گفتار سیم(فرمان آزادی کورش‚نخستین بنیانگزار حقوق بشر )
***

من کوروش هستم شاه جهان‚ شاه دادگستر‚ شاه بزرگ‚ شاه بابل‚ شاه سومر و آکاد‚ شاه چهار گوشه جهان‚ پسر/ک/ام بو/زی/یه/پسر کوروش شاه بزرگ‚ شاه انشان از دودمانی که همواره از پادشاهی بوده که فرمانرواییش را بل(خدای زمین و مردوک پسر خدای آسمان و نبورا پسر او میدانستند) و نبو دوست میدارند...(در این قسمت نوشته تخریب شده)
خدایان بزرگ سرزمینهای جهان را به من سپرده اند...من به کشورها آرامش و آزادی بخشیدم....
سپاهیان بیشمار من با صلح به بابل در آمدند من به هیچ کس اجازه ندادم که سرزمین سومر واکد را دچار هراس کنند... من نیازمندیهای بابل و همه پرستشگاه های آن را در نظر گرفتم و در بهبود وضعشان کوشیدم. من یوغ ناپسند بردگی مردم بابل...رابرداشتم و من کمک آوردم و خانه های ویران آنان را آباد کردم من به بدبختی های آنان پایان بخشیدم.
مردوک خدای بزرگ از کردارم خشنود شد و به من که او را ستایش کردم و به کمبوجیه و فرزندم و به تمام سپاه من برکت ارزانی داشت و از صمیم قلب مقام او را بسی ستودم.
تمام شاهانی که در بارگاه های خود بر تخت نشسته اند در سراسر چهار گوشه جهان از دریای بالا تا دریای پایین کسانی که در... مسکن داشتند مرا خراج گران آوردند و در بابل بر پایم افتادند از.... تا شهرهای آشور وشوش و آکاده و اشنونا و شهرهای(زمبان ) و دجله را که مدتی دراز پرستشگاه هایشان دستخوش ویرانی بود تعمیر نمودم و پیکره خدایانی را که جایگاه آنها در میان آنان نبود به جای خودشان بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار جای دادم.
من همه ساکنان آنها را گرد آوردم و خانه هایشان را به آنان باز پس دادم خدایان سومر واکد که (نبوئید) آنها را به بابل آورده و خدای بزرگ به صلح و صفا به جایگاه پسندیده خودشان بازگرداندم. باشد که تمام خدایانی که من در پرستشگاه هایشان جای داده ام روزانه مرا در پیشگاه (بعل) و (نبو) دعا کنند.
باشد که زندگانی من دراز گردد باشد که به مردوک خدای بزرگ بگویند کوروش پادشاه که تو را گرامی میدارد و فرزندش کمبوجیه .... باشد...
سنجش منشور آزادی کوروش با کتیبه و نوشته های آن زمان نشان از برتری تمدن ایرانی نصبت به دیگر تمدنهاست.(و بی خردانی هستند فریب خورده پان ترکها که کورش را خونریز مینامند.) حال توجه کنید به :

کتیبه بخت النصر در سال 550 قبل از میلاد: ( به فرمان من هزاران چشم در آوردند و هزاران قلم پا شکستند با دست خود چشم فرمانده دشمن را در آوردم پسر و دختر را در آتش سوزاندم خانه ها را چنان ویران کردم که دیگر بانگ زندگی از آن بر نمیخیزد.)

از کتیبه سناخریب در سال 689 قبل از میلاد: وقتی بابل را گشودم و آتش زدم نهر فرات روی خرابه ها باز کردم تا حتی آثار این ویرانه را نیز آب ببرد.

سنجش با شما دوستان.