گفتار سی و یکم(کتیبه های هخامنشی و تخت جمشید)
***

سنگ نبشنه های( داریوش در کتیبه بیستون مینویسد: این نوشته را که نوشتم با زبان آریایی روی لوحه های گلی و پوست آهو نیز نوشته و در حضور من خوانده شد سپس این نبشته ها را همه جا فرستادم.) تخت جمشید با سبک ویژه خود سفت و سخت اما با فروتنی و احترام به دیگران نوشته شده است و آن در حالی است که پادشاهان آن روزگار چون بابل‚آشور و ... با انشا و زبانی پیچیده و گنگ نبشته های خود را مینگاشتند ‚ به گونه ای که تنها شمار کمی میتوانستند بخوانند اما نوشته های تخت جمشید ساده‚ خردمندانه و بدون هیچ گونه گزافه گویی همراه با منشی بزرگوارانه است.
در نوشته های هخامنشی بدون اینکه از بیگانه نفرت داشته باشند نشانه هایی از علاقه شدید و حس میهن پرستی را میتوان دید.

آغاز و پایان هر نوشته با نام خدای بزرگ است که جهت تبرک نیز تکرار شده است. نوشته ها شعر گونه و دارای وزن و آهنگین میباشند.
بیشتر نوشته های باقیمانده با سه یا چهار زبان آن روزگار نگاشته شده است که این نشان احترام به دیگران است. خط پارسی باستان‚ که صحیح ترین و ساده ترین خط میخی است‚ باعث شده تا بتوان خط های بابلی و آشوری را نیز خواند.
بزرگترین کتیبه تخت جمشید به درازای 8 و پهنای 2 متر روی دیوار جنوبی نزدیک راه پلکان ورودی و به سه زبان پارسی‚ ایلامی و بابلی میباشد. کتیبه در جایی است که همه مردم‚ بدون وارد شدن به تخت جمشید‚ میتوانند آن را دیدیه و بخوانند.کتیبه از دوستون ایلامی و یک ستون بابلی تشکیل شده که با وجود گذشت 26 سده هنوز سالم مانده است.

ترجمه بخش دیگری از کتیبه بزرگ دیوار تخت جمشید

منم داریوش‚ شاه بزرگ‚ شاه کشورهای بسیار پسر ویشتاسب(توضیح در پایین1) هخامنشی.
داریوش شاه گوید: چنانکه بر بالای این مکان این بُرگ(توضیح در پایین2) را ساختم در پیش در اینجا برگ ساخته نشده بود. به کمک اهورامزدا این برگ را ساختم.
اهورامزدا با همه خدایان به این نظر بودند که این بُرگ ساخته شود پس من آن را ساختم. آن را ایمن‚ زیبا‚ کاخی چنان که من بود ساختم.
داریوش شاه گوید‚ اهورامزدا با همه خدایان مرا و این بُرگ را حفظ کند به علاوه آنچه در این جایگاه بر پا گردید‚به آنچه دشمن اندیشه انجام آن را دارد شفقت نکند.
* در پارسی باستان از واژه اسب و ترکیب این کلمه نامهای فراوانی ساخته شده است از جمله گرشاسب(دارنده اسب) لهراسب(تند اسب) ارجاسب(دارای اسب با ارج) تهماسب(دارای اسب فربه).
"بُرگ" شکل کهنه برج است که در زبان های اروپایی رفته و بورگ شده‚ مانند: هامبورگ‚ گوته بورگ‚ ماگه بورگ.
ترجمه بخشی دیگر از کتیبه:

اهورامزدا او بزرگترین خدایان است.
او داریوش را شاه کرد. او شاهی را به او داده است. به خواست اهورامزدا داریوش شاه است.
داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این است کشورهایی (دهوی پارس) که من با مردم پارس از آن خود کردم:
خوزستان‚ ماد‚ بابل‚ عربستان‚ آشور‚ مصر‚ ارمنستان‚ کپه و کیه‚ سارد‚ یونانی ها‚ اسکارتایه پرتو زرنگ‚ بلخ‚ هرات‚ سغد‚ خوارزم‚ ث ت گوش‚ رخج‚ هند‚ گندار‚ سکاییها‚ مکیا.

ترجمه بخشی از کتیبه بزرگ دیوار جنوبی تخت جمشید
اهورامزدا‚ او بزرگترین خدایان است.
او داریوش را شاه کرد.
شاهی را به او داده است.
به خواست اهورامزدا داریوش شاه است.
داریوش شاه گوید این است کشور پارس(یا رب ز باد فتنه نگه دار خاک پارس - چندان که خاک را بود و باد را بقا×× سعدی ) که اهورا مزدا به من داد.
زیبا است داراری اسبان خوب مردان خوب.
به خواست اهورامزدا این کشور از دیگری نمی هراسد.
داریوش شاه گوید: اهورامزدا با خدایان‚ خاندان مرا یاری میکنند و این کشور را از دشمن‚ خشکسالی‚ از دروغ نگاه دارد به این کشور نیاید نه دشمن نه خشکسالی نه دروغ.
این برکت را من از اهورامزدا و خدایان درخواست میکنم این را ببخشد اهورامزدا و خدایان.