جشن مهرگان

***

 

در فرهنگ اصیل ایران باستان پنچ جشن با اهمیت وجود دارد که عبارتند از: نوروز، مهرگان، تیرگان، یلدا و سده. در تقویم ایران باستان که کوروش کبیر ایجاد کرده بود، هر روز از ماه دارای نامی است و روز شانزدهم هر ماه روز مهر نام دارد. در هر ماه مردم روزی را که نامش با نام ماه یکی می شد ، جشن می گرفتندو آن روز را گرامی می داشتند. روز مهر از ماه مهر ، روز جشن مهرگان نام دارد.



مهر در معنی لغوی، مهر، محبت و پیوستن معنا دارد و مهرگان نزد برخی اقوام کهن ایرانی از نوروز نیز مهمتر بود و دلایل این اهمیت، منسوب بودن مهرگان به الهه مهر (میترا) بود، که فرشته مهر و دوستی و عهد و پیمان و مظهر نور و روشنایی بود. و آنچنان تقدسی نزد آریایی ها داشت که کیش پرستش مهر بوجود آمد و از ایران به بابِل و سپس به اروپا رفت و آیین میترایسم شکل گرفت که منجر به شکل گیری برخی از طرق عرفانی شد. و در نهایت یکی از سرچشمه های مهم مسیحیت گردید.



به عید میترا عید "بغ" نیز می گفتند. چرا که بغ به معنای خداوند است و بعد ها به میترا تبدیل شده است. جالب است بدانید که پایتخت کشور عراق که بغداد نام دارد، یک اسم کاملا پارسی است به معنای خداداد!

مهر در اندیشه های کهن واسطه میان فروغ ازلی و فروغ پدید آمده (آفریدگار و آفریدگان) بود و چون مظهر نور بود، به مفهوم خورشید نیز به کار می رفت. مهر حامی صلح و صفا و ضامن عهد و پیمان و همچنین نگهبان کشتزارها و کاشتها و پاسدار مردم و بخشنده آرامش به سرزمین ایران بود.



در دوران تسلط آیین زرتشت با اهمیت یافتن مقام اهورامزدا و عمومیت یافتن آیین یکتا پرستی از مقام مهر به تدریج کاسته شد و از آن پس مهر تنها به عنوان فرشته ای بلند پایه ستایش می شد و به ایزد مهر مشهور شد. و مقام او بر بالای کوه تلبرز تصور می شد که بر گردونه 4 اسبه خویش از کوه خاور به باختر می شتافت. و جهان را سرشار از نور و روشنایی و برکت می ساخت.



مهرگان روز بزرگداشت ایزد مهر بود و این جشن ملی در سراسر ایران با شکوه و جلال خاصی برگزار می شد.



روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر بفزا ای نگارِ مهر چهرِ مهربان



گذشته از عقاید مذهبی قدرتمندی که در پس اینگونه جشن ها نهفته است، یک پیشینه تاریخی و پس زمینه فرهنگی نیز پشتوانه آن است.



ایرانیان در طول تاریخ خود راه درازی را پیموده اند، هم در این راه شکل گرفته اند و هم به این راه شکل داده اند. این شکل و شمایل نه چندان مایه فخر و مباهات است و نه چندان مایه سر شکستگی و خواری. هر چه هست تاریخ ملتی است که ساختار روانی و اجتماعی ویژه خود را دارد. تاریخ ملت ما با آیین مناسکی عجین شده است که به زندگی انسان ایرانی در طی قرون متمادی معنا بخشیده اند و اصولا از کارکردهای اسطوره ها هویت بخشی و معنا دادن به زندگی است. زبان اسطوره زبان راز و رمز است. ذهن انسان را از ظاهر به باطن معطوف می کند و از گذشته به حال و از حال به آینده توجه می دهد. گویی بیانگر آمال، آرزوها و آرمان های یک قوم است. اسطوره ها غایت آرزوهای اقوام را تعریف می کنند و به زندگی جهت می بخشند.



یاد آوری این جشن ها می تواند تا حدودی معرفت به خود را سبب شود، به خصوص برای ملتی که ریشه در ژرفا دارد.



در همه اعیاد و مناسک ایران باستان اندیشه و تفکری جاری و ساری است که به این جشن ها رنگ و بوی معنوی عجیبی می بخشد. آیین ها و مناسبت ها همه نمادی از حرکت هایی در تاریخ قوم ایرانی است. که در ادبیات این قوم نیز تجلی یافته است.



مثلا تیرگان سالروز حرکت تاریخی آرش کمانگیر است بر علیه ظلم و جور حاکم. حرکت او یک حرکت چند بعدی به معنای کامل است که در قالب اسطوره و شعر هم به آن پرداخته شده است.



در مورد فلسفه جشن مهرگان هم نظریه های بسیاری موجود است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنم:

1) روز مهر روزی است که خداوند زمین را بگستراند و روح را در کالبد اجساد دمید.

2) در این روز فرشتگان به کمک کاوه آهنگر رفتند تا بتواند بر ضحاک ستمگر غلبه کند و او را شکست دهد و در همین روز بود که فریدون بر تخت پادشاهی نشست.

3) در این روز فریدون ضحاک را در بابِل گرفت و به کوه دماوند فرستاد تا او را در بند کنند و به سبب اتفاق جشن گرفتند، آن را عید نام نهادند و از آن پس حکام بر رعایای خود مهر می ورزیدند و محبت می کردند.

4) پادشاهی به نام مهر در زمانهای دور می زیسته که بسیار ظالم بود. در اواسط مهر ماه به جهنم واصل می گردد و به همین دلیل نام این روز مهرگان به معنای مردن پادشاه است.

5) اردشیر بابکان در این روز تاجگذاری کرده است. تاج او به شکل چهره آفتاب است وازآن روز به بعد پادشاهان در این روز تاجگذاری می کردند.



آنچه بیش از هر چیز رخ می نماید، نقطه مشترکی است که در تمام جشن های ایرانی می توان سراغ گرفت. اگر شب دراز است به ایان می رسد (یلدا) ، زمستان دراز و تازیانه های سرما خواهد رفت (نوروز)، ظلم و بیداد ضحاک ها و افراسیاب ها نابود خواهد گشت (تیرگان و مهرگان) و سر انجام آنچه می ماند، روشنایی، زیبایی، ایثار، محبت، و نام نیک است. در واقع جشن های ایرانی بیانگر آرزوهای ملت ایران برای آزادی از ظلم و بیداد است. و پاسداشت ارزشهای متعالی انسانی و روشنگر نور امید در دلهای ستمدیدگان.