تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

آیا زبان عربی, پارسی را توانا کرد؟
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٢٧   کلمات کلیدی: تقویت زبان فارسی ،تفاوت زبان فارسی و عربی ،فارسی و عربی ،توانایی زبان پارسی

آیا زبان عربی زبان پارسی را تواناتر کرد؟

ناگواری زبان فارسی

کورش محسنی

  هر گونه پیوند میان تیره ها و ملل از حسن همجواری گرفته تا جنگهای خونین ، ناگزیر از داد و ستد عناصر فرهنگی خواهد بود که زبان مهمترین عنصر در این میانه است. اگر این درآمیختگیها به بالندگی و باروری زبان یاری رساند و امکانات تازه ای را فراهم نمایند بی آنکه به ساختار پایه ای زبان و فرهنگ ، آسیب برسانند ، بدیهی ست که ارزنده و سودمند هستند. چرا که زبان سره بمعنای زبانی که هیچ اثری از واژگان زبان دیگر نپذیرفته باشد ، زبانی فرو بسته و محدود خواهد بود و شاید تنها در قبایل دور افتاده و جنگل نشین آمازون و آفریقا بتوان چنین زبانهایی یافت. پس زبان سره بدان معنا که بعضی ها در نظر دارند ، هیچ مایه ی افتخاری نخواهد بود و زبان را عقیم و نازا نیز باقی خواهد نهاد.

برخی زبانها چنان توانایی و قابلیتی در خود دارند که زبانهای دیگر را در خود حل میکنند تا آنجا که چیزی از آنها برجا نمی گذارند. اما شوربختانه زبان فارسی با اینکه چنین توانایی و قابلیتی داشته ، ولی درآمیختگی با زبان عربی ، آن را سست و ناتوان ساخته است! فارسی و عربی چه از نظر دو زبان همسایه و چه از دیدگاه دو زبان در قلمرو یک فرهنگ دینی ، ناگزیر از پیوند و داد و ستد فرهنگی و زبانی بوده. این دو زبان ، واژگان بسیاری از یکدیگر گرفته اند. اما در این داد و ستد ، فاجعه ای برای زبان فارسی رقم خورده است که از آن سخن خواهیم گفت.

حقیقت این است که در آمیختگی زبان عربی با زبان فارسی موجب غنای زبان عربی گشته است اما زبان فارسی از این درآمیختگی ، به شدت آسیب دیده و ناهماهنگ و سترون شده است.

چرایی و دلیل این امر آن است که زبان عربی ، هر چه را که از زبان فارسی گرفته ، به درون دستگاه زبانی خود برده و بر طبق دستگاه صرفی خود ، مورد استفاده قرار داده است. اما بدبختانه زبان فارسی ، واژه های عربی را با همه ی ویژگیهای صرفی و زبانی عربی ، به دورن خود آورده است! ژرفای این فاجعه ، قابل توصیف نیست!

 ویژگیهای دستگاه صرفی عربی چنان بر زبان فارسی تحمیل شدند که حتی واژگان فارسی را پیرو اصول زبانی خود کردند! برای نمونه می توان دو واژه ی "فرمان" و "میدان" را نام برد که هنگام جمع بستن آنها می نویسیم: "فرامین" و "میادین"!!! همچنین در فارسی "های تانیث" را در مطابقه ی صفت و موصوف     بکار می بریم و بر سر واژه های فارسی تنوین می گذاریم!
 

این نکته را نیز بگوییم که زبان فارسی در عرصه ی فرهنگ و تمدن جهانی ، تنها از زبان عربی تاثیر نگرفته بلکه از زبانهای ترکی و هندی و سریانی و یونانی و آرامی و حتی در عصر جدید از زبانهای فرانسه و انگلیسی و روسی ، واژه های بسیاری را پذیرفته است. اما اگر کمی دقت کنیم ، آشکار میشود که بیشینه این واژه ها از مقوله ی نام هستند و برای نامیدن چیزهایی بوده اند که با درون شد(داخل شدن) در کشور ما ، نام خود را نیز آورده اند و بنابراین برای آنها واژه های جایگزینی موجود نبوده است. برای نمونه چند واژه را که از یونانی به فارسی وارد شده اند ، می گوییم: الماس ، زمرد ، مروارید ، سپر ، دیهیم ، پیاله ، فنجان ، لگن ، کلید ، لنگر ، صندل ، پسته. 

 این واژه ها نیز از سریانی وارد زبان ما شده اند: کاسه ، شیپور ، تابوت ، توت ، شاقول ، جهود.
این هم چند واژه که از زبان هندی وام گرفته ایم:
شکر ، نارگیل ، کرباس ، شغال ، کوتوال ، لاک.
چند واژه نیز که از ترکی پذیرفته ایم ، نمونه میآوریم:
اتاق ، آذوقه ، اردو ، الاغ.

 اما در میان حجم گسترده از این درآمیختگی های زبانی ، کمتر موردی یافت میشود که ما فعل و قید و صفت و حرف را از زبانی بیگانه گرفته باشیم. معمولاً ما این واژه ها را در جمله ها به کلبد فارسی و با کلبد فعل و قید و صفت فارسی بکار می بریم. برای نمونه همین واژه ی "شکر" را که گفتیم از زبان هندی گرفته ایم ، در نظر بگیرید و ببینید که ما در زبان فارسی چقدر اسم و صفت و فعل مرکب با آن ساخته ایم ، چون: شکر ریز ، شکربار ، شکرشکن ، شکر خوردن ، شکرین ، شکرساز ، شکر سازی ، شکرخیز و نیشکر. اما مصدر شکرسازی را از هندی نگرفته ایم. 

 یا برای نمونه واژه ی الماس که برگرفته از زبان یونانی ست ، آنگاه که در زبان فارسی بصورت "الماس تراشی" در می آید ، نشان از توانایی و قابلیت زبان فارسی دارد که واژه ی الماس را در خود حل کرده و از آن خویش ساخته است. همچنین می توان "کوچیدن" و "چاپیدن" را نمونه آورد  که هر دو از ریشه ی ترکی ، وارد زبان ما شده اند اما مصدر آنها فارسی ست.

 اما همانگونه که پیشتر گفتیم در مورد زبان عربی ، وضع چنین نیست. واژه های عربی با تمام ویژگیهای صرفی خود ، عیناً وارد زبان فارسی شده اند! برای نمونه نگاه کنید به این واژه ها ی عربی که در ریخت های گوناگون خود و بدون هیچ دخل و تصرفی ، زبان فارسی را عرصه ی تاخت و تاز خود قرار داده اند: صدق ، صادق ، مصدق ، صداقت ، تصدیق ، صدیق ، صدیقه. و نمونه ای دیگر: خاص ، اخص ، مخصوص ، تخصیص ، خصوص ، خصایص ، تخصص ، اختصاص. 
 

ببینید که چه بلایی بر سر زبان فارسی آمده است!!! مسئول این ناگواری زبان ، برخی از شاعران و بویژه دبیران و منشیان و ادیبان بوده اند!

 سعدی شیرازی یکی از پایه های استوار زبان پارسی

ابرمرد

* هر گونه برداشت از داده های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز می باشد(کورش محسنی)