بازی چوگان

تاریخچه ی بازی چوگان

 

کورش محسنی

 

 

 در تاریخ ایران نخستین باری که از بازی چوگان سخن رفته, هم‌پیوند است با افسانه های پیرامون بنیانگذار فرمانروایی ساسانی در «کارنامه ی اردشیر بابکان». اردشیر نوجوان زمانی به دربار اردوان – واپسین شاه اشکانی - رفت, شاه فرمان داد «هر روز با فرزندان او و بزرگان به نخچیرگاه و چوگان بازی برود و اردشیر نیز چنین می کرد. به یاری یزدان در چوپیکان (چوگان) بازی و سواری و شَترَنگ (شطرنج) و نیواَرتَخشیر (نَرد) و دیگر فرهنگ‌ها بر همه‌ی ایشان چیره بود». (کارنامک اردشیر بابکان, کسروی, ص 9)


 

 از همین سند و دَستکی که برجای مانده، بی گمان می توان پی برد که این بازی ها پیشتر از زمان ساسانی در ایران وجود داشته اند. هر چند همانگونه که در جستار پیرامون بازی شترنگ{+} آورده ام، نشانه هایی وجود دارد که بازی شَترَنگ در زمان ساسانی از هند به ایران آورده شده است. ولی با بهره گیری از همین بازگویی درخواهیم یافت که - همانگونه که در جستار پیشینه‌ی بازی شطرنج آوردم - بازی شَترَنگ، یک بازی ایرانی بوده که نخست به هند راه یافته و سپس در زمان ساسانی به ریختی فراگیر از هند به ایران بازمی گردد. به هر روی باید گوشزد کرد که هرمز, نوه ی اردشیر پاپکان در همان اثر، چوگان بازی چالاک و زبردست شناسانده می شود. (همان, ص 70-71)

 

 پیشینه ی این بازی را در ایران می توان با بهره گیری از چندین سند و دَستَک به زمان هخامنشیان یا حتی پیش از آن نیز کشانید. گواه نخست فردوسی و شاهنامه ی اوست که شاهان و کهرمانان افسانه ای چون لهراسب و سیاوش و... را آشنا به بازی چوگان برمی شمارد.

 

  نظامی در شرف نامه، داستانی را به نظم کشیده است که درآن زمانی که اسکندر آهنگ یورش به ایران را می کند, داریوش سوم گوی و چوگانی برای او می فرستد و به خوارداشت او می پردازد. در تاریخ بلعمی نیز به گونه ای به این پُرسمان پرداخته شده است و پیغام داریوش سوم به اسکندر چنین آمده:

«تو کودکی, اینک چوگان و گوی فرستادم, بازی کن و ز ملک دست بازدار...» (تاریخ بلعمی, ص 695)

 

  گویا گزنفون نیز به گونه ای به این بازی، در زمان هخامنشیان اشاره دارد. (تمدن هخامنشی, ص 306) شماری نیز به شَوَند سردرگمی و دل استوار نبودن، آن را یک بازی ایرانی/هندی خوانده اند. (تحقیقاتی درباره ی ساسانیان, ص81)

 

  نغز است پان ترکها – که در زمینه ی پروژه ی تمدن خواری پُرآوازه اند - از چوگان نیز دست برنداشته‌اند. ایشان همچون گذشته بدون در دست داشتن حتی یک مدرک یا سند معتبر و تنها با بازی با واژگان و ریشه یابی های شگفت و مضحک! کوشیده اند تا به اصلاح واژه ی «چوگان» را مشتق از واژگان ترکی همچون «چاپماق»(چپاول) و «چاپیلان» و «چاپیلقان» انگاشته و سپس آن را به سود شهریگری پنداری تُرکی ضبط نمایند. تُرک شناسان خود به مضحک بودن چنین نگره هایی باور دارند، چنانکه ب.آ.گردلفسکی تُرک شناس در هنگام گفتگوی پیرامون ترکان می نویسد که بازی چوگان را ترکان و اعراب از ساسانیان/ایرانیان گرفته اند.

 

 بازی ایرانی چوگان از چنان جایگاهی در میان ایرانیان برخوردار بود که شرح آن در آیین‌نامگ آمده است. این کتاب به نوشته ی مسعودی چند سد هزار برگ بوده که شوربختانه از بین رفته است و از ترجمه ی آن که به کوشش ابن مقفع انجام شده بود نیز نشانی در دست نیست. ولی دو قطعه از آن که در پیرامون سوارکاری است از ترجمه ی ابن مقفع در عیون الاخبار ابن قتیبه ی دینوری –درگذشته نیمه ی سده ی 3 ه- بازگو گردیده است:

 

«در کتاب آیین خواندم راجع به بهترین ضربت با چوگان که نخست گوی را باید با ضربه ی تُند زد و در همان زمان دست را تا نزدیک گوش برگرداند و چوگان را تا بخش پایین سینه متمایل کرد و ضربت را با احتیاط و دقت و توجه از پهلو وارد نمود و باید تنها از نوک چوگان بهره گرفت و راه حرکت گوی را ت اهدف پایانی حفاظت کرد. سپس باید گوی را از جایی که واقع شده با چوگان زد و کوشید ضربت را از زیر تنگ اسب و از سوی بخش بالای سینه ی او با نیروی میانه وارد نمود. باید برای رسیدن به آماج(هدف) کوشش کرد و پیروز شد... و چوگان نباید به زمین برخورد کند و نباید در بهره از چوگان به علت ناشی بودن آن را شکست و نباید پای اسب را زخمی نمود و باید مواظب بود تا به کسی که در میدان همراه می تازد آسیبی نرسد و اسب را در حالی که به شتاب می دود خوب راند و از افتادن از اسب و تصادم دوری کرد و از خشمناک شدن و دشنام دادن و تُند خویی و درگیری پرهیز نمود... و کسانی را که روی دیوارهای میدان نشسته اند نباید راند; زیرا پهنای میدان بدین منظور 60 ذراع گرفته شده تا چوگان بازان به کسانی که روی دیوارهای میدان نشته اند برخورد نکنند و آنها را نیندازند...». (تحقیقاتی درباره ی ساسانیان, ص 79-80)

 

اشاره ی دیگر که نشانه ی کرامندی این بازی در میان ایرانیان وساسانیان است در کتاب المحاسن و الاضداد جاحظ وجود داد که درباره ی پیشکش هایی است که در میان خسروپرویز و پادشاه روم داد و ستد شده است:

 

«در روز نوروز پادشاه روم یک سواره نظام از زر که بر پشت اسبی از سیم جای داشت به پرویز بخشید. چشم های اسب از عقیق سفید و مردمک چشم سیاه رنگ و یال و کاکُل و دُم او از موهای سیاه و در دست سوار چوگانی زرین و پهلوی او میدانی از سیم. در میان میدان گویی از استخوان شاخ, و میدان بر پشت دو گاو نر سیمین جای داشت. آبی به ریخت ادرار از اسب بیرون می شد و در زمان ریزش آب چوگان به گوی برمی خورد و آن را به کنار میدان پرت می کرد و با جنبش چوگان و گوی, گاوها و میدان نیز به جنبش درآمده و سوار به شتاب می تاخت». (همان ص 84)


نظامی گنجوی در خسرو و شیرین، چوگان بازی شیرین و دختران همراهش با خسرو و گروهی از ندیمانش را به تصویر کشیده است:

 

         چو شیر ماده آن هفتاد دختر               سوی شیرین شدند آشوب در سر


به مردی هر یکی اسفندیاری           به تیر انداختن رستم سواری


به چوگان خود چنان چالاک بودند              که گوی از چنبر گردون ربودند


چو در بازیگه میدان رسیدند              پری رویان زشادی می پریدند


روان شد هر مهی چون آفتابی              پدید آمد زهر کبکی عقابی


چو خسرو دیدگان مرغان دمساز                چمن را فختند و صید را باز


به شیرین گفت هان, تارخش تازیم                 در این پهنه زمانی گوی بازیم


ملک را گوی در چوگان فکندند                      شگرفان شور در میدان فکندند...


ز یک سو ماه بودو اخترانش                  ز دیگر سوشه و فرمانبرانش


گوزن و شیر بازی نمودند                  تذرو باز غارت می فزودند


گهی خورشید بردی و گوی و گه ماه                گهی شیرین گرودادی گهی شاه...

(خسرو و شیرین, ص248-49)

 

 چوگان را -همانگونه که آورده شد- ترکان از ایرانیان گرفتند و از زمان شکست ساسانیان به میان تازیان و جهان اسلام نیز راه یافت. از تازیان نخستین کسان عباسیان بودند که چوگان بازی کردند. (تاریخ تمدن,ج3,ص269) تازیان نام چوگان را معرب کرده و آن را «صولجان» خواندند! چنانکه در الفهرست در فهرست کتابهایی که راجع به فنون جنگی بود و برای مامون خلیفه نگارش یافته, از کتابی به نام آیین الضرب بالصوالجه(آیین چوگان بازی) که از پهلوی به زبان تازی درآمده بود نام برده شده است. (الفهرست, ص 557-58)

 

* هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی مجاز است.(کورش محسنی)

/ 14 نظر / 160 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کيومرت

اصلاح ای ميل

شارمین مهرآذر

یاران و دوستان گرامی برای نجات جان جوانان میهن بپاخیزید و برای اعتراض به اعـــــدام به امضا کنندگان پتیشن جهانی ضد اعدام به پیوندید در آینده این پتیشن به سازمان ملل ارسال خواهد شد. یاران و ایرانیان آزاده بپاخیزید و لوگویی را که در آدرس زیر قرار داده شده را در تارنگارتان به عنوان اعتراض قرار دهید . جدای از هرگونه باور مذهبی و سیاسی به بیش از 5000 هزار امضا کننده بپیوندید و از این عمل غیر انسانی جلوگیری کنید. این پتیشن بوسیله شهرام همایون مدیر کانال یک و با تائید افرادی همچون دکتر علیرضا نوریزاده به مورد اجرا گذاشته شده است. هم میهن بپاخیز www.nasl-man.blogspot.com

مزدک

پاینده ایران هنگامی که یک اخوند در باره پان ایرانیست می نویسد.... نوشتار : "همه ما باد پان ایرانیست باشیم" از حجت الاسلام جهانگیر محمودی را در تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان بخوانید.

کلور

درود بر کورش گرامی. هر وقت به وبلاگم سر ميزنم تاسف ميخورم.وقتی ميبينم عده ای تجزيه طلب عقده ای بخاطر اينکه من در مورد شهر پدری ام مطلب مينويسم به من توهين ميکنند.بدون اينکه برای فحش دادنشان دليلی بياورند خيلی ناراحت ميشوم.نه به خاطر توهين به من. به خاطر کج فهمی اين افراد ناراحتم.اما هر وقت نام تو را در کامننت ها ميبينم خوشحال ميشوم که به من سر زدی و بهانه ای ميشود تا به وبلاگت بيايم و چيز جديدی ياد بگيرم.ممنون از مطلب زيبايت

مزدک (تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان)

درود کوروش گرامی ایکاش برخی از نوشتارهای تاریخی را در چارچوب پی دی اف برای دانلود در تارنما می گذاشتی چون امکان کپی کردن از نوشته هایت وجود ندارد.باید در نشر هر چه بیشتر این نوشته ها کوشید. ##دانلود کتاب ‌"شریعتی،فریب بزرگٍ قرن ما" از دکتر سیاوش اوستا ## شناخت بهتر و دیگرگونه ی چهره هایی که در روند تاریخ معاصر تاثیر گزار بوده اند یکی از بایدهای ما برای تکرار نکردن اشتباهات گذشته است.آیا کسی که به نام دکتر شریعتی می شناسیم همانی است که به ما شناسانده اند؟چرا همواره محسور منبري هاي کراواتي و يا عمامه اي ميشويم و بدنبال حرافهاي افسونگر و افسانه پرداز راه مي افتيم بخوانید و بدانید آتش بیاران معرکه ۱۳۵۷ چه کسانی بودند...آنهایی که مسبب سیه روزی امروز ما هستند. مردمی که تاریخ نخوانده و نمی شناسند محکوم به تکرار آن می شود! پاینده ایران

خودم

زیلد حرس نخور این پان ترک ها دیوانه اند

مصطفی شهریاری

باسلام بازی چوگان در دنیا بنام ایرانیان ثبت شده ولی در هیچ مرجعی نیامده که مربوط به کدام نقطه ایران هست. یکی از اسناد هر نوع بازی نامها و اصطلاحات فنی ان بازی هست که به زبانهای محل اولیه ان میباشد. در سنگ نگاره های کول فره و بازفت که قدمت بیش از3000 سال دارند مردم این منطقه را نشان میدهد با سواران چوگان باز و لباس بختیاری در تمام مرغزارهای منطقه بختیاری از دوران بسیار قدیم بیش از 3000 سال دروازه های چوگان هست بخصوص در مرغ گندمان و گلوگرد و شوش و چغازنبیل. در زبان لری چو = چوب... و گون= کوی هست و چوگون یعنی بازیه چوب و گوی به مرور چوگان گفته شد هر راند بازی در چوگان را چوکه میگویند..چوکه به ظرف کاسه مانندی گفته میشود که وسط ان سوراخ کوچکیه ان را پر از اب میکردند روی سه پایه میگذاشتند و 7 دقیقه طول میکشه تا اب ان از سوراخ چکه کند زمان هر چوکه هم 7 دقیقه هست . فن دنگلوس ..هر گاه چوگانباز اویزان میشود و گوی را اززیر اسب میزند اصطلاحا دنگلوس میگویند..دنگلوس به زبان بختیاری یعنی اویزان شدن. با نظم پشت سر هم با فاصله مشخص ایستادن اسبها را مثل خانه های نردبان که روی زمین باشد را در این بازی اصطلاحا"

متولی رحمکیان

من در بسیار کشور نام شترنگ بازی را که شما ذکر نموده اید شاه مات یافتم از جمله در زبانهای که ریشه ی سلاوی دارند شه مت و یاشخمت می گویند و در زبانهای پارسی هم شاه مات در جریان باز تکرارا می شود یکی از مهره ها شاه نام دارد و زمان برد وباخت واژه مات تکرار میشود آشکار است که بازی پارسیوان هاست .

فرشاد

با عرض سلام و ادب و احترام سایت ایران فیس بوک جامعه مجازی همیشگی ایرانیان به جمع هزاران ایرانی عزیز در ایران فیسک بوک بپیوندید www.iranfacebook.net با امکانات جدید و بینظیر!

حقدوست

[گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل] [گل][لبخند] سلام دوست ارجمند [لبخند][گل] [گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل] [گل] [گل] عید سعید و بزرگ غدیر خم بر شما عزیز مبارک.[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] مطمئناازخواندن چندمطلب ناب در مورد غدیر خم، در یک پست، ذوق زده خواهید شد.[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل] [گل] [گل] باور ندارید؟!! بیایید و ببینید. [گل][لبخند][لبخند][گل][لبخند][لبخند][گل] البته این بخشی از مطالبی است که در صفحه اول وبلاگ «برای همه مفیده» خواهید خواند. از مطالب ناب موجود در صفحه‌‌های دیگر هم دیدن کنید. منتظر حضور گرم و صمیمی شما عزیز هستم. آدرس: http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل]