بررسی پسوندهای " ـ یک" و "مان" در زبان پارسی

کورش محسنی

دانشیک به جای دانشی و علمی(بررسی پسوند ـ یک در پارسی)

 پسوند ـ یک ریشه ایرانی دارد(پهلوی) و در واژگانی چون تاریک، نزدیک و... بر جای مانده و البته با پسوندهای ic , ique_ , isch و... در زبانهای  اروپایی همریشه است. شماری در آغاز، زمانی که به چنین واژه ای برمیخورند، گمان میبرند که واژه ای پارسی با پسوندی غیر پارسی پیوند خورده است. اما همانگونه که اشاره شد این پسوند، از پسوندهای مشترک زبانهای هندواروپایی است و پروانه ی بهره گیری از آن را در هر دو زبان داریم.

 دانشیک هم از سه بخش دان + ـِش + ـیک ساخته شده است و ساختار آن با قالبسازی واژگان در پارسی همخوانی دارد و واژه ای درخور به جای واژه نیمه تازی "علمی" است. البته میتواند جایگزین واژه ای همچون "دانشی" باشد که شاید آنچنان درخور و آسان نباشد. پس در اینجا از هم خانوادگی زبان پارسی با دیگر زبانهای هندواروپایی بهره میگیریم و چنین واژه ای را میسازیم. از این پُرسمان در واژه ای همچون "ترابری" هم پیش از این بهره گرفته شده(بنگرید+)

 

پرسمان به جای مسئله(بررسی پسوند مان در پارسی)

 شماری با برخورد با واژه هایی همچون پرسمان، گفتمان، چیدمان و... که تا اندازه ای تازه هستند، می انگارند که این واژه سازی نادرست است، چرا که پسوند مان را فرانسوی میپندارند و این کار را الگو برداری از قواعد زبان فرانسوی! اما باید بیاد داشته باشیم که اصولاً پسوند و پیشوند، ازآن زبانهای هندو اروپایی است. اینکه ما یک پسوند و یا پیشوند همانند با فرانسه و .. داشته باشیم هم طبیعی هم هست.

 اما در این مورد ویژه باید گفت که "مان" پسوند پارسی ناب است. پسوند فرانسه ( لاتین ) در اصل ment است که تنها در در گویش و خوانش "مان" خوانده میشود. آنهم تنها در زبان فرانسه، در انگلیسی همان "مِنت" است و در لاتین هم mentum بوده. برای نمونه:

argumentum ارگومنتوم  و argument آرگیومنت ( انگلیسی)  و argument آرگـوُمان ( فرانسه)

 پس "مان" همان "ment" نیست! و بسادگی میتوان از واژه های درخوری همچون چیدمان، گفتمان و پرسمان بهره گرفت.
 این پرسمان از واژه های کهن تر که تازه ساخته نشده اند نیز آشکار میشود:

زایمان، سامان، آرمان، دامان، درمان...

 

+دبیره‌های ِ (=خطوط) پارسی{برگردان و گزارش ِ بخشی از الفهرست ِ ابن‌ندیم}(حامد قنادی)

+ اکبر اعلمی و حمایت از برهم زنندگان امنیت مردم آذربایجان +   +

 

 

 * هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام  نویسنده و نشانی تارنگار مجاز میباشد.

/ 7 نظر / 32 بازدید
م.ر.ت

جناب محسنی عزیز! توجه شما به املای واژه های فارسی ستودنی است. بسیاری از کلمات در فارسی املای یکنواخت ندارند و از قدیم به شیوه های گوناگونی آنها را می نوشته اند.لذا پافشاری بر یک نوع املا و غلط شمردن بقیه مبنای علمی ندارد. استادان بزرگ ادبیات و زبان فارسی ، همچون دهخدا و معین و شهیدی و ...این کلمات را با همین املا نوشته اند.تصور نمی کنم این بزرگان را به خطا منسوب کردن درست باشد! ضمنا بنده املای توس را - بویژه در نگارش امروزی- نفی نکرده ام. در مورد انتساب و عدم انتساب آن ابیات به جناب فردوسی نیز باید فارغ از حب و بغض و براساس مبانی علمی سخن گفت.این را نیز باید بپذیرید که استادان فن که عمری با شاهنامه و سخن استاد طوس/ توس مانوس بوده اند بیش از بنده و جناب عالی با روح و آماج شاهنامه آشنا هستند.پاینده باشید.

masoud kalantari

agha khodaei fekr nemikonid in neveshte ha sangin o ziadi takhasosi shode? hala in neveshte ro fek mikoni chan nafar bekhonan o be dardeshon bokhore? on jashna o tarikh iran ke behtar bod. bebakhshid age intori sohbat kardam. shad zi..

ساناز

سلام اول از همه سپاسگزاربرای اطلاعاتتون و بعد بگم تعداد زیادی تشنه ی دانستن هستند مثل من و از مطالب شما لذت می برند درود بر شما. ندای پارسیان را تنها پارسیان ميشنوند.

احمد آزاد

سلام استاد، مدتی نتونستم به وبلاگتون سر بزنم. در جواب آقای مسعود بايد اگر مطالب بدرد شما نميخوره يا خيلی ديگه تخصصی شده پس میتونید نخونید. من فکر میکنم مطالب این وبلاگ روز بروز داره پخته تر و قوی تر میشه. حالا یه سری مثل شما نمیتونن رابطه برقرار کنند دیگه به خودشون مربوط هست. اتفاقا همین مطلب بخصوص اون بخش (دانشیک) برای من همیشه سوال پیش میاورد که اینجا حل شد. جناب محسنی واقعا ممنون کارتون رو ادامه بدین لطفا.

کورش محسنی

با سپاس از همگی دوستان. دوست گرامی م.ر.ت اینکه گفته اید برخی وازه ها املای یکنواخت ندارند درست به نظر نمی آید, به سخن دیگر باید آن چیزی که درست است را بکار گرفت نه آنچه جا افتاده. دست کم من و شما و کسانی که از این پرسمان اگاهی دارند باید بی هیچ پروایی از اینگونه واژه ها(سد=صد, سدا=صدا, توتی=طوطی, استوره=اسطوره و ...)بهره بگیرند و به دیگران نیز گوشزد کنند. بزرگانی همچون دهخدا و معین و .. نیز از سر ناچاری و برای فراگیر بودن کار خود از این ریخت وازه ها بهره گرفته اند اما بیگمان از نادرستی آنها آگاه بوده اند. اینکه پیشینیان در اثر رویدادهایی دچار لغزش شده اند, شوندی نیست بر اینکه ما هم آن را تکرار کنیم. در پیرامون شاهنامه و آن ابیات نیز می انگارم هر کس اندکی با بن مایه ها و انگیزه ی سروده شدن شاهنامه آشنا باشد بسادگی درخواهدیافت که کدامین ابیات الحاقی هستند و کدامین ابیات ناب و بکر! در میان استادان فن یخ نزنید! شمار زیادی از آنها نیز ناب بودن این ابیات را گواهی میدهند, در این میان باید کدام یک را پذیرفت؟ از دید من هیچ کدام بهتر هست که نگره ای تازه از خود خود شخص به میان اورده شود. پیروز باشید.

م.ر.ت

جناب محسنی عزیز! واقعیت آن است که هیچ وحیی در مورد شیوه خط از آسمان و هیچ کجای دیگر بر زمین نازل نشده است. البته خط قواعدی دارد که به هیچ روی خشک و متعصبانه نیستند و از انعطاف علوم انسانی برخوردارند.از زمره این قواعد می توان به پیشینه و عادت رایج و شیوه نگارش استادان فن اشاره کرد. در رسم الخط مصوب فرهنگستان نیز که در حال حاضر معتبرترین شیوه نامه خط باید تلقی شود و نیز در دیگر شیوه نامه های معتبر ویرایش، گاه رسما به این نکته اشاره رفته که شماری از کلمات را به اشکال مختلف می توان نوشت. ممکن است ما رسم الخط خاصی را نپسندیم و آن را مرجوح بدانیم ، اما نپسندیدن و مرجوح دانستن با غلط شمردن یکی نیست.....

م.ر.ت

....امروزه زبان شناسان به اکراه تعبیر "غلط" را در مورد شیوه های مختلف کاربرد واژه ها و تعبیرات زبانی به کار می برند و آنچه را ما احیانا غلط می نامیم ، غیرمعیار یا غیرفصیح می شمارند. وقتی داستان غلط و درست در زبان این گونه باشد تکلیف خط که اعتباری تر است معلوم است. به هرحال تعصب ورزیدن بر گونه خاصی از زبان و رسم الخط- ولو مقبول تر و استانداردتر - و غلط شمردن ماسوای آن - حتی اگر شیوه و خط استادان بزرگی مثل دهخدا و معین و شهیدی و شفیعی و ...باشد و نسبت دادن آنها به لغزش یا تقیه!! و ... معقول و منطقی نیست. در مورد آن ابیات بنده با دیدگاه حضرت عالی کاملا موافقم که باید نگره ای به دور از تقلید و از پیش خود - و البته مبتنی بر عقلانیت و منطق و به دور از تعصب و مشهورات رایج - پی افکند.این را باید باور داشته باشیم که بسیاری از مشهورات و دیدگاههای متداول ، هیچ بهره ای از درستی ندارند. خداوند همواره حامی جویندگان راستی و حقیقت است.