيبه براي تمكين و تبرك نام اهورامزدا را مي آورند و از وي طلب ياري و آمرزش ميكنند. آنها قدرت خود را از او ميدانند و نعمت بي حد او را گوشزد مينمايند.
در گفتار پسين به سه كتيبه ترجمه شده اشاره خواهم كرد

زماني كه در كشورهاي آن روزگار چون مصر‚ بابل‚ آشور‚ يونان‚ هند و عربستان از خدايان متعدد خود بت ميساختند‚ ايرانيان به خداي يكتا اعتقاد داشتند و هرگز از خداي خود بت نساختند.
پارسيها معتقد بودند كه تمام جهان از يك خالق به وجود آمده و تمام جهان در اصل هستي مشترك هستند. اين ايمان به يگانگي جهان هستي در هيچ قومي پيش از هخامنشيان ديده نشده.
در آن زمان دين يهود فقط براي قوم يهود بود و آنها اقوام ديگر را شديدا از خود جدا ميكردند.)يه مثل كوچولو: ميمون از همه زشت تر××× بازيش از همه بيشتر(
در آشور‚ خدايان متعدد بودند و خدايان گويي كمك كننده و خواهان جنگ و خونريزي بودند.
در يونان‚ خدايان موجوداتي بودند شبيه انسان و از لحاظ اخلاقي بر انسان هيچ برتري نداشتند اما در ظاهر نشان از زيبايي و قدرت بدني داشتند. رابطه انسان با خدايانشان معنوي نبوده و جنبه بيروني و مكانيكي داشته است. از مجسمه هاي بدون پوشش مرد و زن الهه يونان مانند ونوس و آپولو فقط زيبايي جسمي را ميتوان ديد. ويل دورانت در كتاب)) مشرق زمين‚ گهواره تمدن(( مينويسد: )فنقي ها فرزندانشان را براي خشنودي خدايانشان ميسوزاندند.(
خشايار شاه در هنگان لشكركشي به يونان به سپاهيان خود دستور داد كه به گنجينه گاه پرستشگاه)دلف( نزديك نشوند اما در شهر آتن دستور داد كه پيكره هاي خدايان را بشكنند زيرا او معتقد بود كه خدا را نميتوان به صورت جسم درآورد.
))آ‘پيان(( مورخ پيش از ميلاد مينويسد:
*داريوش به مردمان كارتاژ نوشت كه انسان را براي خدايان قرباني نكنند.* ميدانيم كه ايرانيان براي آرامش و رضاي اهورامزدا قرباني نميكردند. * پارسيها شادي را آفريده اهورامزدا و اندوه و سوگ را آفريده اهريمن ميدانستند. آنها خود را موظف ميدانستند تا جنگ و بيماري‚ را كه سپاه اهريمن هستند براندازند تا خود و ديگران به رفاه برسند. تا زمينهايشان آباد و همسايگانشان خوشبخت باشند تا سپاه اهورامزدا پيروز شود. (واي بر ما كه اكنون اندوه و غم و اشك و ماتم را نشانه خدا ميدانيم : مدير سايت)
اين افكار را در شروع سنگ نبشته هاي تخت جمشيد‚ كانال مصر‚ كاخ وان تركيه‚ نقش رستم و .... ميتوان ديد.