آیا زبان عربی, پارسی را توانا کرد؟

آیا زبان عربی زبان پارسی را تواناتر کرد؟

ناگواری زبان فارسی

کورش محسنی

  هر گونه پیوند میان تیره ها و ملل از حسن همجواری گرفته تا جنگهای خونین ، ناگزیر از داد و ستد عناصر فرهنگی خواهد بود که زبان مهمترین عنصر در این میانه است. اگر این درآمیختگیها به بالندگی و باروری زبان یاری رساند و امکانات تازه ای را فراهم نمایند بی آنکه به ساختار پایه ای زبان و فرهنگ ، آسیب برسانند ، بدیهی ست که ارزنده و سودمند هستند. چرا که زبان سره بمعنای زبانی که هیچ اثری از واژگان زبان دیگر نپذیرفته باشد ، زبانی فرو بسته و محدود خواهد بود و شاید تنها در قبایل دور افتاده و جنگل نشین آمازون و آفریقا بتوان چنین زبانهایی یافت. پس زبان سره بدان معنا که بعضی ها در نظر دارند ، هیچ مایه ی افتخاری نخواهد بود و زبان را عقیم و نازا نیز باقی خواهد نهاد.

برخی زبانها چنان توانایی و قابلیتی در خود دارند که زبانهای دیگر را در خود حل میکنند تا آنجا که چیزی از آنها برجا نمی گذارند. اما شوربختانه زبان فارسی با اینکه چنین توانایی و قابلیتی داشته ، ولی درآمیختگی با زبان عربی ، آن را سست و ناتوان ساخته است! فارسی و عربی چه از نظر دو زبان همسایه و چه از دیدگاه دو زبان در قلمرو یک فرهنگ دینی ، ناگزیر از پیوند و داد و ستد فرهنگی و زبانی بوده. این دو زبان ، واژگان بسیاری از یکدیگر گرفته اند. اما در این داد و ستد ، فاجعه ای برای زبان فارسی رقم خورده است که از آن سخن خواهیم گفت.

حقیقت این است که در آمیختگی زبان عربی با زبان فارسی موجب غنای زبان عربی گشته است اما زبان فارسی از این درآمیختگی ، به شدت آسیب دیده و ناهماهنگ و سترون شده است.

چرایی و دلیل این امر آن است که زبان عربی ، هر چه را که از زبان فارسی گرفته ، به درون دستگاه زبانی خود برده و بر طبق دستگاه صرفی خود ، مورد استفاده قرار داده است. اما بدبختانه زبان فارسی ، واژه های عربی را با همه ی ویژگیهای صرفی و زبانی عربی ، به دورن خود آورده است! ژرفای این فاجعه ، قابل توصیف نیست!

 ویژگیهای دستگاه صرفی عربی چنان بر زبان فارسی تحمیل شدند که حتی واژگان فارسی را پیرو اصول زبانی خود کردند! برای نمونه می توان دو واژه ی "فرمان" و "میدان" را نام برد که هنگام جمع بستن آنها می نویسیم: "فرامین" و "میادین"!!! همچنین در فارسی "های تانیث" را در مطابقه ی صفت و موصوف     بکار می بریم و بر سر واژه های فارسی تنوین می گذاریم!
 

این نکته را نیز بگوییم که زبان فارسی در عرصه ی فرهنگ و تمدن جهانی ، تنها از زبان عربی تاثیر نگرفته بلکه از زبانهای ترکی و هندی و سریانی و یونانی و آرامی و حتی در عصر جدید از زبانهای فرانسه و انگلیسی و روسی ، واژه های بسیاری را پذیرفته است. اما اگر کمی دقت کنیم ، آشکار میشود که بیشینه این واژه ها از مقوله ی نام هستند و برای نامیدن چیزهایی بوده اند که با درون شد(داخل شدن) در کشور ما ، نام خود را نیز آورده اند و بنابراین برای آنها واژه های جایگزینی موجود نبوده است. برای نمونه چند واژه را که از یونانی به فارسی وارد شده اند ، می گوییم: الماس ، زمرد ، مروارید ، سپر ، دیهیم ، پیاله ، فنجان ، لگن ، کلید ، لنگر ، صندل ، پسته. 

 این واژه ها نیز از سریانی وارد زبان ما شده اند: کاسه ، شیپور ، تابوت ، توت ، شاقول ، جهود.
این هم چند واژه که از زبان هندی وام گرفته ایم:
شکر ، نارگیل ، کرباس ، شغال ، کوتوال ، لاک.
چند واژه نیز که از ترکی پذیرفته ایم ، نمونه میآوریم:
اتاق ، آذوقه ، اردو ، الاغ.

 اما در میان حجم گسترده از این درآمیختگی های زبانی ، کمتر موردی یافت میشود که ما فعل و قید و صفت و حرف را از زبانی بیگانه گرفته باشیم. معمولاً ما این واژه ها را در جمله ها به کلبد فارسی و با کلبد فعل و قید و صفت فارسی بکار می بریم. برای نمونه همین واژه ی "شکر" را که گفتیم از زبان هندی گرفته ایم ، در نظر بگیرید و ببینید که ما در زبان فارسی چقدر اسم و صفت و فعل مرکب با آن ساخته ایم ، چون: شکر ریز ، شکربار ، شکرشکن ، شکر خوردن ، شکرین ، شکرساز ، شکر سازی ، شکرخیز و نیشکر. اما مصدر شکرسازی را از هندی نگرفته ایم. 

 یا برای نمونه واژه ی الماس که برگرفته از زبان یونانی ست ، آنگاه که در زبان فارسی بصورت "الماس تراشی" در می آید ، نشان از توانایی و قابلیت زبان فارسی دارد که واژه ی الماس را در خود حل کرده و از آن خویش ساخته است. همچنین می توان "کوچیدن" و "چاپیدن" را نمونه آورد  که هر دو از ریشه ی ترکی ، وارد زبان ما شده اند اما مصدر آنها فارسی ست.

 اما همانگونه که پیشتر گفتیم در مورد زبان عربی ، وضع چنین نیست. واژه های عربی با تمام ویژگیهای صرفی خود ، عیناً وارد زبان فارسی شده اند! برای نمونه نگاه کنید به این واژه ها ی عربی که در ریخت های گوناگون خود و بدون هیچ دخل و تصرفی ، زبان فارسی را عرصه ی تاخت و تاز خود قرار داده اند: صدق ، صادق ، مصدق ، صداقت ، تصدیق ، صدیق ، صدیقه. و نمونه ای دیگر: خاص ، اخص ، مخصوص ، تخصیص ، خصوص ، خصایص ، تخصص ، اختصاص. 
 

ببینید که چه بلایی بر سر زبان فارسی آمده است!!! مسئول این ناگواری زبان ، برخی از شاعران و بویژه دبیران و منشیان و ادیبان بوده اند!

 سعدی شیرازی یکی از پایه های استوار زبان پارسی

ابرمرد

* هر گونه برداشت از داده های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار، مجاز می باشد(کورش محسنی)

/ 17 نظر / 166 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسلمان شيعه ايرانی

این وضعیت تا زمان حمله مغول ادامه داشت. بعد از اون فارسی دچار ضعف شد و اگر چه حکام مغول و ترک متأثر از فرهنگ کهن ایران مجدداً در احیای این زبون ایفای نقش کردن اما هیچوقت به درجه و اعتبار گذشته برنگشت.سرگذشت همین واژه الماس که شما اشاره کردین شاید دلیلی بر این مدعا باشه. میگن اصل کلمه ماس بوده که در زمان ضعف اولیه، زبان عربی از زبونای ایرانی وام گرفته و اونو به شکل الماس در آورده. بعد عربی قوی شده و فارسی ضعیف و همین کلمه به صورت الماس مجدداً از عربی به فارسی برگشته و تلفظ قدیم اون منسوخ شده. بعدها و پس از انحطاط و فترت ایجاد شده در زبان عربی برای دومین بار الماس به اون زبون راه پیدا کرد و هم اکنون در عربی به آن الالماس میگن.

مسلمان شيعه ايرانی

حالا با این همه کلمه وارد شده یکی دو تا دستور صرفی هم وارد بشه و کنار دستورای صرفی زبون فارسی قرار بگیره نمیدونم چرا ما رو بدبخت میکنه ؟ و به کجای زبون فارسی امروز لطمه وارد میکنه. اتفاقاً من فکر میکنم که فارسی از خیلی نظرا حتی از زبون انگلیسی هم کاملتره(وای به حال زبون متکلف و غامض عربی). مثلاً تعداد زمانها در انگلیسی به شانزده زمان میرسه که صرف افعال رو سخت میکنه ( مثلاً برای آنکه آینده در گذشته کامل استمراری فعل رفتن را صرف کنیم باید یک جمله بنویسیم) . در حالی که در فارسی زمانها بسیار ساده بیان میشن و حتی تو فارسی محاوره ای(که به نظر من از نوع نوشتاری کاملتره) زمانها ساده تر هم شدن. مثلاً ما ماضی نقلی رو دیگه تو گفتمان به کار نمیبریم .(وقتی واسه غذا خوردن بهمون تعارف میکنن به جای اونکه بگیم: من غذا خورده ام میگیم:من غذا خوردم).

مسلمان شيعه ايرانی

تو زبون پارسی باستان مذکر و مونث بوده که به دلیل زائد بودن امروزه خبری ازش نیست( مثلا به سگ ماده میگفتن اسپاکو و به نرش اسپاک). مقایسه کنید با عربی که تموم دنیا رو تو زبونش به مذکر و مونث تقسیم کرده و تا اونجا پیش رفته که واسه در و دیوار و چه میدونم اشیاء بی جون هم مذکر و مونث مجازی تعریف کرده و شما واسه عربی گفتن و درست ادا کردن افعال و جملات ناچاری که بدونی مثلا کتاب مذکره یا مونث؟! لاستیک اتوموبیل مذکره یا مونث؟! وخیلی چیزای دستو پاگیر دیگه.

پریسا

اه و صد افسوس ........

yek irani

maghe shak dari ke arabi farsi ro gani kardeh...kalamateh arabi ro azash hazf kon...baghimnodash be jok shabih mishavad

yek irani

Aga jan khodetoono ham bokoshin in zabaneh farsi zabaneh besiyar natavani ast aghe gabool nadarin torki va arabi yad beghirin...aghe tasob cheshetoono kor nakardeh bashe..va mogayeseh koni az rooyeh badeh mede ham harf nazanin

yek irani

Khodetono bokoshinam..onayeh ke to in mamlekat torki harf miznand tork hastand va shebe in mamlekat shoma zamaneh reza palani be komakeh ajnabi kodeta kardin va ono gasb kardin

یک ایرانی

درود بر شما هم میهن گرامی کوروش من نیز با شما بر آسیب دیدن زبان رسمی کشورمان پارسی از زبانهای بیگانه دیگر بویژه زبان یورشگران بیابانگرد همداستانم. یک بار نامه را از دوران قاجار بر روی شبکه اینترنت می خواندم آنچنان پر از واژگان بیابانگردان بود که یارای برقراری ارتباط با آنرا نداشتم. ببینید این زبان تا بدانجا در زبان کشورمان رسوخ نموده که ما پارسی را به شیوه آنان فارسی می دانیم و می خوانیم. به هر روی در کشور کوروش بزرگ گروههای نژادی گوناگونی هستند که هریک گویش و زیان ویژه خویش را دارند اما از میان آنان زبان پارسی زبان رسمی کشور است این دلیلی بر پاس نداشتن دیگر گویشها و زبانهای کشور کوروش بزرگ نیست و من با دیدگاه دوستمان فرشید همداستان نیستم. همه زبانها و گروههای ایرانی در جای خویش پاس داشتنی و گرامیند اما امروزه سخن بر سر زبان پارسی است. خوشبختانه تلاشهای ارزنده ای برای زنده شدن زیان پارسی و زدون واژگاه بیگانه از آن آغاز گردیده است. من از متن شما وازه درودن شد را به جای وارد شدن فراگرفتم و بر این باورم که همه اگر بخواهیم می توانیم آن رخداد ناگواری را که شما بر گردن سراینده ها و دبیران اند

یک ایرانی

خته اید جبران نماییم. دشواری این تلاش از آنجا بیشتر می شود که بسیاری از هم میهنانمان برای زبان بیابانگردان پاسداشت کیش و آیینی دارند اما به هر روی هر راهی را آغازیست و ما در آغاز باشد که با گرد هم آمدن ایرانیان (با هر گرایش و کیش آیینی) بر گرد پیشینه درخشانمان که زبان پارسی بخشی از آن است بتوانیم به شکوه و درخششی به سان گذشته برسیم. پاینده میهنمان کشور کوروش بزرگ

تات

اینقدر در بحثهای علمی به زبانها و لهجه های دیگر توهین نشود آیا زبان عربی در کشورهای عربی با 1/12 کل مساحت جهان مثل قارچ یک شبه ظهور پیدا کرد. آیا ترکها با 400000000 نفوس در جهان و در یک جغرافیایی عظیم یک شبه زبان ترکی را کشف کردند. مطمئن باشید در دنیای کنونی با وجود تکنولوژی های جدید الکترونیکی و کامپیوتری ( کلمه من درآورده "رایانه") و شناخت DNA کسی وجود یک امپراطوری دروغین مثل ساسانیان و یا کوروش را باور ندارد این منطقه از زمان پیدایش توسط اسکندر و سلوکیان و بعدا توسط اعراب و هزار سال (ده قرن) توسط ترکها اداره شد. کلماتی مانند کوروش و داریوش وایران در زمان همین شاهان پهلوی توسط تعدادی مفنگی رویاپرداز بوجود آمد همان افسانه ای که در شاهنامه آرزو میکردند.