ترک و آذری را با هم یکی نکنیم

تفاوت های ترک و آذری 

 بر همگان روشن است که میان واژه و تیره ی  آذری و ترک تفاوت فراوان است. در این جستار کوشش می کنیم با زبانی ساده به شماری از این موارد اشاره کنیم.
 
 نخست اینکه
ترک‌ها از دید دانش زبان‌شناسی و البته ژنتیک هم خانواده و هم‌ریشه با تیره‌ی مغول به شمار می‌آیند. در صورتی که آذری‌ها هم از دید تاریخ‌نگاران پیشین، هم از دید زبان‌شناسانه (زبان آذری باستان) و هم از دید تبار هم‌ریشه با دیگر اقوام ایرانی هستند. اسناد فراوانی از زبان باستانی و بومی آذربایجان پیش از رخنه ی ترک ها برجای مانده است.  
 دو این‌که می‌دانیم آذری‌ها و نام سرزمین آن‌ها که آذربایجان (
آتورپاتکان) است، ریشه در سرزمین ماد کوچک دارند. نام آذربایجان به گفته‌ی استرابو برگرفته شده از نام سردار ایرانی آن یعنی آتروپات است. پیش از آن هم بارها این نام در ایران به کار گرفته شده است (بنگرید به بخش نام آذربایجان و زبان پهلوی آذری در: پان ترکیسم،ایران و آذربایجان)

 سه این‌که به سادگی می‌توان با سنجیدن چهره‌ی هم میهنان آذری‌ دریافت که آذری‌ها با اندک تفاوت طبیعی که آب و هوا به وجود می‌آورد، کاملا همانند دیگر اقوام ایرانی‌هستند و هیچ شباهتی میان قوم آذری و ترکان و تنگ چشمان آسیای میانه وجود ندارد. البته این موضوع به صورت علمی نیز پیش از این بررسی شده است و نتیجه این بوده که حتی کشور ترکیه کنونی که پیش از اشغال به دست ترکان مهاجر آسیای میانه، کشوری کُرد، یونانی، ارمنی، آذری و قفقازی نشین بوده است نیز، تنها 15% از از ژن ترکان راستین تاثیر پذیرفته است. (بنگرید به بخش ژنتیک در: پان ترکیسم،ایران و آذربایجان)

  چهار اینکه در شاهنامه بارها از نام آذرآبادگان یاد شده است. که البته اگر با ادبیات و شعر پارسی و وزن شاهنامه آشنا باشیم درمی‌یابیم که چرا نام آذربایگان به آذرآبادگان دگرگون شده است. همان‌گونه که پیش‌تر گفته شده این نام و ریشه آن آتور (آذر) در ایران و زبان ایرانی و فرهنگ ایرانی یک نام رایج بوده است. ولی از این نام در نوشته‌ها و نامه‌های کهن ترکی هیچ گاه نشانی نمی‌یابیم. نمونه‌ای از به کارگیری نام آذرآبادگان در شاهنامه فردوسی:

 همی تاز تا آذرآبادگان           دیار دلیران و آزادگان

 این بیت در بخش پادشاهی یزدگرد ساسانی آمده است. جایی که یزدگرد از همه بخش‌های ایران زمین آغاز به گردآوری سپاه می‌کند. که یکی از آن بخش‌ها آذرآبادگان است. نغز اینکه در همین بخش و چند بیت پس از آن، ترک‌ها سرراست دشمن ایران و  آذری‌ها شناخته می‌شوند.

و در پایان بخشی از چامه‌ی نظامی گنجوی که پان ترکیست ها کوشش می کنند او را شاعر کشوری جعلی به نام جمهوری آذربایجان (اران) بشناسانند در حالی که وی حتی یک چامه به زبان ترکی هم ندارد و همه‌ی سروده‌های او ریشه در فرهنگ کهن ایرانی دارد:

 تُرکی صِفَت وَفای ما نیست // تُرکانِه سُخن سِزای ما نیست
 آن کز نَسَبِ بُلَند زاید// او را سُخن بُلند باید
به نِفرین تُرکان زَبان بَرگُشاد // که بی فِتنِه تُرکی زِ مادَر نَزاد
زِ چینی بِجُز چینِ اَبروُ مَخواه //ندارند پِیمان مردم نِگاه
سُخن راست گُفتند پیشینیان // که عَهد و وَفا نیست در چینیان
 همه تَنگ چِشمی پَسندیده اند// فَراخی به چَشمِ کَسان دیده اند
خبر نی که مهر شما کین بُوَد// دل تُرکِ چین پُر خَمُ و چین بُوَد
اگر تُرکِ چینی وَفا داشتی // جهان زیرِ چین قَبا داشتی
هَمه عالم تَن است و ایران دِل // نیست گویندهِ زین سُخن خَجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد//دل ز تَن به بود یقین باشد

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است