تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

جشن نوروز
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٠   کلمات کلیدی: نوروز ،تاریخ نوروز ،جشن کهن ،خیام نامه نوروز
 

جشن نوروز

 

 امروزه نوروز بزرگترین جشن باستانی ایرانیان است.  گستره ی این جشن نه تنها در ایران که در میان تیره های گوناگون آریاییست. چه در کردستان و چه در آذرآبادگان و چه در تیره ی بلوچ و فارس و لر و.... این جشن با شکوه بزرگ و درخوری برگزار میشود. و این همان چیزیست که ایرانیان و تیره های آریایی برای یکپارچگی نیازمندند.

 نوروز، جشن ایرانیان از روزگاران کهن پر شکوه ترین جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است که روایت های تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردین یا « فرودگان » است که یاد آور اجداد و نیاکان ما بود و چنان می پنداشتند که در پنج شب ، ارواح پاک مردگان ، برای دیدار سامان  زندگی و روزگار بازماندگان به زمین فرود می آیند و در خانه و آشیانه خویش سرگرم تماشا وسرکشی می شوند . اگرخانه روشن و پاکیزه و ساکنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمی گردند. اما درغیر اینصورت ، آنان اندوهگین وناراحت به جایگاه خویش باز می گردند وتا سال آینده چشم براه  می نشینند.

فردوسی بزرگ درباره ی پیدایش نوروز چنین میگوید:

چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا

بجمشید بر گوهر افشاندند
مران روز را روز نو خواندند

 درباره ی پیدایش نوروز در روایتی دیگر چنین آمده است که نیشکر را جمشید در این روز یافت و مردم از کشف خاصیت آن متحیر شدند . پس جمشید دستور داد تا از ( شهد آن ) شکر ساختند و به مردم هدیه دادند . از این رو ، آن را نوروز نامیدند.

 همچنین گفته شده که اهریمن ، بلای خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید . اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و درپایان  او را شکست داد . آنگاه خشکسالی، قحطی ونکبت را بر روی زمین از ریشه بخشکانید و به زمین بازگشت با بازگشت ویدرختان و هر نهال و چوب خشکی سبز شدند . پس مرد م این روز را « نوروز » خواندند و هر کس به یمن و خجستگی  در تشتی جو کاشت و این رسم سبزه نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان به امروز باقی مانده است.

سر سال نو هرمز فروردین
بر آسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار
بما ماند از آن خسروان یادگار

نوروز در تخت جمشید:

همانگونه که گفته شد‚ یکی از کاربرد های تخت جمشید برگزاری جشن نوروز در آنجا بوده در اینجا به برخی تفصیر های اساطیری نوروز اشاره میشود :

یکی از آنها باورمندی  به فرود آمدن فروهرها در نوروز است. باور دیگر این است که در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمین آمد و در کالبد انسان جای گرفت و در این روز فروهر درگزشتگان به زمین باز میگردد. در اسطوره دیگر آمده است نوروز اولین روز پادشاهی جمشید پس از ساختن قصری با شکوه است و اسطوره دیگر نوروز را روزی میداند که جمشید واحد های اندازه گیری را تایین نمود. واحد اندازه گیری طول 1 بند انگشت (اینچ) در تخت جمشید به کار میرفته که هر واحد آن برابر 2.2 سانتیمتر بوده.

در خیام نامه آمده است :

 چون از امیری جمشید 421 سال گذشت ، جهان از او یکسره راست همی آمد .ایران و ایرانیان هم مطیع و مرید او شدند تا بفرمود گرمابه های بسیار ساختند و سیم و زر از معادن بر آوردند و دیبای ابریشمی بافتند که آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشنی بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردین آید ، آن روز را جشن گیرند.

 

در میان اقوام آریایی که وارد ایران شدند ، جشن سال نو در به دو گونه زیر بوده است :

 آریاییها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو ماه و فصل گرما دارای ده ماه می شد . ولی پس از مدتی ، تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد . در هر یک از این دو فصل جشنی برگزار می کردند که هر دو این جشنها را آغاز سال نو گفته می شد. در جشن نخست که به هنگام آغاز فصل گرما یعنی به هنگامی که گله ها را از آغل به چمنهای سبز و خرم می کشانیدند و از دیدن چهره ی گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد . در این روزها گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می کردند . بر پایه شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می شده و شاید به ریختی که اکنون بر ما نمایان نیست آن را در برج مزبور ثابت نگاه می داشتند .

 جشن نوروز شش روز پشت سر هم دنبال میشد و در این روزها ، سلاطین بار عام می دادند و مهتران خاندان خود را به ترتیب می پذیرفتند و به حاضران عیدی می دادند . در روز نخست سال مردم زود از خواب برمی خواستند ، به کنار نهرها و قناتها و خود را می شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند . صبح قبل از آنکه کلامی گویند ، شکر یا عسل می خورند و برای حفظ بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند.

********************************************************************************************************************

ابزارهایی که در زمان جمشید پادشاه اسطوره ای  ایران ساخته شد:

جنگ افزارهای گوناگون:

بفر کیی نرم کرد آهنا                  ***        چو خود و زره کرد و چون جوشنا

چو خفتان و تیغ و چو بر گستوان   ***        همه کرد پیدا بروشن روان

بافتن پارچه و دوختن و شستن آن:

زکتان ابریشم و موی قز            ***         قصب کرد پرمایه دیبا و خز

بیاموختشان رشتن و تافتن          ***         بتار اندرون پود را بافتن

چو شد بافته شستن و دوختن       ***          گرفتند از و یکسر آموختن

خشت و گچ:

بفرمود پس دیو ناپاک را           ***     بآب اندر آمیختن خاک را

      هر آنچ از گل آمد چو بشناختند     ***       سبک خشت را کالبد ساختند

         بسنگ و به گچ دیو دیوار کرد            ***           نخست از برش هندسی کار کرد

ساختن گرمابه و کاخ:

 چو گرمابه و کاخهای بلند         ***     چو ایران که باشد پناه از گزند

سیم و زر و یاقوت:

   بچنگ آمدش چند گونه گهر          ***       چو یاقوت و بیجاده و سیم زر

پزشکی و درمان:

پزشکی و درمان هر درد مند     ***       در تندرستی و راه گزند

کشتی و دریانوردی:

گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب  ***   ز کشور به کشور گرفتی شتاب


 اما نوروز ، پس از مرگ جمشید نیز به زندگی خود ادامه داد . نوروز از همه ی تاخت و تازهای مغولها، یونانیان، تازیان، ترکها و... جان سالم بدر برد. چرا که نوروز در خون مردمان آریایی جاریست.

هر روزتان نوروز        ****         نوروزتان پیروز