تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

هفت‌خوان رستم، خوان یکم: نبرد رخش با شیر
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧   کلمات کلیدی: هفت‌خوان رستم ،هفت‌خان رستم ،خوان اول ،جنگ رخش با شیر

هفت‌خوان رستم - بخش یکم
نبرد رخش با شیر بیشه
کورش محسنی

 در خوان یکم از هفت‌خوان «رستم» که در شاه‌نامه‌ی فردوسی آمده، پهلوان ایران‌زمین رستم برای رها ساختن «کیکاووس» پادشاه ایران‌زمین که در مازندران گرفتار دیوان شده بود به آن سامان می‌رود. او سوار بر «رخش» -اسپ پُرآوازه و استوره‌ای می‌شود- و راه دو روزه را یک روزه سپری می‌کند:

دو روزه به یک روز بگذاشتی/ شب تیره را روز پنداشتی

  تا آن‌که رستم دستان گرسنه می‌شود و نیازمند خوراک و خورش می‌شود. رستم دشتی پُر از گور (گورخر ایرانی) پیدا می‌کند:

تن‌اش چون خورش خواست و آمد به‌شور / یکی دشت، پیش آمدش پُر ز گور

  و به شکار می‌پردازد و گوری را شکار کرده و آن را روی آتش بریان کرده و می‌خورد:

کَمند کیانی بیانداخت شیر / به حلقه درآورد گور دلیر
برآتش تیز بریانش کرد / از آن پس که بی‌پوست و بی‌جانش کرد

   سپس افسار رخش را آزاد کرده و او را برای چریدن رها می‌کند و خود به خواب فرو می‌رود:

لگام از سر رخش برداشت خوار / چرا دید و بگذاشت در مرغزار

  ولی آن‌جا بیشه و قلم‌رو شیر بزرگی بود. شیر آهنگ این را داشت که نخست اسب را بِدَرد و سپس به سراغ سوار در خواب رفته -رستم- برود:

نخست اسپ را گفت «باید شکست» / چو خواهم سوارم خود آید به‌دست

  شیر به سوی رخش تاخت و رخش با او درگیر شد و دو سُم جلویی خود را بر سر او کوبید و دندان‌های‌اش را بر پشت او فرو برد و آن جانور ددَ (وحشی) را کشت:

دو دست اندر آورد و زد بر سرش / همان تیز دندان به پُشت اندرش
همی زد برآن خاک تا پاره کرد / دَدی را بران چاره بی‌چاره کرد

+ هفت‌خوان رستم، خوان دوم: گُذر از بیابان و بسیار گرم

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)