تاریخ ایران و هم‌بستگی تیره‌های ایرانی

مقالات کوتاه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

خوان جشن مهرگان
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٧   کلمات کلیدی: مهرگان ،جشن مهرگان ،سفره جشن مهرگان ،تورج پارسی

در پیرامون سفره ی جشن مهرگان

کورش محسنی

 در پی انتشار نوشتار جشن مهرگان {+در این نشانی بخوانید} در تارکده و در این تارنگار  و به میان انداخته شدن جستاری تازه و نو در باره ی شیوه ی برگزاری جشن مهرگان و همچنین سفره/خوان رنگارنگ ویژه ی این جشن، جناب دکتر تورج پارسی در رایانامه ای  (ایمیل) خواستار بن مایه ای دانشیک و معتبر برای این سخنان شدند.

به هر روی به دلیل اینکه احتمالا برای دیگر خوانندگان ِ این نوشتار نیز، چنین پرسشی پیش آمده خواهد آمد، بایسته دانستم که با پروای ایشان، گفتگویی که درگرفت را به آگاهی خوانندگان برسانم، تا روشنگری در این باره شود و از برداشت های نادرست جلوگیری کرده باشیم.

Quote: تورج پارسی 

" و برپایی سفره ی ِ ویژه ی ِ جشن مهرگان که رنگارنگ است و بر سر آن اوستا/شاهنامه/دیوان حافظ/قرآن، سرمه دان، آیینه، شمع... گذاشته می شود، مرسوم است. پوشیدن پوشاک نو با رنگهای پاییزی چون سرخ/زرد/نارنجی در این جشن شایا(شایسته) است."

 

فرزانه گرامى آقاى محسنى
با درود. مطلب بالا را در سایت شما که درخبرنامه اى هم به نشانى من فرستاده بودىد خواندم. مطلب تازگى داشت ! چرا که سفره ى مهرگانى حتا نزد ما زرتشتیان نیز مهجور افتاده است ، پرسش این است که سفره یا خوان مهرگانى که بر آن اوستا یا قران یا شاهنامه و حافظ مى گذارند در کجا رسم است . از آنجایی که هیچ ماخذى معرفى نکرده اید از شما خواهش مى کنم ماخذتان را براى من بفرستید . نیت ایران دوستانه شما را آگاهى یافته ام اما باید مقوله هاى تاریخى بر اصل امانت دارى علمى به دست قلم سپرده شوند . در انتظار پاسخ شما هستم
با مهر همیشگى
تورج پارسى

 

 

 

Quote: کورش محسنی 

درود بر شما جناب دکتر تورج پارسی

در پیرامون سفره ی ویژه ی جشن مهرگان, بی گفتگوست که دست کم در استان فارس این سفره برپا می گردد. همانگونه که می دانید ما برای سفره ی هفت سین نیز پیشینه ی کهنی نمی توانیم بیابیم و اینکه کردها و زرتشتیان -که هر دو پاسداران دو آتشه ی آیین های کهن ایرانی هستند- این سفره را برپا نمی کنند یا ارمنی ها و افغانی ها وتاجیک ها -که میراث دار بخش بزرگی از فرهنگ ایرانی هستند- آن اقلام همیشگی را بر سر سفره نمی گذارند, خود گواهی استوار براین پرسمان است که این سفره دیرینگی و اصالتی ندارد!

اما چگونه است که می بینیم هم اکنون بسادگی این آیین پذیرفته شده و در سراسر نوشته هایی که به نوروز می پردازد, از این سفره یاد می گردد؟ مگر نه این که کهن ترین گواهی بر چیدن خان هفت سین در نوروز, ارجاعی نه چندان استوار به یک دست نوشته همپیوند به دوران صفوی است؟ و پس از آن نیز گردشگران سده ی 19 براستی بسیار کم از این آیین یاد کرده اند. {
+}پس گویی که سفره ی هفت سین یک آیین نو است که ایرانیان خودخواسته برای گیرایی بیشتر در این سده های پایانی به جشن نوروز افزوده اند. پس به ناچار خود من نیز از بی پایه بودن(ریشه ی کهن) آن هیچ گاه یادی نکرده ام و برای نمونه در جستاری که در پیرامون جشن نوروز نوشته ام به این پرسمان اشاره ای نکرده ام.

برپایی خان ویژه ی جشن مهرگان را پیش از این در گردهمایی هایی دیده ام(در میان زرتشتیان و غیر زرتشتیان) و این خان رنگارنگ که ایرانیان خودخواسته -همچون سفره ی هفت سین به نوروز - به جشن مهرگان افزوده اند می تواند به گیرایی این جشن بیافزاید. همچنین افزودن شاهنامه یا دیوان حافظ یا قرآن بر سر سفره می تواند شمار مخاطبین و برگزار کنندگان این جشن را بیشتر کند یا به سخن دیگر آن را از ریختار مذهبی که دارد به ریختاری ملی و همگانی همچون نوروز درآورد.

ای گرامی! سخن شما سراسر پذیرفتنیست و سزاست, ولی بیاد داشته باشیم که من در این جستار تنها به شایایی برپایی این خان اشاره کرده ام و به هیچ روی سرراست آن را یک آیین کهن و اصیل نشناسانده ام!!!

این گوشزد درخور شما, شوندی شد بر اینکه اگر پروا دهید, در پیرامون برپایی این دو خان(نوروز/مهرگان) و ریشه ی تازه و اصالت نداشتن آنها, در تارنگار خود یک روشنگری داشته باشم و به این گفتگویی که درگرفت نیز اشاره کنم.

با سپاس فراوان و آرزوی پیروزی برای شما
کورش محسنی

 

 

 

Quote: تورج پارسی 

shaadmaan az barxord xardmandaaneh shomaa. dastat raa mifeshaaram. movaafeqam

Baa mehre hamishegi

Vidarebefordrat brev:

 

 

 *هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز است.(کورش محسنی)

 

 

+ درباره ی جشن مهرگان و چگونگی برپایی سفره ی آن

 

 +نوشتاری سودمند و آموزنده پیرامون سفره ی هفت سین از داریوش احمدی(فرهنگ ایران باستان)


 
جشن مهرگان
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۳٠   کلمات کلیدی: جشن مهرگان ،تاریخ مهرگان ،ایزد مهر ،یلدا

جشن مهرگان

کورش محسنی

 جشن «مهرگان» را از دیدگاه ارجمندی می توان تا اندازه ای با جشن نوروز برابر دانست. این جشن دارای ریشه ی کهن تاریخی و استوره ای بوده و به ایزد «مهر» وابسته است و همراه با آیین ویژه ی این ایزد، از میان آریایی ها به خاور رفته و تا امپراتوری روم رخنه کرده است. جشن مهرگان در روم کهن، روز پیدایش خورشید انگاشته شده و پس از رخنه ی آیین ترسایی(مسیحیت) در اروپا، با زادروز مهر توأم گردیده است.(یشت ها، ج۱، ص ۳۹۶)

 جایگاه ایزد مهر در روم باستان چنان بود که ترسایان به ناچار جشن شب چله(یلدا) -یعنی زادروز مهر- را برابر با زادروز مسیح دانستند.!

 این جشن در مهرروز(روز ۱۶ ام هر ماه و ۱۰ مهرماه برپایه ی گاهشماری کنونی!) از مهرماه آغاز می شود و مردم در این روز برای شادباش گویی جشن، به خانه ی خویشان و آشنایان خود رفته و همچون بیشتر جشنهای ایرانی به شادی و خوردن میوه و آجیل و شیرینی می پردازند. خوردن میوه هایی چون انار، سیب، به، عناب، انگور و برپایی سفره ی ِ ویژه ی ِ جشن مهرگان که رنگارنگ است و بر سر سرمه دان، آیینه، شمع... گذاشته می شود، مرسوم است. پوشیدن پوشاک نو با رنگهای پاییزی چون سرخ/زرد/نارنجی در این جشن شایا(شایسته) است. جشن و شادی از ۱۶ مهرماه تا ۶ روز پس از آن دنبال می شود و به گفته ی دیگر روز ۱۶ام «مهرگان کوچک» و روز ۲۱ام «مهرگان بزرگ» است.

 جشن مهرگان براستی آغاز ِ بخش  دوم سال و درونشُد(ورود) به پاییز/زمستان و سرمای بزرگ است و جشن خرمن و گردآوری محصول بشمار می آید. در این جشن همچون نوروز شاهان بارعام می داده اند و پیشکش ها را پذیرا می شدند.

 به نوشته ی کتزیاس نویسنده ی یونانی سده ی ۵پ م و پزشک اردشیر دوم هخامنشی، پادشاهان هخامنشی در روز جشن مهرگان، در باده پیمایی با میخوارگان همراه شده و تنها در این روز پَروای مست شدن می یافتند!. همچنین استرابو گزارش می دهد که شهربان ارمنستان در جشن مهرگان ۳۰ هزار کره اسب برای پیشکش به دربار هخامنشی می فرستاده است.(برهان قاطع، تعلیقات محمد معین، ص ۲۰۶۶)

 در سروده های چامه سرایان پارسی گوی پیش از مغول نیز فراوان به بزرگداشت جشن مهرگان برمی خوریم. در آثار برجای مانده از ابوالفضل بیهقی، به آگاهی هایی پیرامون به مهرگان نشستن مسعود غزنوی برمی خوریم. از آثار منوچهری نیز بر می آید که در زمان سلطان مسعود این جشن با شکوه بسیار برگزار می گشته است. و از همه ارجدارتر سروده های چامه سرایان آذربایجانی چون قطران و خاقانی و ... است که نشان دهنده ی برگزاری پُرشکوه این جشن آریایی/ایرانی در آذربایگان می باشد. برای نمونه قطران یکی از پاسداشت های خود در حق شاه ابومنصور مملان را با این بیت می آغازد:

      هر که دلبند باشد مهر جوی و مهربان     روز او دائم بود نوروز و عید مهرگان

(دیوان قطران تبریزی، ص ۳۴۷)

 افزون بر جایگاه تاریخی که جشن مهرگان دارد، این جشن همچون دیگر جشن های ملی ایرانی، دارای پشتوانه ی استوره ای/افسانه ای نیز می باشد. برجسته ترین جایگاه استوره ای جشن مهرگان همانا پیروزی فریدون و کاوه ی آهنگر بر ضحاک ماردوش و بندی کردن آن ستمگر است.(نک: تاریخ و فرهنگ مینوی، ص ۴۲-۵۱۶)

شماری نیز جشن مهرگان را زادروز «مشی» و «مشیانه»(آدم و حوا) می دانند. به هر روی این جشن همچون دیگر جشنهای ایرانی، با شادی و پایکوبی و پیروزی ِ روشنایی بر تاریکی، و همچنین رهایی از بیدادگری ستمگران، همراه و همپیوند است.

تندیس کاوه ی آهنگر

+ نگاهی به پرسمان خط/جستارهایی بسیار سودمند در تارنگار وزین «یادداشت های آریو بزرن»

*هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام  نویسنده و نشانی تارنگار مجاز میباشد.(کورش محسنی)


 
آیین جشن مهرگان
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱٩   کلمات کلیدی: جشن مهرگان ،آیین جشن مهرگان ،مراسم جشن مهرگان ،مهر

اگر به دنبال پرسش و پاسخ با دکتر تورج پارسی پیرامون سفره ی جشن مهرگان هستید کلیک کنید

 

مراسم جشن مهرگان


مهرگان مانند نوروز مراسمی با شکوه داشت. یکی از این مراسم، استفاده از روغن "بان" است که بر بدن می مالیدند برای تیمن و تبرک و هفت میوه شکر، ترنج، سیب بهی، انار، عناب، انگور سفید و کنار تهیه می کردند. چرا که اگر هر کسی در این روز از هفت میوه مذکور بخورد و روغن بان بر بدن بمالد و گلاب بپاشد در آن سال از آفات و بلاها مصون می ماند. در این روز زرتشتیان لباس نو به رنگ های زرد و سرخ و نارنجی پاییزی می پوشیدند و سفره الوان می گستردند و بر آن کتاب اوستا، آیینه، سرمه دان، سبویی شراب، شیشه گلاب و مخصوصا انار و همچنین گل نیلوفر می چیدند. آتش های بزرگ برپا می کردند و به رقص و پایکوبی می پرداختند و اسپند در آتش می ریختند. مراسم دید . بازدید در این روز برگزار می شد و کوچکتر ها به دیدن بزرگترها می رفتند. به کودکی که در ماه مهر به دنیا می آمد نامی می نهادند که با مهر ترکیب شده باشد، مانند مهریار، مهرشید، مهرنوش، مهرپاد، مهرداد، مهربان و ...



نام بابلی ماه مهر "تشری"، به معنای خدای آفتاب است و ماه زرتشتی آن "ماه مهر" بوده و در ماه های ارمنی هم به این ماه "مهکان" می گفتند.



ایرانیان در ماه مهر جشن بزرگی می گرفتند که 6 روز طول می کشید. شاید این 6 روز با آنچه که در کتاب مقدس به عنوان دوره های آفرینش آمده است ارتباط داشته باشد. روز 16 مهر مهرگان کوچک و روز 21 مهر مهرگان بزرگ نام داشت. عده ای از ایرانیان معتقد بودند که در روز مهرگان مشیا و مشیانه (آدم و حوا) تولد یافته اند.



جشن مهرگان در همه آسیای صغیر هم معمول بوده و از آنجا به اروپا رفته است. به طوری که جشن مهرگان در روم باستان نیز وجود داشته و به عنوان روز ولادت خورشید مغلوب ناشدنی نام گرفته است. روز پایانی جشن که بیست و پنجم اکتبر است را روز ولادت مسیح قرار دادند.



مهرگان جشنی است که در آن سپیدی بر سیاهی، خورشید بر تاریکی و جهل پیروز می شود. جشن مهرگان جشن بازیابی آزادی و رهایی از ستم ظالمان و جشن پیروزی نیکی بر بدی است.


 
جشن مهرگان3
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱٤   کلمات کلیدی: جشن مهرگان ،الهه مهر ،ایزد مهر ،بزرگداشت ایزد مهر

جشن مهرگان

***

 

در فرهنگ اصیل ایران باستان پنچ جشن با اهمیت وجود دارد که عبارتند از: نوروز، مهرگان، تیرگان، یلدا و سده. در تقویم ایران باستان که کوروش کبیر ایجاد کرده بود، هر روز از ماه دارای نامی است و روز شانزدهم هر ماه روز مهر نام دارد. در هر ماه مردم روزی را که نامش با نام ماه یکی می شد ، جشن می گرفتندو آن روز را گرامی می داشتند. روز مهر از ماه مهر ، روز جشن مهرگان نام دارد.



مهر در معنی لغوی، مهر، محبت و پیوستن معنا دارد و مهرگان نزد برخی اقوام کهن ایرانی از نوروز نیز مهمتر بود و دلایل این اهمیت، منسوب بودن مهرگان به الهه مهر (میترا) بود، که فرشته مهر و دوستی و عهد و پیمان و مظهر نور و روشنایی بود. و آنچنان تقدسی نزد آریایی ها داشت که کیش پرستش مهر بوجود آمد و از ایران به بابِل و سپس به اروپا رفت و آیین میترایسم شکل گرفت که منجر به شکل گیری برخی از طرق عرفانی شد. و در نهایت یکی از سرچشمه های مهم مسیحیت گردید.



به عید میترا عید "بغ" نیز می گفتند. چرا که بغ به معنای خداوند است و بعد ها به میترا تبدیل شده است. جالب است بدانید که پایتخت کشور عراق که بغداد نام دارد، یک اسم کاملا پارسی است به معنای خداداد!

مهر در اندیشه های کهن واسطه میان فروغ ازلی و فروغ پدید آمده (آفریدگار و آفریدگان) بود و چون مظهر نور بود، به مفهوم خورشید نیز به کار می رفت. مهر حامی صلح و صفا و ضامن عهد و پیمان و همچنین نگهبان کشتزارها و کاشتها و پاسدار مردم و بخشنده آرامش به سرزمین ایران بود.



در دوران تسلط آیین زرتشت با اهمیت یافتن مقام اهورامزدا و عمومیت یافتن آیین یکتا پرستی از مقام مهر به تدریج کاسته شد و از آن پس مهر تنها به عنوان فرشته ای بلند پایه ستایش می شد و به ایزد مهر مشهور شد. و مقام او بر بالای کوه تلبرز تصور می شد که بر گردونه 4 اسبه خویش از کوه خاور به باختر می شتافت. و جهان را سرشار از نور و روشنایی و برکت می ساخت.



مهرگان روز بزرگداشت ایزد مهر بود و این جشن ملی در سراسر ایران با شکوه و جلال خاصی برگزار می شد.



روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر بفزا ای نگارِ مهر چهرِ مهربان



گذشته از عقاید مذهبی قدرتمندی که در پس اینگونه جشن ها نهفته است، یک پیشینه تاریخی و پس زمینه فرهنگی نیز پشتوانه آن است.



ایرانیان در طول تاریخ خود راه درازی را پیموده اند، هم در این راه شکل گرفته اند و هم به این راه شکل داده اند. این شکل و شمایل نه چندان مایه فخر و مباهات است و نه چندان مایه سر شکستگی و خواری. هر چه هست تاریخ ملتی است که ساختار روانی و اجتماعی ویژه خود را دارد. تاریخ ملت ما با آیین مناسکی عجین شده است که به زندگی انسان ایرانی در طی قرون متمادی معنا بخشیده اند و اصولا از کارکردهای اسطوره ها هویت بخشی و معنا دادن به زندگی است. زبان اسطوره زبان راز و رمز است. ذهن انسان را از ظاهر به باطن معطوف می کند و از گذشته به حال و از حال به آینده توجه می دهد. گویی بیانگر آمال، آرزوها و آرمان های یک قوم است. اسطوره ها غایت آرزوهای اقوام را تعریف می کنند و به زندگی جهت می بخشند.



یاد آوری این جشن ها می تواند تا حدودی معرفت به خود را سبب شود، به خصوص برای ملتی که ریشه در ژرفا دارد.



در همه اعیاد و مناسک ایران باستان اندیشه و تفکری جاری و ساری است که به این جشن ها رنگ و بوی معنوی عجیبی می بخشد. آیین ها و مناسبت ها همه نمادی از حرکت هایی در تاریخ قوم ایرانی است. که در ادبیات این قوم نیز تجلی یافته است.



مثلا تیرگان سالروز حرکت تاریخی آرش کمانگیر است بر علیه ظلم و جور حاکم. حرکت او یک حرکت چند بعدی به معنای کامل است که در قالب اسطوره و شعر هم به آن پرداخته شده است.



در مورد فلسفه جشن مهرگان هم نظریه های بسیاری موجود است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنم:

1) روز مهر روزی است که خداوند زمین را بگستراند و روح را در کالبد اجساد دمید.

2) در این روز فرشتگان به کمک کاوه آهنگر رفتند تا بتواند بر ضحاک ستمگر غلبه کند و او را شکست دهد و در همین روز بود که فریدون بر تخت پادشاهی نشست.

3) در این روز فریدون ضحاک را در بابِل گرفت و به کوه دماوند فرستاد تا او را در بند کنند و به سبب اتفاق جشن گرفتند، آن را عید نام نهادند و از آن پس حکام بر رعایای خود مهر می ورزیدند و محبت می کردند.

4) پادشاهی به نام مهر در زمانهای دور می زیسته که بسیار ظالم بود. در اواسط مهر ماه به جهنم واصل می گردد و به همین دلیل نام این روز مهرگان به معنای مردن پادشاه است.

5) اردشیر بابکان در این روز تاجگذاری کرده است. تاج او به شکل چهره آفتاب است وازآن روز به بعد پادشاهان در این روز تاجگذاری می کردند.



آنچه بیش از هر چیز رخ می نماید، نقطه مشترکی است که در تمام جشن های ایرانی می توان سراغ گرفت. اگر شب دراز است به ایان می رسد (یلدا) ، زمستان دراز و تازیانه های سرما خواهد رفت (نوروز)، ظلم و بیداد ضحاک ها و افراسیاب ها نابود خواهد گشت (تیرگان و مهرگان) و سر انجام آنچه می ماند، روشنایی، زیبایی، ایثار، محبت، و نام نیک است. در واقع جشن های ایرانی بیانگر آرزوهای ملت ایران برای آزادی از ظلم و بیداد است. و پاسداشت ارزشهای متعالی انسانی و روشنگر نور امید در دلهای ستمدیدگان.