انسان بالدار پاسارگاد، تصویر کورش بزرگ

 تصویر برجای مانده از کورش بزرگ
درباره‌ی نماد انسان بال‌دار ِ پاسارگاد
کورش محسنی

یک سنگ نگاره‌ی به پایان نرسیده (!) بر روی کاخ (P) در پاسارگاد نشان می‌دهد که پادشاهی در میان دو پرستنده (خدمت‌کار) جای گرفته است که یکی از آن‌ها پشه‌پران (یا آفتاب‌گیر) به دست دارد. بدبختانه امروز تنها بخش زیرین و پاهای این سه تن برجای مانده است و چهره‌ی مرد میانی را نمی‌توان دید.

  تنها چیزی که برجای می‌ماند، سنگ نگاره‌ی «انسان بالدار» (شاه بالدار) پُرآوازه است که بر روی دروازه‌ی R در پاسارگاد کَنده شده است. این سنگ نگاره مردی دارای ریش را نشان می‌دهد که جامه‌ای «ایلامی» بر تن دارد و تاج پرشکوه و پیچیده‌ای که نزدیک به تاج‌های مصری است بر سر دارد. این تاج دارای دو سَر مار ِ جای گرفته بر روی دو شاخ و نقوش پیچیده‌ای در میان آن است. هم‌چنین چهار بال بزرگ در پیرامون این تصویر از کوروش دوم هخامنشی (کورش بزرگ) خودنمایی می‌کند. پیش‌ترها در بالای این سنگ نگاره نوشته‌ای بوده است که به خود سنگ نگاره مربوط بوده است. نوشته ای ساده به این شرح: «من، کورش، پادشاه، یک هخامنشی»

  درباره‌ی این تصویر پرشُکوه و غیرعادی! که به گونه‌ای افسانه‌ای است و بی‌گمان تنها تصویر و نماد کورش بزرگ است که به آن می‌توان دل‌استوار بود، سخن‌ها و گمانه‌زنی‌ها بسیار شده است. گویا کورش دوم هخامنشی، کوشیده است با به‌کارگیری نمادها، پوشاک و دیگر نشانه‌های اقوام زیر فرمان‌روایی ایران هخامنشی، راه و شیوه‌ی انسانی خود -که در آن زمان کم و بیش بی‌مانند بود- را در این سنگ‌نگاره نیز، دنبال کند. یعنی وی با چنین کاری، خود را نه تنها شاه و فرمان‌روای ایران بزرگ نشان می‌دهد، بل‌که در واقع خود را بخشی از فرهنگ و شهری‌گری‌ها می‌داند و هم‌زمان به آن‌ها به دید احترام می‌نگرد.

  در این نگاره‌ی افسانه‌ای و پُر  راز، از نمادهای مصری (تاج) و هم‌چنین نشان‌های آسوری (انسان بالدار)، فینقی، میان‌رودانی و در پایان نماد ایلامی (پوشاک) دیده می‌شود. بال‌های این نگاره به گونه‌ای با یک بند نوشته از هرودوت هم‌خوانی دارد. هردوت در کتاب یکم، 209 پیرامون یک رویا درباره‌ی کورش که برای پدر داریوش بزرگ «هیستاسپ» بازگویی شده، چنین می‌نویسد:

  «من ارشد پسران تو را با دو بال [به خواب] دیدم، که یکی از آن بال‌ها بر سَر آسیا گسترده شده بود، و دیگری بر سراسر اروپا سایه افکنده بود.»

  هم‌چنین تنها نمایش شاهانه پیش از داریوش بزرگ، یک مُهر است که در زمان داریوش نیز در پارسه (تخت جمشید) آن را به کار می‌برده‌اند، ولی آشکار است که به زمان پیش از داریوش شاه برمی‌گردد. بر این مُهر واژه‌های «کوروش انشان، پسر تس‌پس (چیش‌پیش)» آورده شده است. این مهره یک صحنه‌ی کارزار و جنگی است که در آن (مُهر کوروش در انشان PFS93)، مرد سوار بر اسپ (کوروش!) از روی دو مرد فرو افتاده بر خاک می‌پَرَد و به پی‌گَرد یک پیاده‌ی جنگی می‌پردازد.

بریان، پی یر 1382: تاریخ امپراتوری هخامنشیان، انتشارات زریاب، ص 225

+ By Dr. Kaveh Farokh: New Book – Pan-Turkism: Iran and Azarbaijan

*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)

/ 10 نظر / 185 بازدید
پرنیان

درود.مطلب جالبی بود.

کورش(هزاره های فراموش شده)

درود دوست گلم غروب غمت راب هر قیمتی خریدارم چون طلوع شادیهایت راازدرون دل آرزومندم من براي صلح كوشيدم:كورش بزرگ* دوست گلم چهارم بهمن روزتاجگذاری کورش بزرگ را پیشاپیش شادباش گویم با نگاشته ای درهمین مورد ب روزم وامیددارم که بی وفائی نکرده وهم چون گذشته آمده ومن راشادو خرسند نمود با دیدگاه خوددراین ضمینه. درپایان خواهشن دیدگاه خودراب طورعمومی بیان نموده تا دیگر دوستان هم بهرمند شوند.باسپاس پاینده با ایران وجاوید نام ویادکورش بزرگ وبانو ماندانا. بدرودتادیگر درودی ب گرمای خورشید. کورش فرزند ایران زمین

Mohammad

سلام... مطلب عالی بود...حسابی کیف کردم... سپاس!

Mohammad

ولی احساس میکنم اون مارهایی که نام برده شد...مار نیستند! بلکه شاخ هستند...وجود مار آیا شخصیت کوروش را زیر سوال نمیبرد؟

سيمسن

پیش‌ترها در بالای این سنگ نگاره نوشته‌ای بوده است که به خود سنگ نگاره مربوط بوده است. نوشته ای ساده به این شرح: «من، کورش، پادشاه، یک هخامنشی» جناب نويسنده محترم ،براساس كدام سند و عكسي يا مدركي فكر ميكنين كه مجسمه تنديسي از كورش بوده ؟ و صد عجب از كجا جمله:«من، کورش، پادشاه، یک هخامنشی» را آورده ايد؟خوابنما كه نشده ايد؟

سيمسن

(دوست گلم چهارم بهمن روزتاجگذاری کورش بزرگ را پیشاپیش شادباش گویم) اين هم از همانكاهاست.[قهقهه] چهارم بهمن را از كجا آورده ايد؟ كجاي نوشته شده 4 بهمن تاجگذاري بوده؟كدام سنگ نوشته يا كتيبه؟فقط با ارجاع دادن به فلان موزه و فلان كتيبه كه روش نوشته شده بود و ....سنگ قلابم نكن. آخه عموجان خودشيفتگي هم حدي داره

سيمسن

اميدوارم بجاي تكرار جعليات و نوشتن داستان و افسانه، همه ما بريم دنباله واقعيات. مشكل شما تك زبان بودنتونه اغلب. البته بعضي هاتون هم كه دو و شايد سه زبانه هستيد[زبان] فقط مطالبي را از كتابهاي تاريخ جهان ميخونيد كه دلتون ميخواد باورش كنيد.

رهگذر

سلام. دوست عزیز پیشنهاد می کنم دو مستند «تختگاه هیچ کس» و «مجعولات مجلل» را از سایت زیر دانلود کن و ببین. دیدتو نسبت به تاریخ عوض می کنه. http://w3.naria.ir/view/8.aspx?id=402

دوست

این نگاره مربوط به یکی از خدایان میان رودان است و ربطی به کورش ندارد.

شیما

واقعن ازتون ممنونم.فوق العاده اطلاعات خوبی بود.[چشمک] لطفا مطلبی هم از نقش برجسته ی "پیروزی داریوش بر گئومات مغ" هم بذارید .ممنون میشم