معنا و کاربرد واژه‌ی ترک در ادبیات فارسی

کورش محسنی

 «در اشعـار پیشینیـان از اوایـل قرن چهـارم گرفتـه تا دوره‌ی حـافـظ و حتا تا زمـانـی نزدیک به قـرن حاضـر، واژه‌ی «ترک» به ویژه آن گاه که به تغزل سخن می‌گفتند، به وفور یافت می‌شود. 
 

اگر آشنایی شما با شعر قدما چندان گسترده و ژرف نباشد، حداقل دیوان حافظ را باید کم و بیش خوانده و لحظاتی از عمر را با غزلیات ناب خواجه بسر برده باشید. در اشعار حافظ، بارها از واژه‌ی ترک استفاده شده است. برای نمونه بیتی از حافظ را نقل می‌کنیم:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را  /// به خال هندوی‌اش بخشم سمرقند و بخارا را

 در این بیت، مراد از «ترک شیرازی»، ترکی که مقیم شیراز باشد، نیست. واژه‌ی ترک در زبان شعر فارسی به ویژه در تغزل، به معنای معشوق زیباروی است. حافظ از کلمه‌ی ترک به منظور [اشاره به] معشوق زیبا در اشعار خود بسیار بهره برده است. البته «ترک» در شعر فارسی، نماد معشوقی‌ست که افزون بر زیبا رویی، سنگ‌دل و بی‌وفا و خون‌ریز و غارتگر نیز هست. چنان که حافظ در این ابیات فرماید:

 ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز /// تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود 

 یا رب این بچه‌ی ترکان چه دلیرند به خون /// که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیـرنـد! 

 دل‌ام ز نرگس ساقی امان نخواست به جـان /// چرا که شیوه‌ی آن ترک دل سیه دانست.


ترک در این معنا، در حقیقت برگرفته از کلمه‌ی ترک به مفهوم نژاد ترک است. اما این که چگونه واژه‌ی ترک در شعر فارسی، حامل چنین معنایی‌ست، داستانی دارد که می‌گوییم:

در دوره‌ی پادشاهان ایرانی‌نژاد سامانی، ایران، مقرون به آبادانی و وسعت بلاد و فزونی جمعیت و نیز ثروت سرشار اهالی و وجود خاندانهای ثروتمند قدیم بوده است. سرزمین ایران در آن روزگار به فراوانی نعمت و کثرت جمعیت و رواج و رونق بازرگانی و کشاورزی مشهور بوده است. اما آفت این ثروت سرشار، روی آوردن ایرانیان به خرید و فروش غلامان و کنیزان و راه دادن آنان در میان خانواده‌های ایرانی و در نتیجه آلودن نژاد توسط آنان بود.
در دستگاه سامانیان، غلامان و کنیزان ترک بسیار بودند و شگفت این که ایرانیان ساکن خراسان و ماوراءالنهر در این ترکان زرخرید تنگ چشم، زیبایی و ملاحت مسحور کننده‌ای یافته بودند و به آنان دل می باختند! از سویی، بنابر بدعتی که «المعتصم بالله» در حکومت اسلامی گذاشته بود، از غلامان ترک در ایران، دسته‌های سپاهی ترتیب می‌دادند و آنان را به مرور از مرتبه‌ی «وشاق» به مرتبه‌ی «وشاق باشی» و سپس به «امارت» و بالاخره به درجه‌ی «سپه‌سالاری» ارتقاء می‌دادند!
از این روی، قیمت بردگان ترک بسیار بود و چنان که «ابن حوقل» در «صورت الارض» آورده است: گاه قیمت یک کنیزک یا یک غلام ترک به سه هزار دینار می‌رسید!
این ترکان زرخرید و فرودست پس از این که مراتب ترقی را طی می‌کردند و به قدرت می‌رسیدند، برای خالی کردن عقده‌های انباشته از دوران حقارت‌شان، داد دل از خلق می‌ستاندند. این ترکانِ به قدرت رسیده، در بغداد و بلاد ایران جنگ افروزی‌ها و ویرانگری‌های بسیار کردند. اینان که دست پرورده و مرهون الطاف ایرانیان بودند و ایرانیان برای آن‌ها مال‌های بی‌حساب پرداخته بودند، طریق ناسپاسی و پستی در پیش گرفتند و دست به غارت و یغما زدند!!!
 

 پادشاهان بزرگی چون «احمد بن اسماعیل» و «مرداویج بن زیار» که از مفاخر و امیدهای ایرانیان بودند، به دست این خیانتکاران کشته شدند! چه خاندان‌های اصیل ایرانی که توسط آنان برافتاد و چه آداب و رسوم و عادات ملی که به دست آنان نابود شد!!!
کلمه‌ی «ترک‌تازی» که به معنای حمله آوردن به قصد تاراج و یغماست، برگرفته از تاخت و تاز ترکان غارتگر است.
 اکنون می‌توان پی برد که چرا کلمه‌ی ترک به معنای معشوق زیباروی، دربردارنده‌ی معانی دیگری چون خون‌ریز و بی‌وفا و یغمایی است. «دلبر ختایی» نیز در شعر فارسی به معنای ترک و معشوق زیباروی است چرا که «ختا»، به ناحیه‌ی چین شمالی اطلاق می‌شود که مسکن قبایل بدوی ترک بوده است.
پس آلودگی نژادی در ایران، تنها حاصل حمله‌ی اعراب و اختلاط نژادی با آنان نبوده است بل که خود ایرانیان نیز به سودای رفاه بیش‌تر و نمایش استطاعت مالی خویش، با نژاد ترک درآمیختند و مار در آستین پرورش دادند!
جالب است بدانید که سلطان محمـود غزنـوی که مقتـدرتـریـن پادشاه غـزنـویـان بـوده ، از نـژاد تـرک و نیـز غلام زاده بوده است. چنان که فردوسی بزرگ در هجو او فرماید:

 پرستار زاده نیاید به کار /// اگر چند دارد پدر شهریار


پرستار به معنای غلام است و فردوسی، محمود را غلام زاده نامیده است. چرا که پدر محمود، غلام البتکین، جد مادری محمود بوده است و خود البتکین نیز غلام زرخرید سامانیان بوده که در خدمت آنان به مقام امارت رسید و سپس به منعمین خویش خیانت کرد. هجو نامه‌ی محمود که از فردوسی برجای مانده است، از شاهکارهای مسلم شعر فارسی ست و با خود شاهنامه برابری می‌کند! حتماً آن را بخوانید.»

 

ابرمرد

---------------------------------------

 

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)

 

* شگفتی های خسرو پرویز

ریشه‌یابی زبان اوستا و پارسی  در ارتباط با دیگر زبان‌های هند و اروپایی